کد خبر: 109740
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۸۸ - ۱۴:۲۶
گزارشی از بازار داغ خرید و فروش کلیه
پژواک کلمه «فوری، فوری» مثل پتک توی کاسه جمجمه‌ام می‌کوبد. دوباره آن برگه کوچک را می‌خوانم که روی در خانه‌ای در خیابان فرهنگ حسینی تهران چسبیده است، کاغذی به کوچکی یک کف دست، ولی دردی که پشت این کلمات است، تمام هستی یک انسان را نشان می‌دهد، دردی به بزرگی یک دنیا:
فوری، فوری، فوری، فوری
یک کلیه و قسمتی از کبد گروه خونی A+ فوری، فوری به فروش می‌رسد.
«شماره تماس. . . . از ساعت 9 صبح الی 16 عصر»
به خود نگاه می‌کنم، با این هیأت حق به جانب، آمده‌ام به این خیابان در حد فاصل خیابان‌های ولی عصر و حافظ که وجدان خودم را راحت کنم، بگویم کاری از دستم برمی آمده که کرده‌ام تا اندکی از درد یک همنوعم کمتر شود. بگویم گوشه‌ای از این دنیا کسانی برای زنده ماندن، هفته‌ای یک بار خود را به شیلنگ‌های دستگاه دیالیز که مانند هیولایی چند سر آنها را در میان می‌گیرد، وصل می‌کنند تا نارسایی کلیه نگذارد زندگی‌شان به آخر برسد. حالا حس می‌کنم نمی‌دانم مقابل این همه درد که انسانی را وادار به فریادی خاموش روی این کاغذ کوچک کرده، چه بگویم، چه کنم. چه حقی به جانب من مانده؟
یخ زده‌ام میان خیابان، در کنار دیوار آن خانه قدیمی که شاخه‌های تبریزی و گل‌های بی‌رنگ و روی خرزهره از روی دیوارش یله داده‌اند بالای پیاده‌رو و مانده‌ام چطور می‌شود انسانی را دید که درد را در کلمات خود فریاد می‌کشد: «فوری، فوری، فوری. . . » من جانم را می‌فروشم. بدنی را می‌فروشم که در آن مسکن گرفته‌ام تا چند سالی، (بگیر 50 یا 60 تا توپ پر 75 سال، مگر چه فرقی می‌کند) در آن بمانم، رشد کنم، پیر شوم، زندگی کنم و. . . بمیرم. واقعاً!؟
چه می‌فروشم؟ چه می‌خرم؟ کی هستم؟ این است که مانده‌ام آنجا در کنار دیوار شکم داده این خانه قدیمی و خشکم زده، من، اینجا در اوراق فروشی اندام آدم‌ها چه می‌کنم؟

یک دهنده از خود می‌گوید
چه فرقی می‌کند اسمش محسن باشد یا محمد یا کامبیز؟ این است که وقتی خودش را «مانی» معرفی می‌کند و می‌گوید 13 سال است کامپیوتر درس می‌دهد، حتی قلقلک نمی‌شوم نامش را یادداشت کنم، چون او پانزدهمی، یا شانزدهمی است. شانزدهمین نفری است که در این چند روزه، با هم قرار گذاشته‌ایم، همدیگر را در کنار خیابانی، گوشه تاریکی از کافی‌شاپ‌های ارزان قیمت، زیر شاخه زرد شده درخت‌های پارک‌های تهران دیده‌ایم. درباره قیمت کلیه‌ای که آگهی داده‌اند صحبت کرده‌ایم و بعد با وعده تلفن و قرار و بررسی بیشتر همدیگر را رها کرده‌ایم. بین این همه ساختمان سیمانی و شیشه‌ای در این درندشت چند میلیونی که شده خانه‌مان، شهرمان
لکه زرد چشم مانی، شده است بلای جانش. این را خودش می‌گوید. می‌گوید اگر عمل نکند، کور می‌شود و خرج عملش از 6 میلیون بالا می‌زند. لااقل خودش می‌گوید، من که نمی‌دانم. چون از بس در این روزها کسانی را دیده‌ام که می‌گویند خواهر دم بخت دارند، پول پیش اجاره منزل را ندارند، مشکل مالی دارند و در یک کلام بی‌پولند که دیگر همه این حرف‌ها برایم از یک جنس شده؛ «فقر».
می‌خواهد قانعم کند. می‌گوید ورزش می‌کند، هفته‌ای دو، سه بار. سالم است، کاملاً سالم، سیگار هم نمی‌کشد. حالا هم حاضر است عضوی را که با خود حمل می‌کند، یکی از همزادهایی که از بدو تولد با او زندگی کرده‌اند را بدهد تا آینده برایش تاریک نباشد. نوشته بود حاضر است 8 میلیون بگیرد و خودش را به تیغ جراح بسپرد تا .
چه می‌گویم؟ مانی، فرشاد، محمد، سارا، آریا، امیر، مجتبی، رضا، سبحان، الهام، حسن و هزاران نفر دیگر که شماره خود را روی دیوارهای سراسر خیابان فرهنگ حسینی یا از چهارراه ولی عصر تا میدان این خیابان نقر کرده‌اند تا یکی پیدا شود و کلیه‌ای از آنها بخرد، می‌گویند حاضرند پولی بگیرند، از 3 میلیون تا 50 میلیون تا چیزی را از دست بدهند که می‌دانند جزء وجود آنهاست، خود آنهاست.
گروه خونی‌شان را می‌نویسند کنار شماره تلفن‌ها، با ثبت RH خون، با قید کلماتی مثل «سالم، ورزشکار، افغانی، فوری، فروشنده واقعی» و چه می‌دانم، هر چیزی که شمای مشتری واقعی را ترغیب کند که این یکی گره از کار فروبسته‌تان خواهد گشود. لطفاً باز هم فکر کنید زندگی زیباست!

دولت به بازار می‌رود
تحقیقات نشان می‌دهد در هر ده دقیقه، یک جوان ایرانی به خاطر مسائلی که همگان می‌دانند، به یکی از 137 بنگاه رسمی معاملات کلیه در کشور مراجعه می‌کند تا در برابر چند بسته اسکناس، یکی از کلیه‌هایش را بفروشد. البته باید در نظر داشت این آمار شامل کسانی نمی‌شود که با مراجعه به دلالان غیر مجاز این بازار و یا آگهی در سایت‌های اینترنتی و چسباندن کاغذ روی دیوارها برای کلیه خود مشتری دست و پا می‌کنند.
ولی در این میان، دولت جهت سر و سامان دادن به ماجرای خرید و فروش کلیه، بنگاه‌های مجازی را ترتیب داده که به طور قانونی و با حمایت بخش عمومی، اهدا کنندگان و دریافت کنندگان کلیه را با همدیگر آشنا می‌کند. در این بنگاه‌ها بر اساس یک لیست قیمت تعیین شده از طرف مسؤولان امر، دولت موظف به پرداخت قسمتی از هزینه انتقال کلیه از بدن اهدا کننده به پیکر بیمار را بر عهده می‌گیرد. ولی با این حال وقتی طرفین معامله رو در روی یکدیگر می‌نشینند، مثل تمامی بازارهای مشرق زمین، بحث و چانه زنی بر سر قیمت و شرایط پرداخت بالا می‌گیرد تا اینکه یکی از طرفین بر اساس نیاز خود، تسلیم شود و ماجرا با ثبت رضایت رسمی دو طرف در مراکز حقوقی، شروع شود.
با وجودی که ایران از معدود کشورهایی است که در آن خرید و فروش کلیه به صورت قانونی و مجاز انجام می‌شود و حتی دولت خود را به عنوان حامی طرفین معامله، نشان داده و قسمتی از هزینه‌های «بیع و شری» را بر عهده گرفته است، همچنان بازار سیاه این تجارت، داغ داغ است.

چرا دیالیز؟ کلیه تازه ببر
نارسایی کلیه در ایران، بسیار بالاتر از میانگین جهانی است. شاخص‌های سلامت نشان می‌دهد سالانه حدود یک میلیون سال از عمر سالم هموطنان ما به علت مبتلا شدن به انواع بیماری‌ها و نارسایی‌های کلیوی کم می‌شود. بیمارستان‌های ایران به عنوان جایگاه طلایی پیوند کلیه در جهان، سالانه بیش از 2 هزار کلیه سالم را از بدن اهدا کننده به اندام بیماران کلیوی منتقل می‌کنند تا نزدیک به 75 درصد هزینه درمانی کشور صرف بیماری‌های مرتبط با این عضو حساس شود. این بازار داغ، باعث شده است تا فروش کلیه به عنوان یکی از راهکارهای نهایی برای اشخاصی که خود را در تنگنای مادی این روزگار، اسیر می‌بینند، مطرح شود.
از طرفی، رنج و عذاب بی انتهای استفاده از دستگاه‌های عموماً مستعمل و قدیمی دیالیز یا همان کلیه مصنوعی در شهرهای مختلف ایران، باعث شده است بیمار کلیوی و خانواده او در برخی موارد حتی اگر شده با حراج اسباب و اثاثیه کاشانه‌اش، برای خود کلیه دست دومی پیدا کند و از رنج دیالیز راحت شود. پس در این آشفته بازار، هم مشتری فراوان است و هم فروشنده‌ای که داغ فقر پس از مدتی در قالب یک شکاف 20 سانتیمتری در ناحیه پشتش، به او یادآور می‌شود دیگر نمی‌تواند زندگی عادی و طبیعی داشته باشد. کارشناسان می‌گویند اصولاً بیماران نیازمند کلیه باید بین یک تا 4 ماه در انتظار اهدا کننده مناسب باقی بمانند تا نوبتشان در لیست دولتی فرا برسد. این در حالی است که در بیش از 95 درصد عمل‌های اهدای کلیه، طرفین، یکدیگر را در بازار آزاد جست‌وجو کرده‌اند و تنها سهم دولت در معاملات کلیوی، 5 درصد برآورد می‌شود. انتظاری که فرد دریافت کننده در معاملات آزاد می‌کشد، بسته به توان چانه زنی و شانس وی از یک هفته تا یک ماه متفاوت است. به همین دلیل است راهکار پیوند این عضو حیاتی برای بسیاری از بیماران، از طی نمودن راه طولانی خانه تا مرکز دیالیز، منطقی‌تر به نظر می‌رسد.
حکم شرعی معامله اعضای بدن
در ایران به دلیل پایبندی مردم به مسائل شرعی، یکی از ابتدایی‌ترین کارهایی که طرفین معامله کرده‌اند، دریافت حکم شرعی معاملاتی از این دست است. نظر یکی از علمای قم درباره این موضوع، جواز عمل را برای این بازار، فراهم کرده است. سایت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتای یکی از مقلدان نوشته: خرید و فروش کلیه برای مقاصد پزشکی جایز است، ولی بهتر آن است که پول را در مقابل اجازه برداشتن کلیه از شخص بگیرند نه در مقابل خود آن.



دلال‌های جان
اگر چه طی دهه‌‏های گذشته بیشتر پیوندها و اهدای کلیه به بیماران از سوی افراد آشنا و یا خیر انجام می‌‏شد اما امروزه سوداگری و فشارهای اقتصادی سبب شده تا بازار خرید و فروش کلیه گرم شود و با افزایش تعداد بیماران کلیوی، پای دلال‌‏ها نیز به این عرصه باز شود.
هر چند در سال‌‏های گذشته و برای جلوگیری از سوداگری در اهدای کلیه، انجمن حمایت از بیماران کلیوی تلاش کرده است به عنوان تنها مرجع پیوند و اهدای کلیه، از بروز ناهنجاری در عمل خداپسندانه اهدای کلیه جلوگیری کند اما بسیارند کسانی که با استفاده از خلأهای قانونی تنها به سوداگری و سود خود می‌‏اندیشند و جان و سلامت افراد را معامله می‌‏کنند.
با وجود خداپسندانه بودن مسأله اهدای کلیه به افراد نیازمند در جامعه، آنچه البته در این میان نگران‌‏کننده می‌‏نماید و اکنون دغدغه بسیاری از فعالان اجتماعی و جامعه پزشکی است بروز ناهنجاری و ایجاد بازاری برای خرید و فروش کلیه و سایر اعضای قابل پیوند بدن انسان است.



آمار دقیق نداریم
چندی پیش مصطفی قاسمی رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی در گفت‌‏وگو با خبرنگاران رسانه‌‏های گروهی عنوان کرد در حال حاضر بیش از 15 هزار بیمار دیالیزی در کشور وجود دارد. این در حالی است که آماری دقیق و رسمی از بیماران پیوندی در دست نیست. در این زمینه مرکزی برای رسیدگی به وضعیت آماری و ثبت بیماران کلیوی لازم است؛ چرا که نداشتن آماری از بیماران، برنامه‌ریزی‌ها را با مشکل مواجه می‌کند.
به نظر می‌‏رسد کمبود اهداکنندگانی که به انجمن مراجعه می‌‏کنند زمینه بروز پدیده کلیه فروشی را به وجود آورده است و باید با ارتقای فرهنگ اهدای کلیه در جامعه و نهادینه کردن اهدای اعضا بیماران مرگ مغزی، با کاهش مدت نوبت دهی به بیماران متقاضی دریافت کلیه از سوی انجمن، راه بر سوداگران کلیه در ایران بسته شود و این تنها راهکاری است که از سوی مسؤولان انجمن حمایت از بیماران کلیوی ارائه می‌شود.




نان داغ، کلیه داغ
یک مجله جوان پسند یک گزارش داشت درباره فروش کلیه در این گزارش چیزهای جالبی نوشته: بیشترین فروش کلیه در سن 25 و 26 سال روی می‌دهد. دلایلی که مردم برای فروش کلیه به انجمن حمایت از بیماران کلیوی مراجعه می‌کنند جالب و تأسف بار است. مثلاً برای پرداخت اجاره خانه یا رهن، مهریه و دیه از همه خواندنی‌تر، تهیه مخارج جشن عروسی! یعنی واقعاً یک شب عروسی ارزش این را دارد که از همسرت بخواهی کلیه‌اش را در بازار آب کند؟! واقعاً ما آدم‌ها چقدر بدبخت شدیم که حاضریم از هر طریقی پول به دست آوریم، حتی با فروش اعضای بدنمان. اسم این گزارش هم مثل خودش خواندنی بود: نان داغ، کلیه داغ! می‌بینید به چه راحتی داریم به همه چیز می‌خندیم؟ به خرید و فروش‌مان، به بیماریمان، به فقرمان و در یک کلام به خودمان؟
این گزارش در حالی چاپ شده که آمار نشان می‌دهد حداکثر سن برای اهدای کلیه 35 سالگی است. چون کارشناسان این حرفه می‌گویند شرایط جسمانی فرد این امکان را نمی‌دهد که بتواند کلیه خود را پس از این سن و سال اهدا کند، مگر در موارد و شرایط خاصی که چندان عمومیت ندارد.


کارت زیبای من
اولین بار سه سال پیش بود، در حاشیه یکی از نمایشگاه‌های فرهنگی، غرفه کوچکی را دیدم که شلوغی آن توجهم را جلب کرد. جلو رفتم و متوجه شدم این غرفه‌ای است که در آن مردم رضایت خود را برای پیوند اعضای بدنشان، پس از مرگ اعلام می‌کنند. دانشگاه علوم پزشکی هم در قبال این رضایتنامه، کارتی به آنها می‌دهد تا چنانچه دچار مرگ مغزی شدند، این مرکز مجاز به استفاده از اعضای بدن آنها برای بیماران نیازمند باشد. لحظه‌ای به آن لحظه آخر فکر کردم؛ همان وقت که مرگ، این همسفر قدیمی می‌زند سر شانه‌ات و می‌گوید: پیمانه پر شده، بزن بریم رفیق!
از آن روز، وقتی می‌خواهم حتی به بقالی سر کوچه بروم، کارت اهدای عضو را می‌گذارم توی جیبم تا اگر آن همسفر قدیمی یادش به من افتاد و خواست در خدمتش باشم، این تن خاکی، زیر خروارها خاک بی‌فایده نپوسد.



نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار