کد خبر: 1112491
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
فاطمه صبور

زن و مرد خیانتکار که در جریان ارتباط پنهانی مرتکب قتل شده‌بودند، روز گذشته در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شدند.
۲۰ فروردین ماه سال ۹۷، زنی با پلیس تهران تماس گرفت و به مأموران گفت شوهرش به محل کار رفته، اما دیگر بازنگشته‌است. او از مأموران کمک خواست، چون تلفن همراه شوهرش نیز خاموش بود.
بعد از این تماس، تلاش برای یافتن مرد میانسال به نام حمید آغاز شد که در جریان تحقیقات جسد مردی زیر نخاله‌های ساختمانی حاشیه پردیس تهران در حالی که عریان و بینی او بریده شده‌بود، کشف شد. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی و تحقیقات پلیس، مأموران بعد از تشخیص هویت دریافتند جسد متعلق به همان مرد گمشده‌ای است که همسرش اعلام مفقودی کرده‌بود.
به این ترتیب، پرونده با موضوع قتل عمد وارد تحقیقات تازه‌ای شد و همسر مقتول به نام ژاله مورد بازجویی قرار گرفت. در حالی که آن زن مدعی بود از ماجرای قتل اطلاعی ندارد، اما روند تحقیقات نشان داد آن زن با مرد میانسالی به نام شهاب رابطه پنهانی داشته‌است و روز حادثه چند بار با هم در تماس بوده‌اند.
با به دست آمدن این سرنخ، مرد و زن میانسال تحت بازجویی قرار گرفتند، اما مدعی شدند از سرنوشت مقتول اطلاعی ندارند تا اینکه در بازجویی‌های فنی شهاب با اقرار به رابطه پنهانی با همسر مقتول لب به اعتراف گشود. او در شرح ماجرا گفت: «من و ژاله همشهری بودیم و از سال‌ها قبل یکدیگر را می‌شناختیم. هر دو بعد از ازدواج به تهران آمدیم، اما رفت و آمدی نداشتیم تا بعد از چند سال بار دیگر همدیگر را دیدیم. این دیدار باعث شد دوباره رفت و آمد خانوادگی ما شروع شود و نهایت به رابطه من و ژاله ختم شد.»
متهم در ادامه گفت: «این رابطه ادامه داشت تا حمید موضوع را فهمید. سعی کردم رابطه‌ام را با ژاله کمتر کنم، اما آن روز وقتی حمید را در پارک هنرمندان دیدم، ورق برگشت و کار به درگیری کشید. درگیری من و حمید بالا گرفت و از عصبانیت با دستم یک ضربه به سینه او زدم. او سابقه بیماری قلبی داشت و با این حمله حالش بد شد و روی زمین افتاد. از ترس او را سوار ماشین کردم تا به بیمارستان برویم، اما بین راه فوت کرد. نمی‌دانستم با جسد چکار کنم. از ترس آن را حوالی پردیس بردم و رها کردم.»
او در آخر گفت: «جسد را در مکانی رها کردم که رفت و آمد زیاد باشد و عابران آن را ببینند. می‌خواستم پیدا شود، اما نمی‌دانم چه کسی روی جسد نخاله‌های ساختمانی ریخت و جسد را زیر آن دفن کرد.»
با تأیید این اظهارات از سوی همسر مقتول، شهاب به اتهام قتل عمد و ژاله به اتهام معاونت در قتل راهی زندان شدند و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. پرونده با تعیین شعبه در وقت رسیدگی روی میز هیئت قضایی شعبه دوم دادگاه قرار گرفت.
با اعلام رسمیت جلسه، وکیل اولیای‌دم در نبود موکلشان به جایگاه رفت و از سوی آن‌ها درخواست قصاص کرد. در ادامه مرد میانسال در جایگاه ایستاد و با رد اتهام قتل عمد در دفاع از خود گفت: «فوق لیسانس علوم سیاسی دارم و متأهلم، ولی به خاطر سختی کار چند سالی بود بازنشسته شده‌بودم. قبول دارم آن روز بعد از روبه‌رو شدن با حمید بحثمان شد، اما او را به قتل نرساندم.»
متهم در ادامه گفت: «حمید سابقه بیماری قلبی داشت. روز حادثه وقتی حالش بد شد، او را سوار ماشین کردم تا به بیمارستان برویم، اما یکباره متوجه شدم او ساکت شده و نفس نمی‌کشد.»
متهم در ادامه به سؤالات قاضی پاسخ داد.
قاضی: چرا در بازجویی‌های اولیه درگیری با مقتول را انکار کردی و به پلیس حرفی نزدی؟
متهم: مقصر ژاله بود. او به من گفته بود جسد شوهرش در حالی که چاقو خورده و بینی‌اش بریده شده در حاشیه تهران پیدا شده‌است. فکر کردم بعد از اینکه جسد را در پردیس رها کرده‌ام، یک نفر او را کشته است. به همین خاطر ترسیدم به پلیس حرفی بزنم، چون من او را نکشته‌بودم. پزشکی قانونی هم سابقه بیماری قلبی حمید را تأیید کرده‌است. باور کنید حمید به خاطر سکته فوت کرد و علت مرگ ضربه من نبوده‌است.
قاضی: ولی تو در بازجویی‌های بعدی به درگیری با مقتول اعتراف کردی و گفتی به سینه او ضربه زدی؟
متهم: آن زمان تحت فشار روانی بودم. قبول دارم چند سال با ژاله رابطه داشتم، اما هرگز قصد کشتن شوهرش را نداشتم. آن روز از شدت عصبانیت به او ضربه زدم.
قاضی: پس چطور جسد عریان و بینی‌اش بریده شده‌بود؟
متهم: زمانی که می‌خواستم او را سوار ماشین کنم، اثر انگشتانم روی لباس‌های حمید مانده‌بود به همین خاطر لباس‌هایش را در آوردم و جسد را عریان حوالی پردیس رها کردم. ولی علت بریده شدن بینی او را نمی‌دانم. احتمالاً کسی که او را زیر نخاله‌های ساختمانی مدفون کرده‌بود، بینی‌اش را بریده‌است.
بعد از این دفاعیات همسر مقتول به جایگاه رفت. او نیز با رد اتهامش گفت: «باور کنید از ماجرای قتل اطلاعی نداشتم و شهاب هم در این‌باره به من حرفی نزده‌بود. وقتی جسد شوهرم پیدا شد، موضوع را تلفنی به او گفتم تا اینکه با ردیابی تماس تلفنی دستگیر شدم.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار