پدیدههای غیرمجاز یکی از مصایبی است که جامعه به آن مبتلا شده است. یکی از این پدیدههای غیرمجاز پرسه هزاران هزار کودک بیهویت اتباع بیگانه از جمله اتباع افغان به عنوان کودک کار در شهرها است که هر روز بر دامنه فعالیت آنها اضافه میشود. دلیل آن هم روشن است. ترک فعلهایی که از سوی سازمانها و نهادهای متولی از جمله وزارت کشور، پلیس، شهرداری و سازمان بهزیستی صورت میگیرد و منجر به این میشود خیابانها توسط این کودکان تسخیر شود و آسیبهای بسیاری به بدنه اجتماعی وارد شود. آسیبهایی از جمله ضرب و جرح این کودکان از سوی برخی مردم یا سوء استفاده جنسی، تحمل گرسنگی، سرما وگرما، اقدام برای خرید و فروش مواد مخدر، ایجاد سانحه برای وسایل نقلیه عبوری و مصدوم یا فوت آنها در جریان سوانح و آسیبهایی از این دست که مدام در کف خیابانها و جادهها در حال بروز است. این کودکان یا از سوی خانواده هایشان و یا از سوی باندهای سازمان یافته به دلیل درآمد کلانی که از این راه نصیب شان میشود برای گدایی، جمع آوری زباله، پاک کردن شیشه خودروها و ... به کف خیابانها فرستاده میشوند. درآمد کلانی که احمد احمدی مدیرعامل سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران آن را برای بسیاری از استثمارگران کودکان ماهانه تا ۱۵۰ میلیون تومان عنوان کرده است که درآمدی قابل توجه میباشد. درباره آمار کودکان کار از جمله کودکان اتباع بیگانه آمار روشنی وجود ندارد. محمدرضا حیدرهایی، سرپرست دفتر امور آسیبدیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور آمار کودکان کاررا ۷ هزار نفر اعلام کرده است در حالی که در آمار غیررسمی شمار آن تا یک میلیون اعلام شده است که ۸۵ درصد آنها را کودکان کار اتباع خارجی تشکیل میدهد. براساس آمار سازمان بهزیستی کشور از مجموع کودکان کار و کودکان خیابانی شناسایی شده تهران ۶۳ درصد اتباع خارجی هستند که ۷۰ درصد این اتباع غیر مجاز بوده و اوراق هویتی ندارند! ساختار قانونی کشور باید تکلیف خود را با پدیدههای غیرقانونی از جمله کودکان بی هویتی که این گونه در حال استثمار شدن هستند معین کند. این ساختار از یک طرف آن را بی هویت میخواند و از طرف دیگر به آن اجازه اقامت و فعالیت میدهد! روشن است که دستگاههای قانونی بسیاری در این چرخه ترک فعل میکنند و هر کدام منتظر دیگری برای اقدام عملی هستند و این همان چیزی است که استثمارگران کودکان به دنبال آن بوده و هستند و درسایه همین کوتاهیهای صورت گرفته است که دامنه فعالیت پدیدههای غیرمجاز مدام گستردهتر میشود. این موضوع، اما مورد انتظار جامعه نیست بلکه مطالبه است که عملکرد آن مدام در نظر جامعه قرار دارد و رفتار متولیان با فعالیت این کودکان در کف خیابانها مورد داوری قرار میگیرد. این کودکان اگر آن گونه که شهردای و بهزیستی اعلام کرده بدون هویت و از اتباع هستند به کشورشان بازگردانده شوند و باندهای سازمان یافتهای که از آن نام برده میشود تحت تعقیب قرار گیرند چرا که روشن نیست آنها در نوجوانی و جوانی بخواهند چه هزینههای دیگری را به دوش کشور تحمیل کنند.