با اعلام صریح حمایت امریکاییها و اروپاییها از اغتشاشات اخیر، بسیاری از ابعاد این توطئه برنامهریزیشده قدرتهای سلطه علیه مردم ایران آشکار شد و حقانیت عمل ملت ایران در مخالفت با این توطئه وعدم همراهی با اغتشاشگران را اثبات کرد. مواضع اخیر سران دولت امریکا، رئیسجمهور فرانسه و دیگران که درواقع تکرار همان مواضع سردمداران غربی در جریان فتنه ۱۳۸۸ است، اگرچه نشاندهنده استمرار دشمنی آنها علیه مردم ایران است، اما از سوی دیگر بیانگر عدم درک درست آنها از تحولات و ناتوانی از تحلیل درست وقایع و عبرتگیری از شکستها و ناکامیهاست.
روز پنج شنبه ندپرایس، سخنگوی وزارت خارجه امریکا با تصریح بر اینکه تمرکز ما اکنون بر چگونگی کمک به معترضان در ایران است نه مذاکرات احیاى برجام، مدعی میشود که تمرکز ما در حال حاضر بر شهامت (؟!) مثالزدنیای است که مردم ایران در تظاهرات مسالمتآمیز از خود نشان میدهند و تمرکز ما فعلاً براین است که توجه را به آنها معطوف کنیم و به هر روشی که میتوانیم از آنها حمایت کنیم.
جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز با تأکید بر حمایت جو بایدن از اغتشاشات روزهای اخیر در ایران با ادعای اینکه شهامت ایرانیان فوقالعاده بوده است، مدعی میشود: «مشاهده دلاوری، نترسی، پایبندی به اصول و شهامت زنان و دختران و حامیانشان در خیابانهای ایران، اعتصاب کارگران، مشارکت دانشجویان و مردم در راهپیماییها با مطالبه رعایت حقوق اولیه و حیثیتشان فوقالعاده بوده است».
در جریان فتنه سال ۱۳۸۸ نیز موضع امریکاییها همینگونه بود؛ هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه امریکا، در حمایت از فتنه گران اعلام کرد که امریکا در تلاش است تا به طریقی که فعالیت نیروهای دموکراتیک در ایران تضعیف نشود و همچنین این نیروها به خطر نیفتند، از آنها حمایت کند. او افزود دولت امریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش برمیآمد از معترضان (جریان فتنه) کرد. باراک اوباما رئیسجمهور امریکا نیز در جریان آن فتنه اعلام کرد که ایرانیها باید شجاعت لازم برای بیان آزادی را داشته باشند و به اعتراضات خود ادامه دهند؛ و در ادامه حمایتها نیز کنگره امریکا رسماً ۵۵ میلیون دلار برای حمایت از فتنه گران اختصاص داد و اوباما را موظف کرد که در عرض سه ماه آن را هزینه کرده و گزارش آن را به کنگره بدهد.
گزارشهای دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نیز بیانگر این است که غربیها در اغتشاشات اخیر به حمایت زبانی و رسانهای اکتفا نکرده و به دلیل اطمینان نسبی از موفقیت عوامل میدانی تقریباً تمام ظرفیتهای متنوع خود را برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی پایکار آورده و قشونی از سران غربگرا، مأموران سفارتخانهها، برخی سلبریتیهای ورزشی و هنری، مراجع ساختگی، برخی مسئولان سابق و تعدادی از رسانههای داخلی و گروههای مسلح خشن یا تجزیهطلب رسماً وارد میدان شوند، نکتهای که بهجرئت میتوان گفت در میان تمامی عرصههایی که کشورهای غربی برای مقابله با یک نظام سیاسی وارد میدان شدهاند بینظیر است. شدت عجیب حملات رسانهای در سطح داخلی و خارجی، خصوصاً در روزهای اول طوری بود که صداوسیما و رسانههای انقلابی هم عمدتاً در درک ابعاد این طراحی دشمن منفعل بودند.
در مورد چرایی حمایت اینگونه غربیها از اغتشاشات اخیر به چند نکته میتوان اشاره کرد: ۱-قدرتهای سلطه همه روشهای ممکن برای براندازی نظام را تجربه کرده و شکستخوردهاند، ورود به عرصه جدید که یک جنگ ترکیبی همهجانبه بود، عمدتاً متکی بر یک برنامهریزی منسجم و با بهرهگیری از همه ظرفیتها برای متوقف کردن روند پیشرفتهای ایران است و به دلیل برنامهریزیها و تمهید مقدمات لازم پیروزی دچار توهم شده و موفقیت خود را در آن قطعی میدانند. ۲-ورود پرشدت امریکاییها و اروپاییها به این میدان و تصور پیروزی قطعی ناشی از آن بهرغم عدم همراهی مردم ایران ناشی از آن است که آنها خودفریب جنگ روانی و رسانهای را خوردهاند که علیه مردم ایران به راه انداختهاند، آنها تصورشان این است که شرایط داخل ایران بههمریخته و اغتشاشات سراسر کشور را فراگرفته است و به همین دلیل این تصور در آنها ایجادشده با این حمایتها قادرند نظام اسلامی را سرنگون کنند این در حالی است که در حوادث اخیر بهجز معدود حرکات ایذایی عمدتاً با محوریت برخی از اشرار و عوامل گروهکها در برخی از شهرها، مردم ایران به زندگی عادی خود مشغول هستند، اگرچه طبعاً این حوادث جزئی و هزینههای انسانی و مادی ناشی از آن نگرانیهایی را برای مردم و اصناف و... ایجاد کرده است
۳- نقش عوامل فتنه ۸۸ یکی دیگر از دلایل امیدواری غرب به اغتشاشات اخیر بود. در این تردیدی نیست که آغاز این آشوبها بهدروغ پراکنیهای عوامل فتنه ۸۸ بازمیگردد. از موضع چندی قبل میرحسین موسوی در زیر سؤال بردن مدافعان حرم تا دروغپردازی در مورد جانشینی رهبری و تا متهمسازی نظام به قتل خانم امینی توسط محمد خاتمی و دیگر سران این جبهه و... در زمره دلایلی است که نقش اساسی را در اوجگیری اغتشاشات داشت و اکنون هم که دلیل اصلی فوت خانم امینی مشخصشده آنها نهتنها حاضر به عذرخواهی نیستند، بلکه برخی از عناصر افراطی آنها نیروهای نظام را متهم به دامن زدن به بعضی از خشونتها میکنند و این در حالی است که تاکنون نیروهای مدافع امنیت بیش از ۲۵ شهید در مقابله با آشوبگران تقدیم نظام و انقلاب اسلامی کردهاند.
۴- توهم قدرتهای غربی به نتیجهگیری از این اغتشاشات برای تحمیل شرایط خود بهنظام اسلامی بهویژه در عرصه مذاکرات هستهای به دلیل این است که تصور میکنند که دامن زدن به این اغتشاشات سبب کوتاه آمدن نظام در احقاق حق مردم ایران درروند پرونده مذاکرات اصلی میشود. آنها تصورشان این است که با دمیدن بر تنور اغتشاشات میتوانند نظام را وادار به تسلیم در برابر شرایط خودکرده و شکستهای گذشته را جبران کنند.
۴-حمایت از اغتشاشگران و تلاش برای حفظ آن درصحنه به دلیل نگرانی غربیها از افول بیشتر این حرکت است چراکه این اغتشاشات به دلیل نداشتن مبانی ایدئولوژیک، تراکم انسانی پایین در کانونهای اغتشاش، نداشتن رهبر مشخص، فرار یا دستگیری لیدرهای آشوب، ابتنا به یک دروغ در مورد نقش نظام در مرگ خانم امینی و... نهتنها اوج نگرفت، بلکه به دلیل عدمحمایت مردم صرفاً بر اقدامات ایذایی و تحرکات آشوبگران و عوامل گروهکی متکی بود و به همین دلیل عمیق و مردمی نشد و ازآنجاییکه سرمایهگذاری چندماهه قدرتهای سلطه برای مقابله با مردم ایران براین اغتشاشات متکی است، لذا غربیها به هر قیمتی تلاش دارند شرارههای آن را زنده نگهدارند.
۵-هدفگذاری برخط تجزیه و سوریهسازی ایران با حمایت از گروههای تروریستی، اگرچه تکرار سناریوی شکستخورده روزهای آغازین انقلاب است، اما همین اقدامات و تحرکات آنها بهویژه آتش زدن پرچم ایران و مساجد و حسینیهها خود به عاملی برای روشن شدن مردم ایران و عدم همراهی با آنها تبدیل شد. اگرچه ممکن بود در آغاز برخی از افراد بهویژه جوانان به دلیل عدم اطلاع از واقعیتهای کشور به دلیل اعتراض به برخی از اقدامات و نارساییها با آنها همراه شده بودند، اما ظهور اینگونه واکنشها سبب شد مردم با آنها فاصله بگیرند و حتی تلاش آنها هم برای همراهسازی اصناف و اقشار مختلف هم به نتیجه نرسد.
اما بهرغم تصور غربیها و برنامهریزی آنها، این اغتشاشات در کنار هزینههایش، فرصتهایی را نیز برای مردم ایران به همراه دارد چراکه باعث شناخت مردم ایران نسبت به توطئهها و دخالتهای دشمنان شده و از سوی دیگر نشان داد که موضوع برجام و مذاکرات هستهای و ادعای نگرانی آنها از دستیابی ایران به توانمندی هستهای، صرفاً ابزاری برای فشار مردم ایران است. از سوی دیگر حوادث اخیر فرصتی را ایجاد کرد که برخی از واقعیتهای جامعه و مسائل مشکلات جوانان و تأثیر و نفوذ شبکههای مجازی در آنها روشنشده و چارهاندیشی مسئولان برای حل این مشکل و بهویژه توجه به نیازها و ضرورتهای نسل جوان کشور را بهعنوان یک اولویت ضروری ساخت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای مجمع تشخیص نظام، با اشاره به حوادث اخیر یادآور شدند: تا زمانی که ملت ایران، پرچم اسلام را به دست گرفته و همراه نظام اسلامی است، این دشمنیها به اَشکال مختلف ادامه پیدا خواهد کرد و تنها راه علاج آن نیز ایستادگی است، ایشان سپس خاطرنشان کردند: ایستادگی ما در مقابل طراحیها و دردسرسازیهای شیاطین موجب توقف نمیشود و زمینه ساز حرکت رو به جلو میشود.