یکی از اعضای فرقه شیطانپرستی که ۱۰ سال قبل تاجر ایرانی را در گرجستان به قتل رسانده بود، پس از تحمل هشت سال زندان در آن کشور به زودی در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشود.
به گزارش جوان، ۲۳ اسفندماه ۹۰، پلیس اینترپل کشور از قتل یکی از تاجران سرشناس ایرانی در شهر تفلیس گرجستان باخبر شد. با اعلام این خبر، تحقیقات به جریان افتاد و در روند آن مشخص شد عامل قتل یک مرد ایرانی به نام نوید است که با ضربات متعدد چاقو، تاجر ایرانی به نام مسعود را در دفتر کارش به قتل رسانده است. متهم که بعد از جنایت به کمپ پناهندگان گریخته بود، ردیابی و بازداشت شد. او با اقرار به قتل در شرح ماجرا گفت: «در ایران درآمد خوبی نداشتم، به همین دلیل به ترکیه و از آنجا به سفارت امریکا و کانادا رفتم تا پناهنده شوم، اما کارم انجام نشد. ناچار شدم از ترکیه به گرجستان بروم و در یکی از بازارهای آنجا مشغول کار شوم. در آنجا شنیدم یک تاجر ایرانی به مهاجران کمک میکند. آدرس دفتر او را گرفتم و همراه دوستم به آنجا رفتم. آن زمان عضو فرقه شیطانپرستی شده بودم و حرفهایی را که علیه جمهوری اسلامی در فضای مجازی منتشر میشد، دیده بودم. وقتی به دفتر کار مسعود رفتم در این باره با هم بحثمان شد و وقتی فیلمها را نشانش دادم، عصبانی شد. این بحث ادامه پیدا کرد تا با هم درگیر شدیم. تحت تأثیر فیلمهای فضای مجازی، طرفداریهای مسعود موجب شد با خنجری که همراهم بود به او چند ضربه بزنم و او را به قتل برسانم.» متهم در ادامه گفت: «مطمئن شدم مسعود فوت کرده است. همان موقع تلفن همراه و نوتبوکش را از روی میز کارش سرقت و فرار کردم.» متهم بعد از بازداشت در همان کشور گرجستان محاکمه و به اتهام قتل عمد به ۱۴ سال و به اتهام سرقت به چهار سال حبس محکوم شد. او بعد از گذراندن هشت سال از محکومیتش به خاطر شیوع بیماری کرونا، سال ۹۹ با استرداد محکومان بین دو کشور به ایران برگردانده شد.
متهم بعد از ورود به کشور راهی زندان شد، اما توانست رضایت مادر و فرزند مقتول را جلب کند. با جلب رضایت اولیای دم او مورد بازجویی قرار گرفت و در توضیح به مأموران گفت: «چهار سال ابتدای محکومیتم در گرجستان گذشت. طبق قوانین آن کشور اجازه نداشتم با کسی ملاقات تلفنی یا حضوری داشته باشم. نمیتوانستم رادیو و تلویزیون ببینم. شرایط سختی بود تا بعد از گذراندن این چهار سال به زندان شهر تفلیس منتقل شدم. شرایط آن زندان بهتر بود. میتوانستم با خانوادهام تلفنی صحبت کنم. رادیو گوش دهم و تلویزیون ببینم و کتاب و روزنامه بخوانم. آنجا بود که از آن فرقه دوری و توبه کردم. ابتدا دین مسیحیت را انتخاب کردم، اما بعد از مدتی به اسلام گرویدم. سعی کردم نمازهایم را بخوانم و روزه بگیرم، حتی قضای آنها را هم بجا بیاورم.»
بعد از ثبت این اظهارات، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا متهم طبق قانون کشورمان محاکمه شود.
بعد از اعلام رسمیت جلسه، برادر مقتول که از مادر و پسر خردسال مقتول وکالت داشت به جایگاه رفت و گفت: «مدتی است مادرم فوت کرده است. او قبل از فوتش اعلام گذشت کرده بود، به همین خاطر ورثه که هفت خواهر و برادر هستند با فوت مادرم باید نظرشان را اعلام کنند.»
او در ادامه گفت: «من از طرف خودم و برادرزادهام اعلام گذشت میکنم، ولی درباره درخواست دیگر ورثه باید بگویم وقتی مادرم بدون هیچ چشمداشت و دریافت پولی اعلام گذشت کرد، متهم حتی یک تشکر هم نکرد. این رفتارش ممکن است در تصمیم دیگر ورثه مؤثر باشد؛ بنابراین باید آنها خودشان در دادگاه حاضر شوند تا نظرشان را اعلام کنند.»
با این درخواست، هیئت قضایی جلسه را به تاریخ دیگری موکول کرد تا بعد از اعلام درخواست دیگر ورثه، متهم محاکمه شود.