
رضا حجارزاده- میرحسین موسوی در گفتوگوی اخیر خود با پایگاه خبری جماران باز هم دچار کیش شخصیت شده و با ادبیاتی خود محورانه، داعیهدار پایبندی به اصول قانون اساسی و پیروی از خط امام (ره) شده است. وی در این گفتوگو با تعریف خود و طرفدارانش به عنوان « حاشیه بزرگ » و قراردادن « متن اصلی » نظام در کفهای کوچک، ضمن سیاهنمایی وضعیت موجود، دهه اول انقلاب ر ا یک نوستالژی دانسته و رفتار امام (ره) را به تساهل و تسامح تفسیر کرده است. او در توصیف اوضاع امروز عنوان کرده است: « ما دچار کرختی جذام وار شدهایم» غافل از آنکه جنبش مخملی هواداران او مبتلای این بیماری شدهاند.
گویا میرحسین موسوی همچنان نمیخواهد بپذیرد که فضای کشور پرشورونشاط است و همین فضای انقلابی بود که بستری را برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری و آفرینش حماسه 22 خرداد فراهم کرد. هرچند نتیجه این مشارکت پرشور به مذاق او و حامیانش خوش نیامد.
وی در موضع گیریهای اخیر خود با تمسک به منشور برادری امام (ره)، تنها رگ غیرتش را به نشانه دلسوزی برای امام و انقلاب به این و آن نشان داده در حالیکه غافل است دم خروس این جماعت بیرون چنان زده است که مردم نه سخنانشان را باور دارند و نه ادعاهایشان را. وی که از وحدت سلیقههای مختلف حول محور امام سخن میراند، سؤالاتی چون «وحدت چه کسانی؟» و «وحدت حول چه محوری؟» را بی پاسخ گذاشته است. میرحسین موسوی که هنوز نسبت به رأی مردم و قانون اساسی و اصل مجازات مجرم تمکین نکرده است از به حاشیه رانده شدن معاندان نظام ابراز نگرانی میکند و چون پدرخوانده یک جریان، هر دم بر طبل وحدت و برادری میکوبد حال آنکه عناصری چون بنیصدر و رجوی هرگز در منشور برادری حضرت امام (ره) جایی نداشته و ندارند. مطمئناً امام و رهبری به فرزندان انقلابی و ملت شریف ایران آموختهاند که مرتکبان یک جرم بایستی در میزان قانون و عدالت به محاکمه برده شوند.
میرحسین موسوی با نگاهی آنارشیستی و قرائتهای به ظاهر روشنفکرانه از مفاهیم قرآن و انقلاب و امام عنوان کرده است: «قرآن، اسلام و انقلاب واژههایی هستند که معانی سیالی دارند که بر اساس مسائل مختلف معانی گوناگون پیدا میکنند ». شاید پرستیژ سیاسی آقای نخستوزیر دیروز و بازنده امروز، به قدری وی را متوهم کرده است که به بهانه روشنفکری و نگاه نقادانه، اصل نظام را هم به مهمیز سوال بکشد و بگوید: « اگر دولت در مسائل مختلف کارآمد نباشد مردم برنمیتابند و اعتراض میکنند. عدم کارآمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم میشود.»
میرحسین در موضع گیری اخیرخود، ضمن طرح ایرادات تکراری و انتقادهای مخملی از اوضاع اقتصادی، امنیتی و فرهنگی نظام، علاوه برآنکه جلوهای از رادیکالیزه شدن توهمات و عصبانیتهای نوباوگی خود را به نمایش گذاشته است ملغمهای ساخته است که به خورد رسانههای رادیکال اصلاح طلب و جریانات غربی میرود. همین و بس!