افکار عمومی این روزها مانند تیم ملی فوتبال ایران هاج و واج تصمیمات فیالبداهه و ناگهانی فدراسیون بیدروپیکر فوتبال است. فدراسیونی که در اندک زمان باقیمانده تا جام جهانی به جای ایجاد شرایط مناسب برای آمادهسازی تیم، آن را به هچل انداخته است! افکار عمومی این روزها مانند تیم ملی فوتبال ایران هاج و واج تصمیمات فیالبداهه و ناگهانی فدراسیون بیدروپیکر فوتبال است. فدراسیونی که در اندک زمان باقیمانده تا جام جهانی به جای ایجاد شرایط مناسب برای آمادهسازی تیم، آن را به هچل انداخته است!
هنوز هیچ خبری بهطور رسمی منتشر نشده، اما کمتر کسی است که نداند کمیته فنی در آخرین ساعات کاری روز سهشنبه ۲۱ تیرماه رأی به برکناری مرد کروات نیمکت تیم ملی فوتبال ایران داد، آنهم درست در شرایطی که اسکوچیچ به گفته دستیارش درگیر زیر نظر گرفتن بازیکنانی بود که در نظر داشت به اردوی سپتامبر دعوت کند.
تصمیمگیری ناگهانی برای کنار گذاشتن اسکوچیچ، آنهم در شرایطی که ماهها از صعود ایران به جام جهانی قطر میگذرد و زمان زیادی از دست رفته، نه فقط ابهامات و نگرانیهای بسیاری را به دنبال داشت که همه نگاهها را متوجه وزیر ورزش کرد که در هفتههای گذشته صحبتهای زیادی در خصوص مخالفت وزیر با ادامه حضور اسکوچیچ مطرح شده بود. با این وجود سجادی پای خود را از این داستان بیرون کشید: «منتظر اعلام نظر فدراسیون هستم. البته موضع وزارت ورزش و جوانان از فوتبال حمایتی است، اما در نهایت ما هماهنگکننده، حامی و پشتیبان و انگیزهدهنده هستیم.» این در حالی است که روز گذشته و چند روز پس از تأکید وزیر بر ناظر بودن صرف، جلسهای بین سجادی و میرشاد ماجدی در خصوص وضعیت تیم ملی برگزار شد تا وزیر ورزش در جریان مطالعات و بررسیهای صورت گرفته و جلسه ترتیب داده شده و همچنین آخرین وضعیت تیم ملی فوتبال ایران قرار گیرد.
البته طی این مدت اسامی زیادی مطرح شده است. از سولسشر، سرمربی سابق منچستر گرفته تا افشین قطبی که خود را سرمربی تیم ملی معرفی کرده و طی اظهارنظری در صفحه شخصیاش از پایان مذاکرات برای نشستن روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران خبر داده است. با این وجود پچپچها و خبرهای در گوشی حاکی از آن است که اتفاقنظر آقایان روی گزینه داخلی است. انتخابی از بین دایی، قلعهنویی یا نکونام که از خیلی قبلتر رؤیای نشستن روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران را در سر میپروراند، اما در شرایطی که صاحبنظران در حال تحلیل گزینههای مطرح شده هستند، سفر اسکوچیچ به اتریش برای دیدار با شهاب زاهدی مهاجم تیم ملی ایران و پوشکاش مجارستان که در اردوی آمادهسازی بسر میبرد، ابهامات زیادی را ایجاد کرده که مگر اسکوچیچ ماندنی شده که همچنان در حال رصد ملیپوشان است! هرچند ماندنی شدن اسکوچیچ بعد از اتفاقات اخیر دیگر سودی برای تیم ملی ندارد، چراکه تصمیم ناگهانی فدراسیون بیشک روحیه و انگیزه مرد کروات را آنقدر خراب کرده که نتواند در صورت ادامه حضورش روی نیمکت تیم ملی خود را برای حضوری موفق در قطر جمع و جور کند.
سجادی مدعی است تکلیف نیمکت تیم ملی باید هرچه زودتر مشخص شود، اما زودتر در اندک فاصله زمانی باقیمانده تا آغاز جام جهانی قطر معنایی ندارد، وقتی آقایان بعد از هدر دادن زمانی طلایی، تازه به صرافت ایجاد تغییرات در کار فنی افتادهاند. تصمیمی که بیهیچ شک و تردیدی کوچکترین سودی برای تیم ملی نخواهد داشت، حتی اگر انتخاب نهایی از بین گزینههای ایرانی مطرح شده (دایی، قلعهنویی و نکونام) باشد، چراکه جدا از شناخت، سرمربی تیم ملی باید زمان کافی برای ایجاد هماهنگی و دیکته کردن خواستههایش به ملیپوشان را داشته باشد.
جدا از فرصت زمانی که از دست رفته، گزینههای مطرح شده نیز برای نشستن روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران چندان مناسب به نظر نمیآیند. قلعهنویی فصل گذشته نتایج قابل قبولی با گلگهر کسب نکرد. حال آنکه نماینده سیرجان به لحاظ مالی و امکاناتی شرایط بسیار خوبی داشت و با هزینه بسیاری که کرده بود تصور میشد یک پای قهرمانی باشد، اما تیم قلعهنویی فصل را با حضور در رده چهارم جدول به پایان برد. قلعهنویی در رده باشگاهی مربی موفقی بوده در رده ملی هم تیم خوبی داشت، اما نه قلعهنویی امروز قلعهنویی سالهای قبل است و نه تیم ملی تیم دهه ۸۰.
سرمربی فولادیهای خوزستان نیز شرایط چندان متفاوتی با قلعهنویی ندارد. نکونام که رؤیای نشستن روی نیمکت استقلال را داشت و به همین منظور از جمع سرخپوشان اهوازی جدا شده بود، دستآخر فصل گذشته بار دیگر سکان هدایت فولاد را به دست گرفت، اما بهرغم هزینه بسیار نتوانست این تیم را در بین سه تیم بالای جدول جای دهد و با حضور در رده پنجم بازیهای فصل قبل را به پایان برد، آنهم با حواشی بسیاری که نشان از کمتجربگی او در عرصه مربیگری داشت و با توجه به مسائل رخ داده طی دو، سه سال اخیر، نکونام هم گزینه مناسبی برای تیم ملی نخواهد بود.
دایی، اما مهمترین گزینهای است که سرپرست فدراسیون فوتبال به نشستن او به جای اسکوچیچ اصرار دارد. حال آنکه نظر دایی با میرشاد ماجدی اصلاً همخوانی ندارد و پاسخ او همچنان برای دست گرفتن سکان هدایت تیم ملی «نه» است. نکته مهم در خصوص دایی دوری بیش از حد او از فوتبال است که امتیاز منفی قابل توجهی برایش محسوب میشود.
آنچه مسلم است اینکه در این وانفسا فضا برای دلالها نیز مهیاست و هر کسی میتواند نامی را مطرح کند، خصوصاً که هنوز نامه اخراج اسکوچیچ نیز زده نشده است. بلاتکلیفی که دود آن به طور مستقیم به چشم تیم ملی فوتبال ایران میرود، اما گویا این مسئله برای آقایان کوچکترین اهمیتی ندارد که بعد از اتخاذ تصمیمی فیالبداهه و به هچل انداختن تیم ملی توجهی نیز به ضیق وقت ندارند.