نسخه دروغین زن رمال برای تازه عروس و داماد پای آنها را به اداره پلیس باز کرد.
چندی قبل زن جوانی به اداره پلیس رفت و گفت سارق یا سارقانی به خانهاش دستبرد زده و تمامی طلاها و اموال قیمتیاش را سرقت کردهاند.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: «من تازه عروس هستم و قرار است به زودی مراسم عروسیمان را برگزار و همراه شوهرم زندگی تازهای را آغاز کنیم. چند روز قبل جشن تولدم بود و تعداد زیادی از دوستان و بستگانم مهمان من بودند. مهمانها همگی طلا و سکه و پول به من کادو دادند و مبلغ آن زیاد بود. خیلی خوشحال بودم، چون قبل از مراسم عروسیام مقدار زیاد پول و طلا داشتم و میخواستم بفروشم و با کمک شوهرم خانه بخرم، اما بعد از مراسم تولد همراه خانوادهام به مسافرت رفتم و وقتی امروز برگشتم، دیدم سارق یا سارقانی به خانهمان دستبرد زده و تمامی طلاها، کادوها و پولهای مرا سرقت کردهاند. من الان به یکی از دوستانم به نام فتانه مشکوک هستم، چون او روز جشن تولد مهمان من بود و دید که مقدار زیادی طلا کادو گرفتم.»
بازداشت ۲ سارق
با طرح این شکایت مأموران پلیس تحقیقات گستردهای را برای شناسایی سارقان اموال تازه عروس آغاز کردند.
بررسیهای مأموران نشان داد سرقت از سوی هیچیک از مهمانهای جشن تولد صورت نگرفتهاست و سارقان افراد حرفهای هستند که از طریق بالکن وارد خانه شده و اموال تازه عروس را سرقت و بعد آنجا را ترک کردهاند.
مأموران پلیس در نهایت در تحقیقات فنی و بررسی دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه دو سارق را به نامهای کامبیز و ستار که دارای چندین سابقه کیفری بودند، شناسایی و بازداشت کردند.
متهمان ابتدا منکر جرم خود شدند، اما وقتی با مدارک و دلایل روبهرو شدند به سرقتهای سریالی اعتراف کردند و مدعی شدند تازه عروس را نمیشناسند و اصلاً در جریان کادوهای جشن تولد او نبودهاند.
آینهبینی
در حالی که ۲۰ روز از دستگیری سارقان حرفهای گذشته بود و تحقیقات از متهمان همچنان ادامه داشت، شاکی دوباره به اداره پلیس رفت و به حادثهای عجیب اعتراف کرد. وی گفت: «وقتی طلاها و سکههای جشن تولدم سرقت شد، احتمال دادم سرقت زیر سر یکی از مهمانها باشد. به همین خاطر درباره همه دوستان و بستگانم تحقیق کردم و فهمیدم فتانه به من حسودی میکند. از طرفی هم یکی از دوستانم زن رمالی را به من معرفی کرد و گفت او از طریق آینهبینی میتواند سارق را به من معرفی کند. دوستم گفت چند مرتبه پیش رمال رفته و نتیجه خوبی هم گرفتهاست. پس از این پیش رمال رفتم و او هم از طریق آینهبینی به من گفت که سارق طلاهایم دوستم فتانه است. به حرفهای او اعتماد کردم و به اداره پلیس رفتم و گفتم سارق خانهمان دوستم فتانه است، اما آنها گفتند که مدرکی ندارم.»
بازداشت تازه عروس و داماد
تازهعروس ادامه داد: «وقتی نتواستم پلیس را قانع کنم فتانه را دستگیر کند، از او کینه به دل گرفتم و تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. سپس با مشورت شوهرم قرار شد کیف او را داخل خیابان سرقت کنیم و او را بترسانیم. چند روز قبل از دستگیری دو سارق، شوهرم داخل خیابان با موتورسیکلت کیف فتانه را سرقت کرد و تحویل من داد. داخل کیفش علاوه بر مدارک شناساییاش، گوشی موبایل، پول و چند عدد کارت بانکی هم بود. کیفش را در خانهمان پنهان کردم تا اینکه متوجه شدم مأموران سارقان طلاهایم را بازداشت کردهاند. الان مدتی است عذاب وجدان دارم که تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم.»
با اعتراف تازه عروس مأموران پلیس شوهر وی را هم بازداشت کردند.
تحقیقات درباره این حادثه و بازداشت زن رمال ادامه دارد.