شصت و چهارمین نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد که از اواخر شهریور ماه آغاز به کار کرده است همچنان ادامه دارد و این استمرار کاری به مقررات منشور ملل متحد باز میگردد که زمانی سه ماهه را برای نشستهای سازمان مجمع عمومی در نظر گرفته است. هر چند فقط به هنگام برگزاری نشست عمومی سران و مقامات عالی رتبه 192 کشور عضو سازمان ملل متحد در نیمه اول مهرماه توجه رسانهها و افکار عمومی بینالمللی به سخنرانیهای آتشین و بعضاً مقابل هم روسای کشورهای عضو جلب میشود اما عملکرد مجمع عمومی با توجه به کارکرد کمیتههای تخصصی و تصمیماتی که در نشستهای علنی خود میگیرند نیز بعضاً به موضوعی بحث انگیز در نشستهای رسانهای و خبری تبدیل میشود.
هدف از این مقدمه اشاره به دو قطعنامه مجمع عمومی در هفتههای اخیر است که به نوبه خود دارای اهمیت فراوان هستند. قطعنامه مجمع عمومی در محکومیت تحریمهای یکجانبه آمریکاست که امسال با 187 رأی مثبت و تنها 3 رأی منفی آمریکا، اسراییل و پائلو به تصویب رسید و نمایندگان دو کشور جزیرهای میکرونزی و مارشال نیز به آن رأی ممتنع دادند.
2-قطعنامه مجمع عمومی با 114 رأی مثبت و 18 رأی منفی در تایید گزارش 574 قاضی گلدستون بود که بدین ترتیب مجمع عمومی با اکثریت آرا به مستندات گزارش گلدستون مبنی بر جنایات جنگی و ضد بشری ارتش اسراییل در نبرد 22 روزه غزه مهر تایید زد و ضمن محکوم کردن این جنایات از بانکی مون دبیر کل سازمان ملل متحد خواست تا از شورای امنیت بخواهد موضوع را پیگیری نماید.
رأی مثبت اکثریت اعضای سازمان ملل متحد به این دو قطعنامه در کنار رأی منفی برخی کشورها که تعداد آنها در مورد قطعنامه کوبا به انگشتان یک دست نیز نمیرسد، شاخص مهمی از مطالبات و خواستهای متفاوت 192 کشور عضو سازمان ملل متحد است؛ مطالبات و خواستهای بحق و مبتنی بر عدالت که اکثریت اعضای سازمان ملل متحد سالهاست از طریق مصوبات مجمع عمومی آنها را فریاد میزنند. البته به لحاظ مقررات منشور ملل متحد و به رغم دایره وسیع اختیارات و وظایف مجمع عمومی، متأسفانه مصوبات مجمع ضمانت اجرا نداشته و صرفاً جنبه توصیه دارند. همین ضعف سبب شده است تا برای مثال در مورد تحریمهای یکجانبه 47 ساله آمریکا علیه کوبا این تحریمها استمرار داشته باشد و این در حالی است که مجمع عمومی از سال 2004 تا 2008 هر ساله به ترتیب قطعنامههایی را با اکثریت آرای مثبت 179، 182، 184 و 185 کشور عضو در محکومیت این اقدام یکجانبه آمریکا تصویب میکند. به باور کارشناسان با وجود بیاثر بودن قطعنامههای مجمع عمومی در ظاهر قضیه، تصویب قطعنامههایی با اکثریت آرای مثبت، فشار روانی سنگینی را متوجه کشورهایی میکند که به مصوبه مجمع عمومی بیاعتنا هستند چرا که نه تنها در رأیگیریها منزوی هستند که خود را ناخواسته در برابر اراده اکثریت کشورهای عضو سازمان ملل میبینند که از عملکرد آنها ناخشنودند و عملکرد مغایر با مقررات بینالمللی آنها را محکوم میکنند.
زاویه مهم دیگر درباره فریاد اکثریت اعضای سازمان ملل متحد در قطعنامههای مجمع عمومی، توجه دادن کشورها به ضرورت اصلاح ساختار در سازمان ملل متحد است، بدین مفهوم که در سالهای اخیر بسیاری از کشورهای عضو سازمان ملل متحد خواستار افزایش اختیارات مجمع عمومی در قیاس با شورای امنیت شدهاند.
نظر به اینکه شورای امنیت در مقاطع حساس به علت ملاحظات کشورهای صاحب حق وتو توانسته کارایی لازم را داشته باشد و در عمل دچار بحران تصمیمگیری شده است، بسیاری از کشورهای جهان از جمله 118 کشور عضو جنبش عدم تعهد خواستار اجرایی شدن مصوبات مجمع عمومی هستند.
باتوجه به سابقه چنین موضوعی یعنی قطعنامه اتحاد برای صلح در سال 1950 که طی آن مجمع عمومی به علت ناکارآمدی شورای امنیت در قبال اردوکشی شرق و غرب در شبه جزیره کره وارد عمل شد، به نظر میرسد هنوز هم اکثریت اعضای سازمان ملل متحد خواستار ایفای موثرتر و کلیدیتر نقش مجمع عمومی در قبال چالشهای بین المللی هستند.
قطعنامه مجمع عمومی در تایید گزارش گلدستون و قطعنامه محکومیت تحریمهای یکجانبه آمریکا بر ضد کوبا تنها نمونههایی از قطعنامههای متعددی هستند که در سالهای اخیر با وجود مخالفت آمریکا و برخی اعضای دائم شورای امنیت در صحن علنی مجمع عمومی تصویب شدهاند و در آن اکثریت اعضای سازمان ملل نظرات و دیدگاههای خود را بروز دادهاند به نظر میرسد استمرار چنین روندی فضای حاکم بر مدیریت مسائل جهانی را از طریق سازمان ملل متحد تحت تأثیر قرار خواهد داد و دور نخواهد بود زمانی که موانع موجود بر سر راه اراده اکثریت اعضای سازمان ملل متحد از میان برداشته شود و بدین ترتیب فریادهای اکثریت اعضای سازمان ملل متحد به جای باقیماندن بر روی کاغذ همان قطعنامههای مجمع عمومی به مصوباتی الزامی و قابل پیگیری برای اعضای ملل متحد تبدیل شوند.