پدر و پسری که در پوشش، پلیس، مرد تاجر را ربوده و پس از اخاذی میلیاردی با خودروی شاسی بلند او برای خوشگذرانی راهی شمال شدهبودند، بازداشت شدند.
چندی قبل زن سالخوردهای در تهران به اداره پلیس رفت و از گمشدن ناگهانی پسر میانسالش شکایت کرد.
وی گفت: «پسرم تاجر است و در خانه بزرگی در یکی از خیابانهای شمالی تهران تنها زندگی میکند. خانوادهاش خارج از کشور هستند و تنها کسی که به خانهاش رفت و آمد دارد، من هستم. ساعتی قبل با تلفن همراهش تماس گرفتم، اما جواب نداد و بعد هم به دفتر کارش زنگ زدم که منشیاش گفت به دفتر نیامدهاست. خیلی نگرانش شدم و در خانهاش رفتم، اما در خانه هم نبود و الان احتمال میدهم برای او اتفاق ناگواری رخ داده باشد.»
۳ روز بعد
با طرح این شکایت تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی به دستور قاضی عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران برای یافتن مرد تاجر وارد عمل شدند.
بررسیهای مأموران نشان داد مرد گمشده به نام اردشیر روز حادثه از خانهاش با خودرو شاسی بلند خارجیاش خارج و پس از آن ناپدید شدهاست.
در حالی که سه روز از حادثه گذشته بود، به مأموران پلیس خبر رسید دو مأمور قلابی که اردشیر را ربودهبودند، او را در یکی از خیابانهای جنوبی تهران رها کردهاند.
بدین ترتیب مأموران به سراغ مرد تاجر رفتند و از وی تحقیق کردند.
۲ پلیس قلابی
مرد تاجر در توضیح ماجرا گفت: «همسر و فرزندانم خارج از ایران زندگی میکنند و من تنها هستم. روز حادثه برای رفتن به دفتر کارم با خودروام از خانهام بیرون آمدم که خودروی پژویی راه مرا سد کرد. داخل خودرو دو مأمور پلیس جوان و میانسال نشسته بودند که مرد میانسال از خودرو پیاده شد و به سراغ من آمد. او اسم و فامیل مرا میدانست و برگهای که در دست داشت به من نشان داد و گفت این حکم جلب من است. او گفت اتهام من فساد مالی است و باید بر اساس حکم قضایی همراه او به اداره پلیس بروم. وقتی حکم را خواندم به آنها اطمینان کردم و همراهشان شدم. مرد جوان با خودرو به راه افتاد و مأمور میانسال هم پشت فرمان خودرو من نشست و من هم در صندلی کنارش نشستم و پشت سر خودروی پژو حرکت کرد. پس از طی مسافتی مأمور میانسال از من خواست سرم را به زیر صندلی ببرم، چون مکانی که میروند، محرمانه است تا اینکه دقایقی بعد وارد پارکینگی شدیم و چشمان مرا بستند و به داخل اتاقی بردند.»
سرقت میلیاردی
مرد تاجر ادامه داد: «مأمور جوان همکارش را سرگرد و مرد میانسال هم مرد جوان را سروان صدا میزد، اما من همان زمانی که وارد خانه شدم، فهمیدم فریب خورده و در دام دو مرد مأمورنما گرفتار شدهام. آنها کارتهای عابرم را همراه با رمز از من گرفتند و حتی کلید خانهام را به بهانه اینکه باید خانهام را بازرسی کنند، از من گرفتند. سه شبانهروز مرا در آن خانه حبس کردند و در نهایت مرا در حالی که چشمانم بستهبود، از خانه خارج و در یکی از خیابانها رها کردند. دو مرد آدمربا تهدید کردند همه اتفاقهایی که برای من افتادهاست، فراموش کنم و گرنه اینبار اتفاق بدی برای من رخ میدهد. وقتی آزاد شدم، تازه فهمیدم آنها از کارتم بیش از ۴۰۰ میلیون تومان برداشت و وسایل آنتیک و قیمتی خانهام را هم سرقت کردهاند که همه آنها بیش از یک میلیارد تومان ارزش دارد.»
پدر و پسر
با به دست آمدن این اطلاعات مأموران پلیس تحقیقات فنی خود را برای شناسایی آدمربایان مأمورنما ادامه دادند و موفق شدند محل نگهداری مرد تاجر را که خانه قدیمی بود، شناسایی کنند.
بررسیها نشان داد خانه قدیمی را پدر و پسری برای چند روز اجاره کرده بودند و بعد هم تحویل صاحبش دادهاند.
بدین ترتیب پدر و پسر به عنوان مظنون تحت تعقیب قرار گرفتند. از سوی دیگر پلاک خودروی شاسی بلند مرد تاجر هم برای توقیف در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت تا اینکه چند روز قبل مأموران پلیس خودروی سرقتی را در یکی از شهرهای شمالی کشور توقیف و راننده آن را که مرد جوانی بود، بازداشت کردند.
مأموران پلیس دریافتند پسر جوان یکی از متهمان است که در پوشش مأمور پلیس همراه پدرش مرد تاجر را ربوده و اموال او را سرقت کردهاست. بدین ترتیب مأموران پدر وی را نیز شناسایی و بازداشت کردند.
خوشگذرانی با خودروی سرقتی
دو متهم صبح دیروز برای بازجویی به دادسرای جنایی منتقل شدند و به جرم خود اقرار کردند.
پسر جوان گفت: «پدرم کارمند شرکتی بود و در آمد خوبی نداشت و من هم بیکار بودم. ما دوست داشتیم پولدار شویم و خوشگذرانی کنیم. همیشه به فکر پولهای باد آورده بودیم تا اینکه مدتی قبل پدرم گفت مرد تاجری را میشناسد که وضع مالی خوبی دارد و در تهران تنها زندگی میکند. پدرم از طریق کارش و رفت و آمدی که با دفتر شاکی داشت، او را میشناخت. در نهایت تصمیم گرفتیم در پوشش مأمور پلیس او را برباییم و اموالش را سرقت کنیم. ما ابتدا وسایل و لباس پلیسی تهیه کردیم و چند روزی هم محل رفت و آمد شاکی را به صورت نامحسوس تحتنظر گرفتیم. پس از اینکه خانهای را برای چند روز اجاره کردیم و به سراغ مرد تاجر رفتیم و به بهانه اینکه او مرتکب جرمی شدهاست، بازداشت و به مخفیگاهمان منتقل کردیم. با کارتهای عابرش از طلافروشی و صرافی خرید کردیم و وسایل قیمتی خانهاش را هم سرقت و بعد او را رها کردیم.»
وی ادامه داد: «من مقداری از پولهای سرقتی را برداشتم و با خودروی شاکی به شمال کشور رفتم و در آنجا ویلایی اجاره کردم و مشغول خوشگذرانی بودم که مأموران مرا بازداشت کردند.»
متهم دیگر هم در بازجوییها اظهارات پسرش را تأیید کرد.
دو متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند.