۱- «در شرایط کنونی، اولویت اصلی همچنان مسئله اقتصاد است. البته این به معنای نادیده گرفتن سرفصلهای دیگری همچون علم، امنیت، آسیبهای اجتماعی و فرهنگ نیست، ولی اولویت باید اقتصاد باشد، همراه با پیوست فرهنگی»، این جملات شاید کلیدیترین توصیه رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان با اعضای هیئت دولت سیزدهم بود. رهنمودی خاص، آنهم در شرایطی خاص تا بار دیگر به خوبی نشان دهد که چرا پیشرفت اقتصادی کشور در گرو پیوستی فرهنگی با نقشه راهی متمرکز است.
۲- امروز قاطبه نخبگان کشور به این باور رسیدهاند که تحمیل هژمونی فرهنگی در افکار و ذهن ملتهای هدف، مهمترین عامل پیشرفتهای اقتصادی کشورهای توسعهیافته جهان است، ولی آنچه جای تعجب دارد، این است که در جمهوری اسلامی ایران- بهرغم تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب- هنوز جای این راهبرد بسیار تعیینکننده به شدت خالی است و گویا اکران طولانی «جدایی اقتصاد از فرهنگ» فعلاً خیال عوض شدن ندارد!
۳- برای اینکه کمی بحث روشنتر شود باید به تأثیر برندهای هژمونیکی نظیر مک دونالد، استارباکس و کوکاکولا اشاره کرد که به عنوان یک «پیوست فرهنگی» در پیشبرد اهداف اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی کشور خود در سراسر جهان ایفای نقش کرده و میکنند.
این در حالی است که ما در کشورمان با داشتن برندهای بسیار معتبر و ریشهداری همچون «مینو» - که خیلی از کشورهای همسایه آرزوی داشتن آن را دارند- هنوز موفق به استفاده از آنها در قالب «پیوست فرهنگی» جهت پیشبرد برنامههای اقتصادی خود در منطقه نشدهایم و رقبای ما با استفاده از این خلأ استراتژیک، روز به روز بر سهم خود از سبد بازارهای منطقهای میافزایند.
۴- نکته بسیار نگرانکننده درباره فقدان «پیوست فرهنگی» لازم به پیشرفت اقتصاد کشور، محصور کردن مطالبه رهبر معظم انقلاب در مسائل داخلی است که سالهاست به اشکال گوناگون در قالب ادای مسئولیتهای اجتماعی، توسط مراکز مهم اقتصادی- با صرف صدها یا شاید هزاران میلیارد تومان- انجام میشود، ولی کمترین بهرهوری را در تولید برندهای هژمونیک ملی، منطقهای و حتی جهانی برای کشور نداشته است. بهطور مثال اگر مجموعه فولاد مبارکه اصفهان دارای نقشه راه درستی از نقشآفرینی خود در زمینه «پیشرفت اقتصادی با پیوست فرهنگی» بود، امروز باید به عنوان یک برند هژمونیک منطقهای و حتی جهانی در خدمت نظام اسلامی قرار داشت، نه اینکه به عنوان نمادی هزینهساز طوری عمل کند که با یک تندباد رسانهای به جایی برسد که دیگر هیچکس شاید نتواند به خدمات بیشمارش افتخار کند! غفلت از توصیه راهگشای رهبر معظم انقلاب درباره الزام پیوست فرهنگی به پیشرفتهای اقتصادی به همین سادگی میتواند بزرگترین فرصتها را در میدان اقتصاد به تهدید تبدیل کند.
۵- نگارنده همچنان معتقد است تا زمان اصلاح ساختاری دولت و تشکیل «وزارت جنگ نرم»، رسیدن به نقشه راه متمرکزی در پیشرفت اقتصادی با پیوست فرهنگی، کار بسیار دشواری است، ولی تا آن زمان پیشنهادات زیر میتواند به عنوان شروعی جهت این حرکت مورد توجه قرار گیرد:
- تشکیل یک کارگروه ویژه به ریاست معاون اول رئیسجمهور جهت تعیین طرحهای مشمول اقتصادی برای داشتن پیوست فرهنگی به همراه تعریف چارچوب لازم برای ساماندهی ظرفیتهای بخش خصوصی و برندهای معتبر اقتصادی به عنوان حامیان اصلی تهیه پیوستهای فرهنگی جهت پیشرفت اقتصادی کشور در کنار پیشبینی یک نظام آموزشی منسجم برای کیفیت بخشیدن به مراحل طراحی، تصویب و اجرای طرحهای پیوست فرهنگی برای پیشرفت اقتصادی.
همچنین تشکیل این کارگروه ویژه به ریاست معاون اول رئیسجمهور میتواند مانع مخاطرات ناشی از موازیکاری طرحهای مشابه مثل استانداردسازی، حفظ محیطزیست و میراث فرهنگی شده و ضمن جلوگیری از تأثیر نارساییها و ضعفهای درونی نظام بروکراسی کشور بر این طرح بنیادین- با رویکرد عملگرایانه معاون اول رئیسجمهور- زمینه مشاهده تحول جدی را در این زمینه برای افکار عمومی ایجاد کرده و به همین نسبت بر میزان علاقه مندی ذینفعان اقتصادی در حوزههای داخلی و منطقهای بیفزاید.
نباید فراموش کرد «فرهنگمحوری» مستمر بیانات رهبر معظم انقلاب درباره حوزههای مختلف ازجمله اقتصاد کشور، علاوه بر رفع مظلومیت تاریخی از جایگاه فرهنگ در تحولات و برنامهریزیهای کشور موجب تغییر مزیتهای کشور از معادن زیرزمینی به نیروی انسانی جامعه و رشد ظرفیتهای فرهنگی، هنری و نرمافزاری کشور هم میشود که در صورت تعمیم آن به کشورهای اسلامی و همسو، اسباب تعمیق پیوندهای فرهنگی و عاطفی بین ملتها را فراهم کرده و در نهایت با پیشرفت متوازن اقتصادی متکی بر پیوستهای فرهنگی، افق برپایی تمدن جدید ایرانی- اسلامی را روشنتر میکند.
* کارشناس و تحلیلگر فرهنگی