کشورمان در یک ماه اخیر روزهای پرالتهابی را از سرگذراند. روزهایی که بزرگترین جنگ رسانهای تاریخ علیه جمهوری اسلامی ایران به رهبری آمریکا و صهیونیسم و با پولپاشی دولت سعودی شکل گرفت و موجب شد عدهای از داخل خاک ایران هم فریب بخورند و در زمین دشمنان قسم خوردهی این خاک بازی کنند. تکلیف عدهای که به طور کلی با این مرز و بوم سر عناد دارند مشخص است و بحث ما مربوط به این اشخاص نیست بلکه اینبار میخواهیم نقش فوتبالیستها را در این بحران بررسی کنیم که متاسفانه یا از روی جهل یا از سر عناد با این کشور، این بار به جای گل زدن به دشمن، گلبهخودی زدند. روی صحبت من با علی کریمی نیست که سابقه مشخصی دارد و حتی اهالی فوتبال هم هیچگاه با او به خاطر خصوصیات رفتاری ناپسندش کنار نیامدهاند و این موضوع در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال هم به خوبی نمود پیدا کرد و حتی احسان حاجصفی کاپیتان تیم ملی فوتبال هم به علی کریمی رای نداد و از سوی دیگر شایعاتی هم در خصوص اجاره دادن اکانتهایش در فضای مجازی به سرویسهای اطلاعاتی امارات شنیده میشود. بحث ما در اینجا مربوط به دیگرانی است که با هر متر و معیاری به محاسبه بنشینیم به تناقضات عجیبی برخورد میکنیم. اخیرا سردار آزمون زیر پست یکی از ایرانیان معاند ساکن کانادا که مشغول جمعآوری امضا برای اخراج سفیران ایران از اعضا جی۷ است کامنت و لایک گذاشته و صراحتا اقدام این شخص معلومالحال را تایید کرده است. آقای آزمون ظاهرا نمیداند که این اقدام ضد نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه ضد کلیت مردم ایران است و ضررش را تمام مردم ایران خواهند دید. آقای آزمون فراموش کرده است که اقدامات و تلاشهای این فرد باعث شد دیدار تدارکاتی ایران با کانادا لغو شود و ضربه بزرگی به آماده سازی تیم ملی ایران که سردار آزمون هم عضوی از آن است وارد شود. سردار آزمون آیا از خودش هرگز نپرسیده که چرا معاندین کانادانشین هرگز به فکر اخراج غارتگران بیتالمال ایران نبودهاند که اکنون در کانادا زندگی میکنند و به ریش مردم ایران میخندند اما در حال تلاش برای اخراج سفرای ایران از کشورهای مختلف هستند؟ البته از سردار آزمون انتظاری نمیرود که رنج مردم ایران و مشکلاتی که برای هموطنانش بعد از این خوشرقصیها برای غرب نصیب مردم ایران میشود برای او اهمیتی داشته باشد چرا که سردار آزمون در زندگی شخصی خود هم نشان داده که بیمسئولیتی را خوب آموخته است و اخیرا در دادگاهی در روسیه در یک پرونده فساد اخلاقی درگیر شده که یک سر دعوا زنی اهل روسیه است و حالا در پست و استوریهایش از زنان سرزمینش میگوید. همانطور که ذکر شد از شخصی مثل سردار آزمون انتظار بیشتری نمیرود اما از امثال علی دایی انتظار میرود به جای نفرتپراکنی در وطن با صحبتها و پستهای نسنجیده و فاقد اعتبار، مردم را به حفظ وحدت و آرامش و کشف حقیقت دعوت کند چرا که علی دایی نه تنها در ورزش و فوتبال دارای اعتبار جهانی است بلکه از معدود تحصیلکردهها و فرهیختههای اهل ورزش است. آقای دایی که خود را تحصیلکرده دانشگاه شریف میداند و نظام را به هتک حرمت از شریف متهم میکند آیا خودش نسبت به هتک حرمت خانوادهای که دخترشان را به علت بیماری از دست داده بودند و علی دایی با حرفهایی خلاف واقع او را قربانی اغتشاشات دانست چه نظری دارد؟ آیا علی دایی صحبتهای عموی آن دختر را شنید که صراحتا از وی خواست خانواده عزادار ایشان را با دامن زدن به شایعات و نفرت پراکنی بیشتر آزرده خاطر نکند؟ به نظر میرسد برخورد پر از تساهل نظام جمهوری اسلامی نسبت به دروغپراکنی سلبریتیها و خصوصا اهالی فوتبال موجب شده این جماعت احساس مصونیت قضایی کنند وگرنه محال ممکن است چنین بیمحابا در زمین دشمن بازی کنند و حتی زمانیکه مشخص میشود دچار اشتباه شدهاند لب به عذرخواهی باز نکنند. اگر مسئولان مربوطه همان ابتدا که در اردوی اتریش سردار آزمون شروع به نفرتپراکنی کرد با او به شکل مناسب برخورد میکردند امروز به خیل امضاکنندگان نامه اخراج سفرای ایران نمیپیوست. البته قوه قضاییه اخیرا از علی دایی برای اثبات ادعاهایش درخواست ارائه سند کرد و حالا باید منتظر بود و دید آقای دایی با سند چنین سخنانی را به زبان آورده یا زیر فشار و انتظاری که عدهای از او به عنوان قهرمان ملی داشتند مرتکب اشتباهی ناخواسته شده است.
به نظر میرسد پس از اتمام کامل التهابات اخیر، فضای فرهنگی و ورزشی کشور نیاز به بازنگری جدی در زمینه اظهارنظرهای اهالی این فضا دارد. در غیر اینصورت باید منتظر بود و مشاهده کرد که از هر موضوع کوچکی، ورزشکاران و سلبریتیهای حوزه فرهنگ یک بحران پر هزینه برای کشور خلق کنند.