کسب اولین سهمیه بازیهای المپیک جان دوبارهای به ورزش داد. این روزها که همه حواسها به تیمملی فوتبال است و برخی برای تهیه بلیت جامجهانی و اعزام به قطر سرودست میشکنند، هانیه رستمیان با موفقیت در مسابقات جهانی و گرفتن سهمیه، اهمیت توجه به ورزشکاران را به مسئولان یادآوری کرد.
تیرانداز ایرانی در شرایطی نخستین سهمیه کاروانمان را به ارمغان آورد که با سلاح قرضی در خط آتش قرار گرفته بود. مثل همیشه کمبود سلاح و فشنگ مشکلات اصلی ورزشکاران تیرانداز است و بعید میدانیم این کمبودهای قدیمی به زودی مرتفع شود. البته مدیران ارشد ورزش همواره بر رفع مشکلات و نواقص ملیپوشان تأکید میکنند و وعدههای زیادی هم میدهند، منتها خیلی نباید روی این وعده و وعیدها حساب باز کرد. در چند سال گذشته بحث اعطای پاداش و حقوق به ورزشکاران صاحب سهمیه جا افتاده و هم کمیته ملی المپیک و هم فدراسیونها به این مسئله اهمیت میدهند. طبق اعلام دبیرکل کمیته هر ملیپوشی که موفق به گرفتن سهمیه پاریس شود ۳۰ میلیون تومان پاداش در انتظارش خواهد بود. همچنین قرار است حقوق ماهانه نیز برایشان در نظر گرفته شود. موارد مصوب شده در جهت کمک کردن به ورزشکاران و کاهش دغدغههای زندگی آنهاست، اما دقیقتر که به مسئله نگاه کنید، متوجه میشوید پاداش ۳۰ میلیونی دردی از دردهای ورزشکاران حرفهای دوا نمیکند. ملیپوشان رشتههای غیرفوتبالی سالهاست از نداشتن شغل، عدم رسیدگی، بیتوجهی مسئولان و تبعیضهای شدید گلایهمند هستند. در روزگاری که گرانی بیداد میکند و تیرانداز المپیکی ما شغلی جز ورزش ندارد این پاداش چند درصد از نیازهای مالیاش را برطرف خواهد کرد؟! ورزش هم مانند سایر حوزهها به دلیل شرایط کشور با چالشهای زیادی مواجه است، ولی چالشهای اقتصادی هیچ وقت یقه فوتبالیها را نمیگیرد و بار اصلی روی دوش رشتههای المپیکی و مدالآور بوده و هست. به گفته مناف هاشمی، بودجه کمیته بسیار کم است و مسئولان این نهاد برای افزایش بودجه رایزنیهای زیادی را انجام دادهاند، اما باز هم نمیتوان ناچیز بودن پاداش تعیین شده را رد کرد. ورزشکاران در هر رشتهای برای گرفتن جواز حضور در بازیهای المپیک شبانهروز تلاش میکنند و هزار و یک کمبود، سختی و مشکل را به جان میخرند. هر طور حساب کنید باز هم سهمیه المپیک بیشتر از ۳۰ میلیون میارزد.ای کاش برای در نظر گرفتن پاداشها قدری هم اوضاع اقتصادی عامه مردم، قیمت کالاها، ارز و سکه را در نظر میگرفتید تا رقم نهایی با واقعیتهای روز جامعه همخوانی داشته باشد. حقوق المپیکیها هم قرار است بین ۵ تا ۱۰ میلیون تومان باشد، رقمی که با خرج و مخارج فعلی کفاف خورد و خوراک، لباس، رفتوآمد و زندگی یومیه را میدهد، مخصوصاً آنها که خرج خانواده را نیز به دوش میکشند. موضوع دیگر اینکه رسیدگی به المپیکیها نباید تنها به بحث پاداش و حقوق خلاصه شود. جدا از بحثهای مالی، شرایط باید به گونهای آماده شود که ورزشکار ما به جای آنکه اسیر حواشی باشد، ششدانگ حواسش به متن باشد، یعنی همه تمرکزش روی موفقیت در المپیک معطوف شود و نباید اجازه داد هیچ چیز دیگر فکر و ذکر المپیکیها را درگیر خود کند. در این بین برنامهریزی مسئولان و عملکرد مدیران فدراسیونها نقش بسزایی خواهد داشت. در همین ابتدای کار بعد از مطرح شدن قرضی بودن سلاح بانوی تیرانداز در مسابقات جهانی مصر، وزیر ورزش مدعی شده هیچ درخواستی در خصوص تهیه سلاح به وزارتخانه نرسیده، اما قربانی رئیس فدراسیون تیراندازی این ادعا را تکذیب کرده است. چوب این ناهماهنگیها، سوءمدیریتها و شانه خالی کردن از مسئولیتها مستقیماً به چشم ورزشکاری میرود که برای تأمین امکانات اولیه باید منتظر معجزه باشد، نه تدبیر مسئولان! مخلص کلام اینکه وزارت، کمیتهملی المپیک و فدراسیونها نمیتوانند پشت ارقام اعلام شده سنگر بگیرند، بلکه برای درخشش نمایندگان ورزش ایران در پاریس ۲۰۲۴ باید وارد گود شوند و تا لحظه آخر پای کار بمانند.