همین تصویر بیرون آمده از جلسه بعدازظهر سـهشـنبه گذشـته فدراسیون فوتبال حکایت تنهایی دراگان اسکوچیچ را به خوبی نشان میدهد؛ تنهایی مردی که سریعترین صعود ایران به جامجهانی را رقم زد. همین تصویر بیرون آمده از جلسه بعدازظهر سـهشـنبه گذشـته فدراسیون فوتبال حکایت تنهایی دراگان اسکوچیچ را به خوبی نشان میدهد؛ تنهایی مردی که سریعترین صعود ایران به جامجهانی را رقم زد.
اسکوچیچ یک سوی میز و حلقه فدراسیونیها سوی دیگر، به نگاههایشان دقت کنید، هیچ نشانی از صمیمیت و تأیید وجود ندارد. نه میرشاد ماجدی که با گوشیاش سرگرم است و نه افشاریان و کامرانیفر و بقیه که با نگاه غضبآلود به سرمربی تیم ملی چشم دوختهاند و مثلاً حرفهایش را گوش میدهند. این جمع همانهایی هستند که تا همین هفته قبل میگفتند سرمربی ایران در جامجهانی فقط اسکوچیچ است و بس، فدراسیون با او قرارداد دارد و تا پایان جامجهانی هم بر سر قرار خود هستیم، اما ناگهان ورق برگشت، کمیته فنی فدراسیون فوتبال رأی به عدمصلاحیت حضور اسکوچیچ روی نیمکت تیم ملی در جامجهانی داد.
تا جایی که یادمان میآید از کمیته فنی و مدیر فنی در فوتبال ایران به عنوان «کشک» یاد میشده و میشود. حالا این «کشک» کارش به جایی رسیده که یکی از موفقترین مربیان تاریخ فوتبال ملی ایران را بنا به دلایل فنی! از کار برکنار میکند و جالبتر اینکه هیچ توضیحی هم نمیدهد، حتی در موج اعتراضات و فریاد نامردی خواندن این تصمیم هم واکنشی دیده نمیشود. اصلاً قبول، ولی حداقل یکی از دلایل فنیتان را برای خیل عظیم علاقهمندان فوتبال و تیم ملی بیان کنید تا ما هم متوجه شویم چه ایراد فنی روی سرمربی تیم ملی گذاشتهاید و برکنارش کردید؟
بد نیست حداقل یک مرور کوتاه به کارنامه مردی بیندازیم که در بدترین زمان و موقعیت ممکن هدایت تیم ملی فوتبال ایران را بر عهده گرفت تا شاید خودمان یک دلیل فنی برای برکناری یا مورد غضب قرار گرفتنش پیدا کنیم. ۱۷ بهمن ماه ۱۳۹۸ بود که بعد از افتضاح تاریخی جنتلمنی! به نام مارک ویلموتس، دستپخت مدیریت فاسد مهدی تاج، دراگان اسکوچیچ سرمربی صنعت نفت آبادان به عنوان سرمربی جدید تیم ملی انتخاب شد.
اوضاع به قدری خراب بود که همان زمان همه گفتند اسکوچیچ را آوردهاند که وقتی حذف شدیم، بگویند زیاد هزینه نکردیم، بازیهای رفت مرحله اول مقدماتی جامجهانی تمام شده بود و ایران با دو باخت به عراق و بحرین عملاً شانسی برای صعود به مرحله بعد نداشت، به خصوص اینکه بازیهای برگشت قرار بود در بحرین برگزار شود. چهار بازی و ۱۲ امتیاز برای صعود لازم بود. چنین فشاری حتی برترین تیمهای دنیا را هم به چالش میکشاند؛ اینکه مجبور باشی تمام بازیها را ببری. چنین فشاری حتی ممکن است در بازی مقابل تیمهایی، چون هنگکنگ و کامبوج هم دردسرساز شود، چه رسد مقابل بحرین «چرک» و عراق همیشه مدعی، با این حال اسکوچیچ تیمش را در عین ناامیدی روانه بحرین کرد و کاری کرد کارستان، هنگکنگ و کامبوج که کیسه گل شدند، بحرین را ۳ بر صفر در خانهاش تحقیر کردیم؛ کاری که سالها چشم انتظارش بودیم تا از چرکترین تیم آسیا انتقام بگیریم و بعد عراق که به راحتی آب خوردن دستها را بالا برد تا ایران به عنوان تیم اول گروه به مرحله بعد صعود کند.
به رغم نتیجه به دست آمده هنوز نیش و کنایهها شنیده میشد. هنوز هم میشنیدیم که میگفتند با سرمربی خونه به خونه بابل و صنعت نفت که نمیتوان به جامجهانی صعود کرد یا اینکه با شانس بالا آمدیم. همگروهی با کرهجنوبی، امارات، عراق، سوریه و لبنان چالشی دوباره برای اسکوچیچ و شاگردانش بود؛ چالشی که باز هم با موفقیت پشت سر گذاشته شد. اسکوچیچ ایران را از این مرحله هم با اقتدار گذراند تا جایی که قبل از رسیدن به بازی برگشت مقابل کرهجنوبی و عراق در بازی با امارات کار صعود را تمام کرد و سریعترین صعود تاریخ فوتبال ایران به جامجهانی را رقم زد. ایران با ۲۵ امتیاز صدرنشین شد تا حتی شکست در بازی تشریفاتی مقابل کرهجنوبی هم مانع کارش نشود.
اسکوچیچ در اوج ناامیدی آمد؛ کاری که شاید هیچ مربی دیگری حاضر به انجام آن نبود، اما مرد کروات فوتبال ایران آن را به بهترین شکل ممکن انجام داد. تیمی را هدایت کرد که بیشتر بازیکنانش در اروپا توپ میزدند و هر کدامشان ادعای خاص خودشان را داشتند، اما اسکوچیچ آنها را متحد کرد تا در نهایت رسید به جامجهانی ۲۰۲۲ قطر. اینکه کجای این کار بزرگ ایراد فنی داشته که آقایان فدراسیوننشین را مجاب به برکناری او میکند، هنوز جای سؤال است؛ اینکه چرا فدراسیون فوتبال اینگونه با قدرنشناسی پاسخ تلاشهای او را داد.
اسکوچیچ حالا تنهاتر از همیشه است؛ مردی که حتی اگر ماندنی هم باشد، دیگر اقتدار گذشته را نخواهد داشت، هر چند فدراسیونیها نسخه او را خیلی وقت پیش پیچیدهاند.