کد خبر: 109852
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۱
اعتراض ميانه‌روها به تندروي سران آغاز شد
تحركات و مواضع افراطي و ساختارشکنانه مغلوبان انتخابات رياست جمهوري باعث آن شده است تا در كنار مرگ سياسي اصلاحات، اعتراضات سياسي « اصلاح‌طلبان نگران و ميانه‌رو » نيز به تدريج آشکار شود. اين دسته از اصلاح‌طلبان با نگاه منطقي و به دور از توهم نسبت به واقعيت‌هاي گذشته و آينده، بويژه رخداد انتخابات دهم، خاتمي، موسوي وكروبي را به انحاي مختلف مورد مؤاخذه خود قرارداده‌اند. آنچه در پي مي‌آيد كنكاشي درباره علل و عوامل شكل‌گيري اين روند اعتراض درون‌جرياني است :ريزش يكباره هواداران، پايان جاده اصلاحاتشكست اصلاح‌طلبان در انتخابات دهم رياست جمهوري بستر ترديد افكار عمومي نسبت به آنان و رونمايي هويت واقعي آنها را در فضاي سياسي كشور فراهم ساخت. اكنون پس از گذشت چند ماه از انتخابات رياست‌جمهوري، مجموعه فعاليت‌هاي هرج و مرج‌طلبانه جريان شكست خورده كه در قالب آشوب و اردوكشي‌ها و آشوب‌هاي خياباني، بيانيه‌ها، مصاحبه‌ها و سخنراني‌هاي تند و راديكالي ظاهر شده و از سوي ديگر تأييدات مكرر دشمنان و رسانه‌هاي غربي از اين تحركات معاندانه همگي باعث مرگ سياسي و اضمحلال تئوريك و تشكيلاتي اصلاح‌طلبان و نيز شكل‌گيري موجي از اعتراض‌ عمومي در پيكره اجتماعي ملت عليه اين جريان شد. بر همين اساس: 1- مجموعه جرم هاي اتفاق افتاده و منتسب به اصلاح‌طلبان كه در بازه زماني پس از انتخابات رخ داد2 - تغييرجنس شعارها ومطالبات مير حسين موسوي و مهدي كروبي در روزگار پس از انتخابات 3 - تغيير هواداران جنبش مخملي در داخل و خارج كشوراز نشانه‌هاي منطقي برباد رفتن آبروي اصلاحات و ريزش يكباره هواداران كروبي و موسوي و پايان راه ده ساله اصلاح‌طلبان است‌. شكست‌هاي پي درپي مغلوبين انتخابات در پروژه ها وفراخوان هاي عمومي جنبش سبز اموي (به‌ويژه شكست پروژه آشوب در 13 آبان) و نيز اعتراف بسياري از اصلاح‌طلبان معتدل مبني بر ريزش آرا، دليل واضحي بر نكات فوق است.بازگشت به دامان ملت، تنها راه اصلاح‌طلبان دوم خرداد 76 بستر بروز و ظهورجرياني تحت عنوان اصلاحات شد كه با پرچمداري سيد محمد خاتمي به عرصه سياسي كشور ورود پيداكرد ‌. در طول يك دهه از حيات سياسي اصلاحات، اين گفتمان به دليل عدم تثبيت و نيز عدم تعريف جامع و مانع، زمينه‌ساز ورود برخي معارضان نظام در حلقه‌هاي تصميم‌گيري و تقويت آنها شد‌. از طرفي نسبت اين جريان با نظام و رهبري با تفكيك گفتمان «اصلاح‌طلبان راديكال» (مخالف حاكميت و حكومت) و «اصلاح‌طلبان سنتي» (موافق حاكميت و مخالف حكومت) و بعدها «اصلاح‌طلبان ميانه‌رو» ( موافق حاكميت و منتقدان ديوان سالار و بروكرات ) مشخص شد به گونه‌اي كه اصلاح‌طلبان راديكال، اصلاحات رادر كل ساختار نظام و بنيان هاي فكري اسلامي مي‌دانند و با همپوشاني اپوزيسيون و مخالفان نظام، جبهه اصلاح‌طلبان سنتي و ميانه‌رو را از خود جدا مي‌كنند.چه پروژه « نه به احمدي‌نژاد» باعث همگرايي استراتژيك آنها ( حتي خاتمي،كروبي، ميرحسين موسوي و اصلاح‌طلبان سنتي ) شده است اما بخشي از « اصلاح‌طلبان ميانه‌رو »كه بعضاً از نزديكان كروبي و موسوي در قبل از انتخابات بوده اند هويت خود را با مولفه‌هايي چون:‌ اعتقاد به حاكميت نظام اسلامي و قانون اساسي، نقد و تحليل منطقي، دوري از عناد و مخالفت، واقعيت انديشي و توهم زدايي از خود تعريف مي‌كنند‌.
اين دسته از اصلاح‌طلبان با مشاهده وقايع پس از انتخابات و جريان دادگاه‌ها و نيز ريزش هواداران نيك مي‌دانند كه اكنون اصلاحات از مسيراصلي خود خارج شده و دوم خرداد بيشتر به « رويايي فراموش شده» و يا يك نوستالژي شبيه شده است‌. لذا اين دسته از دوم خردادي هاي ميانه‌رو با نظر بر واقعيات موجود و ترس از انزجار عمومي نسبت به خود، كورسويي از « اميدواري عموم نسبت به بازگشت اصلاح‌طلبان» را در ذهنيت‌هاي ملموس اجتماعي مي بينند و در صدد آنند تا جلوي مرگ دائمي اصلاحات را بگيرند.
اعتراض اصلاح‌طلبان ميانه‌رو به موسوي و كروبي: از شما اعلام برائت مي‌كنيم !
مطمئناً در ميان جبهه اصلاحات كساني هستند كه با امعان نظر بر واقعيت‌هاي پيش‌رو، مترصد آسيب‌هاي اجتماعي نسبت به كارنامه مسبوق به سابق خود و نيز رخداد دوم خرداد و گفتمان اصلاحات باشند .
بنابر آنچه در اخبار رسانه‌ها آمده است، اخيراً موسوي وكروبي و خاتمي مورد انتقادات سخت جبهه اصلاح‌طلبان ميانه‌رو قرار گرفته‌اند واين « اصلاح‌طلبان نگران» با طرح اين ادعا كه « اصلاح‌طلبان سنتي ديروز » ( كه سركردگي و هويت كاريزماتيك آن بر حلقه خاتمي و موسوي و كروبي استوار بود ) پس از انتخابات اخير به « اصلاح‌طلبان راديكال و خارج از حاكميت » در فضاي كنوني تبديل شده‌اند. آنها تأکيد دارند كه ادامه روند فعلي هزينه‌هاي هنگفتي را دربردارد كه خروج از حاكميت و انزجار عمومي يكي از آنهاست‌.
از طرفي گفته مي‌شود بسياري از اصلاح‌طلبان ميانه‌رو با يادآوري شكست سنگين انتخابات (كه در جنس و حجم تبليغاتي نابرابر به رقابت با احمدي‌نژاد پرداختند و حتي آراي اكثريت خاموش به داد آنها نرسيد) و نيز شكست پروژه‌هاي آشوب و اينكه كف ‌خيابان‌ها چاره‌ساز نيست، تصريح کرده‌اند كه در صورت ادامه اين روند از موسوي و كروبي و خاتمي اعلام برائت مي‌کنند. گفته مي‌شود اين دسته از اصلاح‌طلبان مصلحت‌انديش خطاب به سران فتنه گفته‌اند « واکنش‌ها و موضع‌گيري‌هايي هم که اکنون انجام مي‌شود آنقدر راديکال است که بايد گفت صد رحمت به نهضت آزادي.» اين دسته از اصلاح‌طلبان از سيد محمد خاتمي خواسته‌اند تا با رايزني و رجوع به مقامات بلند‌پايه نظام باب احياي اصلاحات را مفتوح كند و از فروپاشي كامل آن جلوگيري كند .
اين توصيه و اين استراتژي در قالب «بازگشت به آغوش ملت» بسيار منطقي به نظر مي‌رسد، چرا كه نگراني‌هاي موجود در بدنه ميانه‌رو اصلاح‌طلبان ايجاب مي‌كند به راه ملت ايران بازگردند‌. نگراني‌هايي نظير:
1- شكل گيري انزجار عمومي نسبت به اصلاح‌طلبان
2 –شكست دوباره در انتخابات آتي
3 – گسست هاي تشكيلاتي و موج دلسردي و نااميدي در حلقه اصلاح‌طلبان
4 – حمايت و تشويق آمريكاييان و دشمنان نظام (اخيراً بوش گفته بود:«اصلاح‌طلبان در ايران خط مقدم آمريكا هستند» ) و ...
دغدغه‌هايي است كه نمي توان به سادگي از آنها گذشت و چوب حراج بر دستاوردهاي حداقلي اصلاحات زد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار