سهشنبه هفته قبل بود که کمیسیون اخلاق ورزش کشور با صدور بیانیهای از مسئولان دستگاه قضا درخواست کرد با توجه به نیت خیرخواهانه ورزشکاران و افتخارآفرینان کشور در ابراز همدردی با مردم در جریان حوادث اخیر قصور احتمالی آنها در لحن و کلام را مهرورزانه مورد عطوفت قرار دهند و با نگاه پدرانه و حکیمانه امید بدخواهان و بیگانگان برای تقابل با سرمایههای کشور را تبدیل به یأس و ناامیدی کنند.
انتشار این بیانیه و درخواست کمیسیون اخلاق ورزش کشور در شرایطی است که تقریباً قاطبه ورزشکارانی که شامل این مسئله میشوند را فوتبالیها تشکیل میدهند. حالا سؤال اینجاست که اصولاً آیا باید فوتبالیست جماعت به خود اجازه بدهد که به بهانه مردمداری در امور سیاسی هم دخالت کند؟ اگر پاسخ مثبت است که طبیعی است هر حکومتی میتواند به موقع برخورد لازم را هم با برهمزنندگان آرامش جامعه به هر نحو ممکن (چه در فضای مجازی و چه در کف خیابان) داشته باشد که یک امر طبیعی است. اگر هم پاسخ منفی است که باید از فدراسیون فوتبال سؤال کرد که چگونه تاکنون در قبال این اقدامات مهر سکوت برلب زده و هیچ واکنشی نشان نداده است.
بدون تردید سکوت فدراسیون فوتبال در این مسئله حساس و مرتبط با امنیت ملی اصلاً قابل توجیه نیست، بهویژه آنکه حالا این سکوت کار را به جایی رسانده که مدعیان عزاداری برای مردم با ادبیات سخیف چالهمیدانی و بهکار بردن الفاظی که فقط از عربدهکشها شنیده میشود وقیحانه به همه چیز میتازند. آنچه در ابتدای بازی پرسپولیس و مس رفسنجان از سوی دروازهبان مس دیده و شنیده شد و در فضای مجازی هم پیچید چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. موضوعی که هیچکس آن را نمیپسندد و حتی آنهایی را هم که طی هفتههای گذشته مچبند مشکی بستند و پست گذاشتند، مبهوت کرده است. کمیسیون اخلاق ورزش که زحمت صدور بیانیه برای ناآگاه اعلام کردن این جماعت را به خود داده چه پاسخی برای این هتاکی واضح و وقاحت تمامعیار دارد؟
برخی فوتبالیستها در سایه سکوت فدراسیون فوتبال و این بیانیه، ناآگاهانه و بدون اینکه جریانشناس باشند هرچه دلشان میخواهد میگویند و هیچکس هم نیست که برخورد مناسبی با آنها داشته باشد. آنها که تا دیروز آتشبیار اغتشاشات بودند حالا با ادبیاتی وقیحانه طلبکار هم شدهاند و هماورد میطلبند و این نیست جز در سایه سکوت فدراسیون فوتبال که باید دید از قبال این سکوت چه چیزی عایدش میشود.