زمان به سرعت سپری میشود و تا چشم برهم بزنیم، دیدار حساس و سخت ۳۰ آبان با انگلیس در جامجهانی قطر از راه میرسد. زمان به سرعت سپری میشود و تا چشم برهم بزنیم، دیدار حساس و سخت ۳۰ آبان با انگلیس در جامجهانی قطر از راه میرسد. اهمیت این موضوع را سایر کشورهای حاضر در این آوردگاه درک کردهاند، ولی مدیران فوتبالی ما تازه یادشان افتاده است سرمربی کروات در حدواندازههای نیمکت تیمملی نیست. گویا فراموش کردهاند با همین اسکوچیچ صعودی سریع و مقتدرانه را تجربه کردیم. متأسفانه دخالتهای بیرونی، سرکشی برخی بازیکنان لژیونر و اسمی تیمملی و البته بیکفایتی مدیران فدراسیون داستان برکناری غیرحرفهای اسکوچیچ و مذاکره با گزینههای داخلی را به راه انداخت، به همین بهانه سراغ رسول کربکندی، مربی فوتبال، پیشکسوت و دروازهبان اسبق تیمملی رفتیم و تأثیر تغییر کادرفنی و از بینرفتن اتحاد در تیمملی در آستانه جامجهانی را مورد بررسی قرار دادیم.
داستان برکناری اسکوچیچرا همه شنیدهاند. چطور میشود که در فاصله کوتاه باقی مانده تا جامجهانی آقایان یاد تغییر کادرفنی افتادند؟
مشابه اتفاقاتی را که در فوتبال ما میافتد در هیچ کجای دنیا نمیبینید؛ فوتبالی که هنوز نه رئیس فدراسیون دارد و نه برنامه، آن هم درحالی که همه تیمهای صعودکرده به جامجهانی بهترین تدارکات را در نظر گرفتهاند و بازیهای تدارکاتی برگزار میکنند، ما هنوز اندرخم یک کوچه ماندهایم. یک مربی خارجی آمده و هدایت تیمملی را بر عهده گرفته، اینکه اصلاً در این جایگاه بوده یا نه را کاری نداریم، ولی در هر صورت او تیم ما را به راحتی و با بهترین نتایج به جامجهانی برده است. اسکوچیچ در زمانی این مسئولیت را قبول کرد که دیگران حاضر به پذیرفتن این ریسک نبودند و خیال میکردیم دیگر به جامجهانی نخواهیم رسید. چندماه از صعودمان به این مسابقات گذشته، ولی هنوز سر انتخاب مربی و خارجی و داخلی بودنش بحث میکنند!
دلالان و افراد غیرفوتبالی در این اتفاق چه نقشی داشتند؟
متأسفانه حرفهای کارشناسان، پیشکسوتان و رسانهها تأثیری در این موضوع ندارد و تصمیمات در جای دیگری گرفته میشود. کسانی نظر میدهند که اصلاً فوتبالی نیستند. دیدگاه مثبتی نسبت به اتفاقات اخیر و شرایط فعلی تیمملی در جامجهانی ندارم و امیدوارم این مسئله ختم به خیر شود. تمامی مسیرهای موفقیت در جامجهانی را از بین بردهایم. یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه از اول هم قرار نبوده است قهرمان جامجهانی شویم. تمام آمال و آرزوهایمان به صعود به دور دوم ختم میشود. باید دید تصمیم برکناری اسکوچیچ چقدرش سیاسی است، چقدرش فوتبالی و نقش دلالها چقدر بوده است. در هر صورت آدمهای ناشناخته برای فوتبال ایران تصمیم میگیرند. خدا کند سرمربی جدید از پس بازیکنان اسمی تیمملی بربیاید و در جامجهانی حضوری آبرومند داشته باشیم.
برکناری اسکوچیچ و انتخاب سرمربی جدید درست است یا غلط؟
اصلاً این تصمیم را قبول ندارم و قطعاً تصمیم اشتباهی است. اگر تصمیم به تغییر بود، باید روز بعد از صعود به جامجهانی این کار انجام میشد نه اینکه چند ماه زمان را از دست بدهیم و تازه یادمان بیفتد. حال که تصمیم بر این بوده است مربی ایرانی باشد، لااقل از فوتبال کشورمان شناخت دارد. اگر قرار باشد مربی خارجی بیاوریم تا بیاید و با فرهنگ و فوتبال ایران آشنا شود، همین زمان کم را نیز از دست میدهیم. آرزو میکنیم این تصمیمات غیرحرفهای نیز در فوتبال ملی ختم به خیر شود.
با توجه به فرصت باقیمانده میتوان از سرمربی تیمملی انتظار موفقیت در قطر را داشت؟
درست است که سرمربیگری در جامجهانی برای همه یک افتخار بزرگ محسوب میشود، ولی سرمربی جدید باید بداند چه مسئولیت سختی را قبول میکند، انتظارات جامعه بسیار زیاد است و همه با توجه به در اختیار داشتن چند لژیونر امیدوار به صعود هستند. سرمربی باید برنامه داشته باشد. مشکل اصلی تیمملی در زمان اسکوچیچ نداشتن برنامه بود و با تکیه بر تواناییهای بازیکنان بازیها را میبردیم، منتها بازی در جامجهانی و موفقیت در این رقابت کار هر تیمی نیست. به هیچوجه نباید گول عملکرد انگلیس در لیگ ملتهای اروپا را بخوریم. طبیعی است که برنامهریزی اصلی همه تیمها برای جامجهانی باشد. اول از همه باید ساختار دفاعی تیم ترمیم شود. معتقدم در دفاع ضعیف هستیم. در دو دوره گذشته جامجهانی با تکیه بر دفاع قوی توانستیم مقابل حریفان بزرگ دنیا نتایج آبرومندی به دست بیاوریم. نمیتوان فقط به حمله متکی بود. در جامجهانی تیمها در وهله نخست باید دروازهشان را حفظ کنند و در ادامه از موقعیتها و تجربه بازیکنان استفاده کرد. امیدواریم نتایج تیمملی آرامبخشی باشد برای مردم.
دودستگی بازیکنان چه تبعاتی برای تیمملی دارد؟
یکی از نگرانیهای من هم همین است. یک عده حامی اسکوچیچ بودند، یک عده علیه او. این کار هم غیرحرفهای است و انتخاب سرمربی اصلاً به بازیکن ربطی ندارد. بازیکنان نباید وارد چنین مسائلی شوند. اینکه یک بازیکن در تیم خارجی موفق و مؤثر بوده است، دلیل نمیشود چنین رفتاری داشته باشد، به ویژه که آنها در فوتبال حرفهای کار میکنند، بهتر از بقیه میدانند تصمیمگیری در مورد مربی ارتباطی به بازیکنان ندارد. این اتفاقات فقط مختص فوتبال ماست. این هم به خاطر بلبشوی حاکم بر فوتبال ایران است. اینجا هیچ چیز سرجای خودش نیست. لژیونرها در خارج از کشور تابع قوانین سخت باشگاههای خود هستند، ولی اینجا خبری از چنین قوانینی نیست و هر کسی به خودش اجازه میدهد هر حرفی بزند. فوتبال ایران ساختار حرفهای و درست را ندارد و این مسئله در همه ارکان این رشته به وضوح دیده میشود. حالا که بازیکنان هم تصمیمگیرنده شدهاند، خدا جامجهانی را برای ایران به خیر بگذراند. امیدواریم اتفاقات تلخ گذشته در جامجهانی تکرار نشود. وقتی اختیارات بازیکنان بیشتر از مسئولیتشان باشد، احتمال دارد هر اتفاقی بیفتد. باید کسی را به عنوان سرمربی انتخاب کرد که بازیکنان روی او حساب کنند و او را بپذیرند. اگر بازیکنان سرمربی را قبول داشته باشند، کار راحتتر است و میشود دودستگی را از بین برد، ولی اگر قبول نداشته باشند، باید فاتحه تیمملی را خواند و در جامجهانی باید منتظر سه شکست باشیم.
چه آیندهای در انتظار تیمملی ایران در قطر ۲۰۲۲ خواهد بود؟
برخی دیدگاهشان این است که در گروه آسانی قرار گرفتهایم. من هم نمیگویم کار غیرممکن است، ولی به شرطی که همه چیز سرجای خودش باشد، نه با این وضعیت. باید اردوهای تدارکاتی مناسب داشته باشیم و دیدارهای تدارکاتی برگزار کنیم. هیچ تیمی حاضر نیست با ما بازی کند چراکه آنها از مدتها قبل برنامهریزیشان را انجام دادهاند و وقت خالی ندارند. ببینید کرهجنوبی و ژاپن با چه تیمهایی بازی میکنند، ولی تیم ایران هنوز یک اردوی تدارکاتی مناسب نمیتواند داشته باشد. هر روز فرصتسوزی میکنیم و فیفا دیها را از دست دادهایم و تازه رسیدهایم سرخط. نمیدانیم سرمربی کیست و قرار است چه برنامهای داشته باشیم. نه رئیس فدراسیون داریم، هیئت رئیسه یک نفر را انتخاب و بعد از چند ماه همان نفر را عزل میکند. فوتبال ایران اصلاً وضعیت خوبی ندارد و در محافل بینالمللی هر روز بیشتر از دیروز اعتبارمان را از دست میدهیم.