کد خبر: 1103138
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰

پدر رجبعلی خیاط مشهدی باقر نام داشت و شغلش کارگری بود و هنگامی که رجبعلی خیاط ۱۲ ساله بود از دنیا رفت. رجبعلی خیاط هیچ خواهر و برادر تنی نداشت. لباس شیخ رجبعلی خیاط بسیار ساده و تمیز بود. این لباس چیزی شبیه لباده روحانیون بود و علاوه بر آن عرقچینی روی سر می‌گذاشت و عبا بر دوش می‌گرفت.
دنبال غذا‌های لذیذ نبود. او بیشتر غذا‌های ساده‌ای مثل سیب‌زمینی و فرنی می‌خورد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و در حالت خمیده غذا می‌خورد و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت. همیشه غذا را با اشتهای کامل می‌خورد و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب یکی از دوستان که دستش می‌رسید، می‌گذاشت. هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و دیگران هم به احترام ایشان سکوت می‌کردند. اگر کسی او را به مهمانی دعوت می‌کرد با توجه، قبول یا رد می‌کرد، اما بیشتر اوقات دعوت دوستان را قبول و برای اداره زندگی خود، خیاطی می‌کرد و برای همین به «شیخ رجبعلی خیاط» معروف شد. در یک کاروانسرا حجره‌ای داشت و در آن خیاطی می‌کرد. روزی مالک حجره آمد و گفت: راضی نیستم اینجا بمانی، ایشان هم فردای آن روز چرخ و میز خیاطی را به خانه‌اش برد و در آنجا مشغول به کار شد. یکی از دوستان شیخ می‌گوید: فراموش نمی‌کنم روزی در ایام تابستان در بازار جناب شیخ را دیدم، در حالی که از ضعف رنگش مایل به زردی بود. قدری وسایل و ابزار خیاطی را خریداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت کنید، حال شما خوب نیست. فرمود: «عیال و اولاد را چه کنم؟!»
نقل‌هایی در توصیه برای روزی حلال از شیخ آمده است، از جمله اینکه «تأثیر روزی حلال و حرام آنقدر زیاد است که ممکن است حلال‌زاده بخورد و مثل حرام‌زاده شود، یا حرام‌زاده بخورد و حلال‌زاده شود.»
یا در جایی دیگر آمده است: «غصه روزی را نخورید. من نصیحتی می‌کنم که شما خدا را فراموش نکنید، زیرا خداوند سهم هر کسی را نوشته است.»
یکی از ارادتمندان ایشان نقل کرده است: مدتی مشغول ریاضت بودم و با کناره‌گیری از همسر علویه‌ام، در اتاقی جداگانه مشغول ذکر می‌شدم و همانجا می‌خوابیدم، پس از چهار پنج ماه، یکی از دوستان مشترک، مرا به دیدن جناب شیخ برد، پس از دق‌الباب، به محض اینکه شیخ مرا مشاهده کرد، بدون مقدمه گفت: «می‌خواهی بگویم.» من سرم را پایین انداختم، بعد شیخ متذکر شد که «این چه رفتاری است با همسرت کرده و او را ترک کرده‌ای! این ریاضت‌ها و اذکار را بزن گاراژ! یک جعبه شیرینی بگیر و برو پیش عیالت، نماز را سر وقت بخوان با تعقیبات معموله.»
نکته مهمی که در حسن خلق، مورد توجه شیخ بود و دیگران را نیز بدان توصیه می‌فرمود، این بود که انسان باید برای خدا خوش اخلاق باشد و با مردم خوش رفتاری کند. در این‌باره می‌فرمود: «تواضع و حسن خلق، برای خدا، نه برای جلب مردم به سوی خود و ریاکارانه.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار