زن میانسال پس از شنیدن خبر دستبرد سارقان به صندوق امانات بانک ملی پس انداز میلیاردیاش را از صندوق اجارهای به خانه آورد، اما در دام سارقی آشنا گرفتار شد.
به گزارش جوان، چند روز قبل زن میانسالی سراسیمه به اداره پلیس رفت و گفت سارقان ناشناسی به خانهاش دستبرد زده و چند میلیارد اموالش را سرقت کردهاند.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: «شوهرم برج ساز و تاجر است و وضع مالی خوبی داریم و در خانه بزرگی در یکی از خیابانهای شمالی تهران زندگی میکنیم. از آنجایی که گاهی اوقات همراه شوهرم برای تفریح یا کار تجاری به خارج از ایران میروم، اموال با ارزشم را در صندوق امانات بانک نگهداری میکردم تا اینکه دو هفته گذشته سارقان حرفهای به صندوق امانات بانک ملی در تهران دستبرد زدند و ۱۶۸ صندوق مشتریان را خالی کردند. قبل از این حادثه خیلی به صندوق امانات بانک اطمینان داشتم و با خودم فکر میکردم اموالم را در مکان امنی نگهداری میکنم، اما پس از این حادثه نگران سرمایه ام شدم و میترسیدم آن را از دست بدهم. ترس و نگرانی آنقدر مرا آزار داد که تصمیم گرفتم اموالم را از صندوق امانات بردارم و در خانهام نگهداری کنم. فکر میکردم خانهام امنتر است، اما اشتباه فکر میکردم و خبر نداشتم سارقانی در کمین اموال من هستند و به محض اینکه از خانه خارج شوم اموالم را سرقت میکنند.»
وی ادامه داد: «بههرحال من تمامی سرمایه ام را که حدود ۸ میلیارد تومان ارزش داشت و شامل سکه، طلا، جواهرات و پولهای خارجی بود به خانه ام منتقل کردم و در جای امنی مخفی کردم. مقداری را داخل بالشتها و مقداری را هم داخل یخچال بین گوشتهای یخزده جاسازی کردم و به خیال خودم فکر میکردم عقل جن هم به آن نرسد. البته من در یگ میهمانی که تعداد زیادی از دوستان و بستگان نزدیکم حاضر بودند تعریف کردم که به خاطر ترس از سرقت، اموالم را از صندوق امانات بانک برداشته ام و به خانهام آوردهام، اما محل نگهداری آنها را لو ندادم. چند روز قبل به مسافرت رفتم و امروز وقتی به خانه ام برگشتم دیدم، وسایل خانه ام بهم ریخته است و وقتی به سراغ اموالم رفتم تازه متوجه شدم سرقت شده است.»
رد پای یک آشنا
پس از شکایت زن میانسال مأموران پلیس به دستور بازپرس پرونده تحقیقات خود را برای شناسایی سارقان آغاز کردند، اما هیچ ردی از آنها پیدا نکردند. بررسیها نشان داد سارقان که دو مرد جوان هستند هنگام سرقت نقاب به صورت داشتهاند تا شناسایی نشوند. از سوی دیگر مأموران پلیس احتمال دادند یکی از سارقان فرد آشنایی است و در آن مهمانی که شاکی گفته اموالش را از صندوق امانات بانک به خانهاش منتقل کرده، حضور داشته است.
بدین ترتیب مأموران پلیس تحقیقات خود را روی مهمانهای شاکی متمرکز کردند و به مرد جوانی به نام پژمان که فامیل دو شاکی است مشکوک شدند و وی را به صورت نامحسوس تحت نظر گرفتند.
در حالی که تحقیقات ادامه داشت، شاکی دوباره به اداره پلیس رفت و گفت سارق اموالش پژمان است. وی گفت: «امروز دختر جوان ناشناسی با من تماس گرفت و گفت از دوستان پژمان است. دخترجوان گفت سارق اموالم پژمان است و قرار است به زودی اموال سرقتی را بفروشد و از ایران خارج شود. از آنجایی که پژمان در آن مهمانی حضور داشت و معتاد به مواد مخدر هم است، من به او مشکوک هستم.»
بازداشت متهمان
با بهدست آمدن این اطلاعات مأموران پژمان را به عنوان مظنون بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. متهم وقتی با مدارک و دلایل روبهرو شد به سرقت چند میلیاردی با همدستی یکی از دوستانش به نام فریبرز اعتراف کرد.
وی در شرح ماجرا گفت: «آن روز که همراه تعدادی از بستگانم میهمان خانه فامیل خود بودم، وقتی شنیدم اموالش را از صندوق امانات برداشته و به خانهاش منتقل کرده است وسوسه شدم و تصمیم گرفتم اموالش را سرقت کنم. او گفت که مقدار زیادی طلا و جواهرات و سکه دارد و در خانهاش مخفی کرده است و من هم فکر کردم اموالش را سرقت کنم و با فروش آن برای ادامه زندگی به خارج از کشور بروم. آن روز با یکی از دوستانم که سابقه سرقت دارد مشورت کردم و قرار شد به خاطر اینکه محل نگهداری طلاها را نمیدانستیم ابتدا دستگاه فلزیابی بخریم و بعد در فرصت مناسب به خانه زن پولدار برویم و اموالش را سرقت کنیم.»
وی ادامه داد: «ما دو نفری نقشه سرقت را طراحی کردیم و چند روز قبل که فهمیدم فامیلمان به مسافرت رفته به خانهاش رفتیم و با دستگاه فلزیاب محل نگهداری طلاها و سکهها را پیدا و سرقت کردیم. پس از این از دختر مورد علاقه ام خواستم طلاها و جواهرات سرقتی را بفروشد و قرار بود به عنوان دستمزد مبلغی هم به او بدهم، اما او مبلغ بیشتری درخواست کرد که قبول نکردم و همین موضوع باعث اختلاف ما شد و در نهایت هم او ما را لو داد.»
با اعتراف متهم، مأموران فریبرز را هم بازداشت کردند و وی در بازجوییها با اعتراف به سرقت اظهارات همدستش را تأیید کرد.
تحقیقات از متهمان ادامه دارد.