سینماها میمیرند! بیش از یک قرن است که فیلم دیدن در سالنهای تاریک به نوعی سبک زندگی برای بخش بزرگی از مردم جهان تبدیل شده است. هنوز هم موفقیت یا شکست تجاری فیلمهای سینمایی را بر مبنای میزان فروش بلیت گیشه آنها میسنجند و همه رخدادهای مهم صنعت فیلم، بر مبنای جشنوارههایی میگذرد که مخاطب خود را به تماشای فیلم بر پرده سینماها دعوت میکنند. اما به نظر میرسد همه چیز به سرعت در حال تغییر است. آنچه در دهه ۱۹۵۰ دستاندرکاران صنعت سینما را با آمدن «تلویزیون» به ترس انداخته بود، این روزها با سیطره بیچون و چرای پلتفرمهای نمایش خانگی، در حال تبدیل شدن به کابوس مرگ سینماست. سینماها میمیرند! بیش از یک قرن است که فیلم دیدن در سالنهای تاریک به نوعی سبک زندگی برای بخش بزرگی از مردم جهان تبدیل شده است. هنوز هم موفقیت یا شکست تجاری فیلمهای سینمایی را بر مبنای میزان فروش بلیت گیشه آنها میسنجند و همه رخدادهای مهم صنعت فیلم، بر مبنای جشنوارههایی میگذرد که مخاطب خود را به تماشای فیلم بر پرده سینماها دعوت میکنند. اما به نظر میرسد همه چیز به سرعت در حال تغییر است. آنچه در دهه ۱۹۵۰ دستاندرکاران صنعت سینما را با آمدن «تلویزیون» به ترس انداخته بود، این روزها با سیطره بیچون و چرای پلتفرمهای نمایش خانگی، در حال تبدیل شدن به کابوس مرگ سینماست.
اخبار تعطیل شدن سالنهای سینما در ایران، تنها بخشی از اوضاع خراب سینماها در سراسر جهان است. کرونا، تنها در دو سال اخیر باعث بسته شدن بیش از ۶۳۰ سالن سینما در امریکا شده است. سالنهایی که اکثر آنها برای همیشه تعطیل شده و هیچ گاه شانس مجدد فعالیت را نخواهند داشت. مجله بلومبرگ سال گذشته در گزارشی از وضعیت تعطیلی سینماها در امریکا به این نکته اشاره میکند که تعطیلی سالنهای سینما در شهرهای کوچک بیشتر بوده است. شرکت AMC، دارای بزرگترین زنجیره سالنهای سینمای امریکا تنها در سال ۲۰۲۱ میلادی با ضرر ۵/۴ میلیارد دلاری روبهرو شده و این موضوع باعث افت شدید ارزش این شرکت در بازار بورس نیویورک شده است. در ماههای اخیر کاهش محدودیتهای کرونایی باعث نشده است تا همه سینماها بتوانند به وضعیت قبل خود باز گردند. برخی سالنهای سینما برای بازگشایی مجدد شروع به جمع آوری اعانه کردهاند. در این شرایط سینماداران میگویند افزایش قیمت بلیت سینما میتواند تأثیر معکوسی بر روند بازگشت سینما داشته باشد و امید بازگشایی مجدد سینماها را تضعیف کند.
آینده سینما در دستان ما است
نگرانی از آینده سینما تنها معطوف به تأثیرات فرهنگی ناشی از کرونا نیست. دشمن بزرگتر سینما درست در خانهها لانه کرده است. «گاردین» در سال ۲۰۱۵، زمانی که هنوز غول VOD شروع به بلعیدن سینما نکرده بود، با انتشار عکسی از یک کودک که در تبلت خود در حال تماشای برنامههای یک VOD بود، نوشت: «آینده سینما در دستان ماست.» گاردین سپس به ماجرای آنچه قرار است بر سر سینما بیاید اشاره کرد و نوشت: «سینماها عملاً به اندازه فیلم قدمت دارند: آنها اولین بار به طور انبوه در دهه ۱۹۱۰، تنها چند دهه پس از اکتشافات پیشگام ادیسون و لومیرها ساخته شدند. این فرم از بدو تولد تحت سلطه ایده یک صفحه نمایش بزرگ و عمومی بوده است. امروزه، بیشتر احتمال دارد که خودتان روی یک دستگاه شخصی با هدفون وصل شده به آن فیلم تماشا کنید. برخلاف فیلمهایی که برای صفحه نقرهای ساخته میشوند، لازم نیست یک فیلم اینترنتی حاوی چیزی برای همه باشد.» این گزارش با اشاره به اینکه در سینما، چون همه افراد مخاطب فیلم هستند، فیلمساز تلاش میکند در فیلمهایش برای همه گروههای سنی و علایق، اشاراتی بگذارد، ادامه داد: «اما اینترنت متفاوت است. از آنجایی که تماشاگران به تنهایی تماشا میکنند، میتوان فیلمها را منحصراً برای طرفداران خاصی ساخت و همچنان از یافتن مخاطب مطمئن بود.» بله مهمترین مزیت VOD این است که هر مخاطب میتواند به طور شخصی شدهای فیلم مورد نظر خودش را ببیند بدون اینکه در سالن تاریک سینما معذب باشد و حتی از ترس اینکه خط داستانی فیلم را از دست ندهد، چشم از پرده سینما برندارد. VOD به مردم این اختیار را میدهد که فیلم را در زمان و مکان مطلوب خود نگاه کند. مزیتی که آینده سالنهای سینما را با چالش بزرگی روبهرو کرده است.
رقبایی که سینما را نکشتند!
سینما که راه افتاد هنوز نه از رادیو خبری بود و نه از تلویزیون. با این وجود زمانی که رادیو پا به عرصه وجود گذاشت، ویلیام فاکس، تهیهکننده مجاری تبار هالیوود و بنیانگذار کمپانی «فاکس قرن بیستم» از اینکه برای سینما رقیب تراشیده شده است ابراز نگرانی کرد. او در سالهای آخر عمر شاهد گسترش استفاده از تلویزیون بود و همین موضوع فاکس را بیش از گذشته از سرنوشت سینما نگران ساخت. با این وجود سینما تلاش کرد همپا با تغییرات فناوری رشد کند، به طوری که با رنگی شدن سینماها و بزرگ شدن صفحه نمایشگر تلویزیون، پردههای سینماها هم عریض و دستگاههای پخش فیلم نیز از کیفیت بهتری برخوردار شدند.
هالیوود تا مدتها جلوی فناوریهای غیرسینمایی را گرفت. پرونده مشهور حقوقی که در سال ۱۹۷۶ علیه شرکت سونی در امریکا به راه افتاد، یکی از نشانههای قدرت سینما علیه فناوری بود. شرکت ژاپنی دستگاه ویدئوی خانگی درست کرده بود. رقیبی که میتوانست مردم را از سینما رفتن دور کند. هالیوودیها شکایت کردند و سونی به مدت هشت سال در محاکم قضایی جنگید تا توانست مجوز استفاده منصفانه از ویدئو را برای مصارف خانگی به دست بیاورد و از ۱۹۸۴، ویدئوی خانگی راه به خانههای امریکاییها یافت. پس از آن فیلمهای ویدئویی جای خود را به لوحهای فشرده دادند و در نهایت DVD وارد بازار شد. همه اینها برای سینما به معنای دشمن بودند. با این وجود سینما با ایجاد فناوریهایی مثل صدای دالبی و تصویر سه بعدی، برای مخاطبان خود شگفتانههای زیادی رو میکرد، ولی از یک جایی به بعد با ظهور پدیده اینترنت ماجرا تا حدی تغییر کرد. رادیو و تلویزیون موفق به کشتن سینما نشدند، همان طور که سینما باعث از بین رفتن تئاتر نشد ولی اینترنت رقیبی بود که مانند دشمنان سنتی عمل نمیکرد.
پیشبینی سینمایی از مرگ سینما!
سینما به شکل جنون آمیزی برای برخی فیملسازان به یک هویت تبدیل شده است. دلباختگی آنها به سینما و سبک فیلمسازی باعث شد تا هر از چندگاهی بحث «مرگ سینما» از سوی کارگردانان صاحبنام شنیده شود. افرادی مانند «ژان لوک گدار» که سینما را با دوربینهای فیلمبرداری ۳۵ میلیمتری دوست داشتند و هر چیزی غیر از آن را به معنای مرگ سینما میشمردند. فیلمسازانی که فیلم دیدن را تنها بر پرده نقره فام سینماها دوست داشتند. درسال ۱۹۹۹ که فناوری دیجیتال در حال معرفی و جا افتادن در سینماها بود، نیویورک تایمز، در مقالهای به نزول و مرگ سینما پرداخت. آن زمان این اعتقاد بود که دیجیتالی شدن فیلمها یعنی مرگ سینما و این یک تغییر آخرالزمانی است. البته از این تعبیر ۲۳ سال میگذرد و هنوز سینما به آن معنا نمرده است، اما VOD که محصول دنیای دیجیتال است، مردم را از سینما رفتن به شدت دور کرده است.
دلواپسیهای «فیاپف»
دوستداران سینما میترسند که سینماها به یک خاطره جمعی در حافظه بشری تبدیل شود. «نوستالژی» چیزی است دلپذیر در گذشتهای که دیگر تکرار نخواهد شد. آنچه دستاندرکاران تولید فیلم نگران آن هستند این است که سینما به زودی به یک نوستالژی تبدیل شود.
محمدمهدی عسگرپور، عضو فدراسیون بینالمللی تهیهکنندگان فیلم (فیاپف) درباره نگرانیهای مطرح شده در جلسه اخیر «فیاپف» میگوید: «مسئلهای که امسال مطرح شد این بود که شاید ما به زودی با جریان دیگری از عرضه محصولات صوتی - تصویری مواجه شویم و انگار باید با سینما - به آن مفهومی که وجود داشته - کمکم خداحافظی کنیم. این بحث بسیار سنگین، پیچیده و گسترده است و احتمال دارد برای همه کسانی که نسبت به سینما عِرق دارند یا سینما برایشان یک موضوع مهم معیشتی است، غیرقابل فهم و حتی غیرقابل پذیرش باشد، اما به هر حال با این روالی که وجود دارد ظاهراً جریان نمایش به شکل جدی در حال دگرگونی است و مسئله نرفتن مردم به سالنهای سینما صرفاً به کشور ما برنمیگردد، بلکه اپیدمی شده و تقریباً در بسیاری از کشورهای دنیا به استثنای فیلمهای اسپایدرمنی و سوپرمنی که گیشههای بزرگ دارند، بخش قابل توجهی از تولیدات در سالنها دیده نمیشوند. به این ترتیب بخش زیادی از جریان زیرساختهای نمایشی شکل جدیدتری پیدا میکند.» عسگرپور میافزاید: «اما آنچه باقی میماند این است که جریان تولید میتواند همچنان شکل بگیرد، یعنی فیلم سینمایی و سریال ساخته شود کمااینکه پلتفرمهای بزرگ جهانی هم همین کار را میکنند و آنها را در بستر دیگری منتشر مینمایند که مورد استقبال مردم است و گردش مالی قابل توجهی هم دارد. در کشور ما هم اتفاق افتاده، منتها در این مورد هم یک بحث جدیدی شکل گرفته که برای من بسیار جالب بود؛ اینکه ممکن است ما با شکل دیگری از محصول که اسم آن را نمیتوان صرفاً «فیلم» گذاشت، مواجه شویم، یعنی باید آن را محتوا بنامیم که گاهی ربط زیادی به «سینما» با آن مفهومی که ما پیشتر میشناختیم ندارد. در این شکل فقط «زمان» اثر هم مطرح نیست که مثلاً بگوییم فیلمهای کوتاه یا سریال بیشتر ساخته میشوند، بلکه اساسا نوع دیگری از محتوا در قالب «صوت و تصویر» ممکن است عرضه شود که یک بخش آن ممکن است در دنیای متاورس معنا پیدا کند و این متاورس فقط یک بستر برای عرضه نیست، بلکه به محتوا هم میتواند شکل جدیدتری بدهد.»
حتی ممکن است نام سینما هم استفاده نشود
نایب رئیس در حوزه آسیا «فیاپف» معتقد است: «شاید به تدریج از واژه «صوت و تصویر» استفاده کنند تا سینما، چون سینما ما را به مفهوم مشخصی ارجاع میدهد. البته این حرفها به این معنا نیست که در آینده خیلی نزدیک با این وضعیت مواجه میشویم، اما واقعیت این است که ما در گردنهای هستیم که نمیدانیم بعد از پیچ مقابل، با چه منظرهای مواجه میشویم و دستکم در کشورمان مطلقاً آمادگی روبهرویی با آن را نداریم. متأسفانه از سوی دوستانی که به نمایندگی از دولت در جشنواره کن حضور داشتند گزارشی ندیدم که درباره کیفیت و کمیت بازار جشنواره کن صحبت کرده باشند و مثلاً بگویند بازار چند درصد و احتمالاً به چه دلایلی ریزش داشته، کدام کشورها شرکت نکردند و... همه اینها احتیاج به تحلیل دارد تا بررسی کنیم اگر مثلاً کشور چین شرکت نکرده است یا کشوری در سطحی وسیعتر حضور داشته، به چه معناست. اینها در حالی است که مفهوم بازار در جشنوارههای بزرگی مثل کن و احتمالاً بعد هم برلین به طور کلی در حال دگرگونی است. بنابراین مجموعه سینما در حال ورود به یک عرصه جدید است که ما نسبت به شناخت از تئوریهای آن خیلی فاصله داریم.»
تعطیلی برخی سینماها در تهران، به صدا در آمدن ناقوس مرگ سینماهاست، سالنهایی که احتمالاً با طی مراحل اداری، تخریب شده و زمینهای گران قیمتشان برای مصارف تجاری استفاده خواهد شد. نبود مزیت اقتصادی برای فعالیت سینماها واقعیت دردناکی است که امروز سراغ سینماهای قدیمی را گرفته است و معلوم نیست در آینده نزدیک سراغ کدام سینماها برود.