امیرابراهیم محمدزاده از خلبانهای باتجربه هوانیروز، تحرکات مرزی ارتش بعث را نشانه یک جنگ قریبالوقوع در سال ۱۳۵۹ میداند. در ادامه صحبتهای محمدزاده در رابطه با وضعیت مرزها و تجاوزهای مرزی عراق، پیش از شروع رسمی جنگ را میخوانید. امیرابراهیم محمدزاده از خلبانهای باتجربه هوانیروز، تحرکات مرزی ارتش بعث را نشانه یک جنگ قریبالوقوع در سال ۱۳۵۹ میداند. در ادامه صحبتهای محمدزاده در رابطه با وضعیت مرزها و تجاوزهای مرزی عراق، پیش از شروع رسمی جنگ را میخوانید.
یک ماه قبل از شروع سراسری جنگ تحمیلی، حملات و تنشهای مرزی ارتش بعث به اوج خودش رسید. در منطقه سرپل ذهاب و ایلام تعدادی از هلیکوپترهای ما به نیروهای ژاندارمری کمک میکردند و در جابهجایی فرماندهان و مجروحان نقش داشتند.
ما چند هلیکوپتر کبری و ۲۱۴ فرستادیم و در اختیار تیپ ابوذر پادگان سرپل ذهاب بودند. به دلیل تیراندازیهای دشمن، هلیکوپترهای کبری تا شروع جنگ وارد عمل نشدند، ولی ۲۱۴ فعالیت زیادی داشتند و کارهای شناسایی را انجام میدادند. متأسفانه به دلیل تصمیمگیریهای اشتباه و بیتوجهی به این تجاوزهای مرزی، وقتی جنگ شروع شد ارتش آمادهباش نداشت. یعنی هیچ تصمیمی درباره جابهجایی یگانها گرفته نشده بود و همه چیز در حالت عادی و طبیعی قرار داشت. ما هم همان روز سیویکم شهریور خدمت عادی داشتیم و پس از ساعت دو بعدازظهر همه از سرکار به خانههایمان برگشتیم. چون چیزی به ما اعلام نکرده بودند و ما هم تابع سلسله مراتب هستیم. خلبان باید تابع دستور در محل مأموریت بماند و سلاح و پشتیبانیهای لازم از او انجام شود و ما نمیتوانستیم همینطور در پادگان بمانیم.
وقتی ۳۱ شهریور جنگ شروع شد ما تازه روز یکم و دوم مهر وارد عمل شدیم و تا نیروها برسند و سازماندهی شوند زمان نیاز داشت. البته در اهواز و غرب کشور هلیکوپتر داشتیم ولی دستوری که وارد عمل شویم به همان روزهای اول مهر برمیگشت. در آن روزها شکی وجود نداشت که ارتش عراق میخواهد حمله کند، لشکر کرمانشاه و ۹۲ زرهی مدام نسبت به تحرکات مرزی عراق گزارش میدادند و فرماندهان در جریان تعارضهای مرزی بودند و نمیتوان گفت که آنها هم از وضعیت بیخبر بودند.
خلبانانی که در کرمانشاه حضور داشتند و از نزدیک شاهد اتفاقات بودند میگفتند ما بوی جنگ را حس کردیم. در گزارشهایی که بعدها منتشر شد، دیدیم که قرارگاههای نیروی زمینی در منطقه جنوب مدام گزارش میکردند که حمله عراق قریبالوقوع است. جنگ هم مثل یک بازی فوتبال است و هیچ وقت کشوری ناگهان وارد جنگ نمیشود، بلکه مقدماتش را آماده میکند.
شواهد و قرائن ارتش بعث نشان میداد کارهایشان، حرکت حمله است و به زودی جنگ را شروع خواهد کرد. وقتی دشمن معبر باز میکند، گشتی و شناسایی میفرستد و هواپیماهایش برای شناسایی میآیند و آتش توپخانه اجرا میکند، قطعاً به زودی دست به حمله خواهد زد، اما این نشانه جدی گرفته نشد تا در نهایت یک جنگ تمام عیار در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ شروع شد.