کد خبر: 1105113
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
شرایط کردستان پیش از شروع جنگ تحمیلی در گفت‌وگوی «جوان» با یک رزمنده دفاع مقدس
مهاجمان مسلح برای آدم‌ربایی به داخل مرز‌ها نفوذ می‌کردند با شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، نیرو‌های دشمن از سه استان خوزستان، ایلام و کرمانشاه وارد خاک کشورمان شدند. اما استراتژی آن‌ها در استان کردستان، ایجاد بازدارندگی در مقابل رزمندگان و همین طور مشغول کردن نیرو‌های خودی توسط ضد انقلاب در این نواحی بود؛ بنابراین از اولین ماه‌های پیروزی انقلاب گرفته تا روز‌های منتهی به شروع رسمی جنگ تحمیلی، عراق این استراتژی نظامی را در کردستان دنبال کرد. در گفت‌و‌گویی که با ناصر رحمتی از رزمندگان حاضر در خطه کردستان داشتیم، نگاهی به روز‌های منتهی به شروع جنگ تحمیلی در کردستان انداختیم. با این توضیح که ایشان پس از شروع جنگ به کرمانشاه رفتند و در خطوط مقدم آنجا که مستقیم مورد حمله دشمن قرار گرفته بود حضور داشتند.
علیرضا محمدی

 

تهییج ضد انقلاب
رحمتی که از اواسط سال ۱۳۵۸ به کردستان اعزام شده بود و تا شروع جنگ تحمیلی در مناطق مرزی این استان حضور داشت، در خصوص شرایط کردستان پیش از جنگ تحمیلی می‌گوید: برخی از مناطق کردستانات قبل از پیروزی انقلاب تمایلات جدایی طلبانه داشتند. وقایع تاریخی مثل تشکیل جمهوری مهاباد در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی نشان می‌دهد یک عده سعی داشتند تمایلات جدایی طلبانه را بین مردم این منطقه رواج دهند. برهمین اساس بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب گروهک‌ها از نوپا بودن نظام اسلامی استفاده و مشکلاتی را ایجاد کردند. عراق هم که فکر می‌کرد شرایط برای طرح مجدد اختلافات مرزی فراهم شده است از این گروهک‌ها حمایت می‌کرد. وی می‌افزاید: برخلاف ما که اوایل پیروزی انقلاب درگیر مسائل داخلی بودیم، بعثی‌ها روی مناطق مرزی ما مطالعه کرده بودند. درباره کردستان و کوهستان‌های سربه‌فلک کشیده آن عراق به این نتیجه رسیده بود که بهتر است از حضور فیزیکی در این مناطق اجتناب کند. در عوض ضد انقلاب را علیه نظام اسلامی بشوراند و تقویت کند. این استراتژی دشمن تا زمان شروع رسمی جنگ ادامه داشت.
دفاع ۱۰ ساله
این رزمنده دفاع مقدس در ادامه می‌گوید: پس از پیروزی انقلاب اسلامی ما ۱۰ سال دفاع‌مقدس داشتیم. دو سالش را با ضدانقلاب چه در مرز‌ها و دیگر مناطق و هشت سالش را هم با دشمن بعثی جنگیدیم. اول انقلاب گروه‌هایی به دنبال برهم زدن امنیت و آرامش مردم و منطقه بودند. رزمندگان هم با احساس مسئولیت در مناطق آشوب‌خیز حضور پیدا می‌کردند و با جدایی‌طلب‌ها و ضد انقلاب می‌جنگیدند. رحمتی بیان می‌دارد: قبل از شروع جنگ تحمیلی ۱۹ ماه در مناطق مختلف کردستان درگیری داشتیم و بیشتر فرماندهان ارتش و سپاه، اصول جنگ را در همین درگیری‌ها یاد گرفتند. قبل از اینکه صدام حمله کند ما درگیری‌های مرزی داشتیم. بعثی‌ها به این درگیری‌ها دامن زدند و بعد از شروع رسمی جنگ آن را شعله‌ورتر کردند.
سقوط پاسگاه تنگاب
رحمتی با یادآوری خاطراتی از شیطنت‌های دشمن بعثی پیش از شروع رسمی جنگ تحمیلی در کردستان می‌گوید: یادم است مهاجمان مسلح‌شده از سوی ارتش عراق برای ناامن کردن مرز‌ها به روستا‌ها حمله می‌کردند. ضربه‌ای می‌زدند یا آدم‌ربایی می‌کردند و دوباره به عراق برمی‌گشتند یا برخی افراد تأثیرگذار را به شهادت می‌رساندند و وضعیت متشنجی در منطقه به وجود می‌آوردند. گاهی هم تبادل آتش ولو کوتاه و محدود بین دو طرف انجام می‌شد. وی می‌افزاید: عراق اگرچه در خود استان کردستان استراتژی زمینگیر کردن نیرو‌های ما را دنبال می‌کرد، اما در استان کرمانشاه که جزء خطه کردستانات به شمار می‌رود، تجاوز مرزی هم می‌کرد. یعنی واحد‌های نظامی‌اش از مرز عبور می‌کردند و منطقه یا پاسگاهی را می‌گرفتند. مثلاً پاسگاه تنگاب در منطقه گیلانغرب پیش از شروع رسمی جنگ سقوط کرد. همان زمان حدود ۴۰ نفر از بچه‌های رزمنده در مرز خسروی مستقر شده بودند تا در صورت حمله احتمالی دشمن جلوی‌شان بایستند.
گروه اندرزگو به فرماندهی حسین الله‌کرم، ابراهیم هادی و علی صادقی در منطقه نفت‌شهر مستقر بودند. بخشی از نیرو‌های لشکر زرهی کرمانشاه هم در مرز بودند، ولی تعدادشان کم بود. مردم بومی هم به ما کمک می‌کردند. همین وضعیت بود تا اینکه نهایتاً جنگ شروع شد.
هجرت از کردستان
این رزمنده دفاع مقدس در خصوص شروع جنگ تحمیلی می‌گوید: زمانی که بعثی‌ها رسماً جنگ را آغاز کردند، احساس کردیم ماندن ما در کردستان فایده‌ای ندارد. چون خود استان کردستان مستقیم مورد حمله دشمن قرار نگرفته بود. بنابراین از کردستان به پادگان شهدای کرمانشاه رفتیم. ظهر که فرودگاه کرمانشاه بمباران شد، ما به طرف مرز حرکت کردیم. ما می‌خواستیم خودمان را به گیلانغرب برسانیم. مناطق مرزی گیلانغرب یکی از محور‌های حمله دشمن به استان کرمانشاه بود. رحمتی ادامه می‌دهد: ما که به مرز رسیدیم هنوز عراقی‌ها نیامده بودند. رفته‌رفته تحرکاتشان به سمت گیلانغرب آغاز شد و روز چهارم به دروازه شهر گیلانغرب رسیدند. نیروی عمده‌ای جلوی‌شان نبود و همین طور می‌آمدند. تا باغ فلاحت که باغ معروفی در میدان اول شهر گیلانغرب است، آمدند و آنجا بچه‌ها با آن‌ها درگیر شدند. در همین درگیری چند نفری شهید دادیم. ضعف ما این بود که نظم نداشتیم. هم تعدادمان کم بود و هم فرماندهی واحد نداشتیم. هر کسی یا هر گروهی سعی می‌کرد به صورت چریکی با دشمن بجنگد.
توقف دشمن
رحمتی می‌گوید: مردم در دروازه گیلانغرب با دشمن درگیر شدند و نگذاشتند آن‌ها به داخل شهر نفوذ کنند. هوانیروز هم به کمکمان آمد و ستون تانک‌های دشمن را درهم کوبید. بمباران هوانیروز کمر و ستون زرهی دشمن را شکست. همین سبب شد بخشی از نیرو‌های دشمن از بین برود و ادوات نظامی‌شان به آتش کشیده شود و مجبور به عقب‌نشینی شوند. حتی خودمان یک توپ ضدهوایی را آوردیم و در سپاه مستقر کردیم و به هوانیروز کرمانشاه و فرمانده‌اش جناب سرهنگ ژیان دادیم. ما آنجا مستقر شدیم و نبرد‌های پارتیزانی و چریکی از همانجا شروع شد. هر کس با گروه خاص خودش کاری را انجام می‌داد. عشایر با بزرگان منطقه هماهنگ می‌کردند و شب به نیرو‌های عراقی که مستقر شده بودند، حمله می‌کردند و صبح برمی‌گشتند و به خانه‌هایشان می‌رفتند. تعداد کمی از بچه‌های ارتش، سپاه و ژاندارمری در منطقه مستقر بودند. گروه‌های مردمی در گیلانغرب نیز سازماندهی شدند و مقابل دشمن صف‌آرایی کردند.
گور سفید
رحمتی با بیان اینکه رفته رفته وضعیت شکننده خطوط درگیری با عقب‌نشینی دشمن تثبیت شد، اظهار می‌دارد: بعثی‌ها با عقب‌نشینی‌شان، به مرور خودشان را پیدا کردند و در روستای گور سفید مستقر شدند و تا بعد از فتح خرمشهر در این روستا بودند. ما چندین عملیات انجام دادیم که در آن به سمت عراقی‌ها می‌رفتیم تا بفهمیم کجا مستقر شده‌اند. نزدیک به ۲۰ تانک عراقی توسط راکت‌های هوانیروز کرمانشاه از بین رفته و در منطقه مانده بود.
عراقی‌ها از آن‌ها به‌عنوان ماکت استفاده می‌کردند تا ما را هنگام حمله گمراه کنند. یکی از عملیات‌هایی که انجام دادیم شهید وصالی هم نقش مهمی در آن داشت. دو روز قبل برای شناسایی رفتیم و روز عاشورا به تنگه حاجیان یورش بردیم تا عراقی‌ها را پس بزنیم و عقب بروند و آن نقطه سوق‌الجیشی را پس بگیریم. به تنگه حاجیان حمله کردیم و دشمن با قناسه به پیشانی شهید وصالی تیر زد و ایشان روز عاشورا شهید شد. انسان بسیار متفکری در جنگ بود. هنگام شهادت کنار ایشان بودم. وی می‌افزاید: برای اینکه جبهه فعال بماند و رکود پیدا نکند، عملیات‌های متعدد چریکی داشتیم. یک روز برای شناسایی رفتیم و دو گروه شدیم. یک گروه می‌خواست از رودخانه گیلانغرب به سمت تنگه حاجیان برود تا در گور سفید به دشمن ضربه بزند. ما که از داخل رودخانه می‌رفتیم یکی از خودرو‌های‌مان متأسفانه دیرتر آمد و فکر کرد ما با عراقی‌ها درگیر شده‌ایم. این وضعیت که پیش آمد بچه‌ها با سرعت به دل دشمن زدند و همانجا درگیر شدند. شهید‌عبدالرضا زنگنه، شهید‌اکبرنژاد، شهید‌علی زبونی و فریبرز خسروی و تعداد دیگری از بچه‌ها برای نجات ما آمدند و فکر کردند ما در محاصره قرار گرفته‌ایم. از سمت جنوبی گور سفید می‌خواستند وارد شوند و در آن شرایط هوانیروز هم حمله کرده بود و مقر‌های دشمن را می‌زد. در آن لحظه عراقی‌ها هم با خمپاره و توپ نیرو‌های ما را می‌زدند. یکی از گلوله‌ها بین بچه‌ها افتاد و تعدادی از آن‌ها به شهادت رسیدند. ما شب که به مقر سپاه برگشتیم به ما گفتند چند نفر از بچه‌ها شهید شده‌اند. مانده بودیم چه کار کنیم. دنبال قرآن می‌گشتیم تا ببینیم صلاح است که دنبال پیکر شهیدان برویم یا نه. تعدادمان زیاد نبود و نمی‌خواستیم دیگر تلفات بدهیم. در نهایت بچه‌ها به این نتیجه رسیدند که پیکر مطهر شهدا را بیاوریم. ما رفتیم. وقتی به محل شهادت رزمندگان رسیدیم دیدیم بدن شهدا تکه‌تکه شده و روی زمین افتاده است. هر کدام از ما یکی از پیکر مطهر شهدا را روی دوش انداختیم و چند کیلومتر با خودمان آوردیم. در آخر پیکر‌ها را داخل یکی از خودرو‌ها گذاشتیم و به داخل شهر‌های خودشان منتقل کردیم. اوایل دفاع مقدس چنین وضعیتی داشتیم و بچه‌ها با کمترین امکانات در عین مظلومیت با دشمن می‌جنگیدند.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۳ - ۱۴۰۲/۰۲/۱۹
0
0
سلام آقای رحمتی ازشما که برادر عزیز که این مطالب ارزشمند را نوشتی تشکر مینمایم از اینکه یاد شهیدان مظلوم علی زبونی وفریبرز خسروی وعبدالرضا زنگنه را آوردی تشکر میکنم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۰۴ - ۱۴۰۲/۰۵/۱۳
0
0
آقای رحمتی اگر زحمت نیست شماره تلفن بدهید تا با شما تماس بگیرم راجع به شهادت شهید علی زبونی وفریبرز خسروی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۱۳ - ۱۴۰۲/۰۸/۰۹
0
0
راه شهیدان ادامه دارد درود بر روح سردار شهید علی زبونی وسردار شهید فریبرز خسروی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار