خاطرات رزمندگان لشکر امامحسین (ع) از عملیات محرم شنیدنی بود. نیروهای لشکر امام حسین (ع) در این عملیات جان خود را فدا کردند تا همرزمانشان در محاصره دشمن قرار نگیرند. اگر دلاوری و شجاعت آنها نبود و گردانهای لشکر امام حسین (ع) از رودخانه دویرج عبور نمیکردند، یگانهای عملیاتی محاصره و عملیات شکست میخورد. جانباز عباس صدیقی از رزمندگان حاضر در عملیات است. خاطره او از شب عملیات محرم و امداد غیبی که باعث فتح عملیات شد را میخوانیم.
عملیات محرم در آبان ۱۳۶۱ در منطقه موسیان و دهلران با رمز یا زینب (س) شروع شد و رزمندگان اسلام موفق شدند، ارتفاعات دهلران را به تصرف خود درآورند و شهر دهلران را از تیررس دشمن خارج و همچنین حوضچههای نفتی را آزاد کنند تا دشمن بعثی را کیلومترها به عقب برانند. عراقیها این منطقه را با میدان مین و بشکههای فوگاز تلهگذاری کرده بودند. بچههای لشکر امام حسین (ع) تنها لشکری بودند که از میان یگانهای حاضر در عملیات باید از رودخانه دویرج عبور میکردند. شناسایی، عمق این رودخانه فصلی را زیاد نشان نمیداد. با این وجود نیروهای جهاد یک سد خاکی در ارتفاعات میمه و منطقه عینخوش احداث کرده بودند که در صورت بارش باران، مشکلی برای عبور نیروهای لشکر پیش نیاید. عصر روز دهم آبان ابرهای سیاه در آسمان پیدا و شروع به بارش کردند و در عرض چند دقیقه کل منطقه را آب فرا گرفت.
بارش باران شدید و سیل به راه افتاده بود. آب وارد کانالهای نیروهای لشکر امام حسین (ع) شد و تعدادی از بچهها که در کانال منتظر فرمان حمله بودند را آب برد. سلاحها و ماشینهای پر از مهمات چپ کرد. سازماندهی نیروها به هم ریخت و فرماندهان با قرارگاه تماس گرفتند که با این وضع نمیتوانیم عملیات کنیم، اما فرمان رسید که با رمز «یا زینب (س)»عملیات را آغاز کنید. بچهها با دست خالی به سوی دشمن حرکت کردند تا به خط دشمن رسیدند. باران تمام مینها و شبکههای فوگاز شیمیایی را به داخل دره ریخته بود و موانع پاک و راه برای رزمندگان اسلام باز شده بود. بچهها داخل سنگرهای تجمعی دشمن میشدند، سلاحها و بیسیمهایشان را برمیداشتند و نارنجک به داخل سنگر میانداختند.
با وجود اینکه ستون پنجم عملیات را به دشمن لو داده و عراقیها از اول محرم تا چند روز بعد از عاشورا در آمادهباش کامل بودند، اما بارش باران و امداد غیبی تمام نقشههایشان را نابود کرد. با بارش باران و آبگرفتگی منطقه، بعثیها تصور میکردند که رزمندگان ما حمله نخواهند کرد. برای همین فرماندهان برای استراحت به عقب رفته و سربازان هم با خیال راحت خوابیده بودند؛ حتی نگهبان هم خواب بود. در این عملیات تلفات زیادی از دشمنی بعثی گرفته و مناطق زیادی از تیررس دشمن خارج شد، این باران یک امداد غیبی از طرف خداوند متعال بود. ما از نظر تجهیزات خیلی ضعف بودیم، ولی رزمندگان ما ایمان قوی داشتند و دعای حضرت امام و دلسوختگان بود که ما در جنگ حق علیه باطل پیروز شویم.