
مصطفی نمازیان - با مرور حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، به خوبی نقاب از چهره نفاق و تزویر برداشته شد. کسانی که سالها شعار قانونگرایی سر میدادند، با «مرگ بر» گفتن مخالف بودند، دولت نهم را به بیتدبیری و ماجراجویی در سیاست خارجه متهم میکردند، دولت را به قانونگریزی و عدول از خط امام متهم میکردند و. . . صدها مورد اتهامات بیپایه و اساس ژورنالیستی که هدف از آنها تنها ظاهر شدن در حد یک منتقد صرف برای گرم نگه داشتن فضای رقابت با دکتر احمدینژاد بود اما پیروزی دکتر باعث شد که انواع شعارهای «مرگ بر» را از دهان مخالفانش بشنویم. بیتدبیری و دروغگویی میرحسین موسوی باعث شد که ایران اسلامی تا هفتههای متوالی سوژه رسانههای غربی و امثال وطنفروشانی همچون نوریزاده شود، بیتدبیری ایشان مملکت را چند روزی در شرایط بحرانی نشان داد اما یکی از مباحث جالبی که از اتاق فکر جریان نفاق بیرون آمد، سردادن شعار مرگ بر روسیه از یکسو و نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران از سوی دیگر بود. اگرچه پایه این شعار ناشی از بیاطلاعی و انحراف فکری مهندس موسوی نسبت به مواضع استکبارستیزانه حضرت روح الله بود، اما برای ما جالب است در صورتی که ایران کمک به مسلمانان روسیه را سرلوحه خود قرار دهد در چند سال بعد باید شاهد شعار: «نه مسکو نه لبنان، جانم فدای ایران باشیم.» در اینکه تاریخ عصر جدید ایران اسلامی سرشار از خیانت و ظلم ایادی روس نسبت به ملت بوده شکی نیست اما اینکه قضایا را به صورت یکجانبه نگاه کرده و تنها روسیه بعد از فروپاشی مارکسیسم را دشمن و عامل بدبختیها بدانیم، بیشک این امر جهت تطهیر نقش آمریکا و انگلستان است. نکتهای که لازم است جهت اطلاع خط امامیهای جدید عرض کنیم: «ما در جنگ با آمریکا و تفالههای آمریکا هستیم…هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاه معرفی کنید، ننشینید که باز جایی را آتش بزنند … خط این بود که اصلاً آمریکا منسی (فراموش) شود، یک دسته «مرگ بر شوروی» را مطرح کردند تا آمریکا منسی شود.»ـ امام راحل به خوبی به دشمنی ریشهدار و ایدئولوژیک آمریکا با ایران و جهان اسلام اشراف داشتند و از همین رو دشمنی با آمریکا سرلوحه مبارزات استکبارستیزانه ایشان بود. متأسفانه برخی به اصطلاح تحلیلگران مغرض مسائل سیاسی جهان، در مبحث روابط بینالملل همه چیز را از منظر دوست و دشمنی و به اصطلاح صفر و صد میبینند. اینان دشمنی و دوستی در روابط بینالملل را به مانند روابط دوستی ودشمنی در عالم انسانی فرض میکنند. در دیدگاه روابط بینالملل کشورها گاهی دشمنند که این دشمن ممکن است ایدئولوژیک یا دشمن سیاسی باشد حتی ممکن است دشمنی بر سر موضوعی باشد که با گفتوگو و میانجیگری قابل حل باشد. گاهی کشورها با هم دشمن نیستند ولی رقیب بوده و این رقابت ممکن است دائمی یا موقت باشد. مانند رقابت روسیه، انگلستان و آمریکا برای تصاحب امتیاز استخراج نفت در ایران قاجار. پس در روابط بینالملل باید ریشه دوستیها و دشمنیها را شناخت و آنگاه به موضعگیری پرداخت. برای ما جای سؤال است که این روسیه چه دشمنی بوده که در این 30 ساله حتی یک شعار علیه جنایات! او سر ندادهایم و ناگهان از روز قدس امسال به جرگه دشمنان خونین! ما میپیوندد؟ بیشک رفتن حملات و مواضع استکبارستیزانه ما به سمت روسیه، کمک شایانی به ترمیم چهره جنایتکار آمریکا در قرن اخیر و به خصوص بعد از تحولات 11سپتامبر میکند. این امر به خوبی یادآور سیاستهای دوران جنگ سرد آمریکا جهت ارائه تصویری نامطلوب و ضد انسانی از شوروی در رسانهها و فضای افکار عمومی جهانیان بود تا مانع بزرگی به نام مارکسیسم را از سر راه استعمار جهانی خود بردارد. در همین راستاست که آمریکا با آن سابقه سیاهش در مورد زندان گوانتانامو ناگهان به حمایت از زندانیان سیاسی ایران میپردازد تا در این آشفته بازار ژورنالیستی، فرصت ترمیم چهره خود را از طریق دیپلماسی عمومی به دست آورد. ـ نکته مهمی که شاید در شعارهای ضدروسیهای 13آبان به چشم بخورد این ادعاست که تمامی امور تحقیقاتی دفاعی- فضایی ایران اسلامی با کمک روسیه بوده و ایران یا هیچگونه نقشی نداشته یا نقش کمرنگی در این پیشرفتها داشته است اما در جواب این عزیزان باید گفت به هر حال جهان سیاست عرصه بدهبستانها اعم از قراردادهای تجاری- حمایتهای سیاسی و... است و با مرور مواضع شورای امنیت و کشورهای اروپایی در مبحث تحریم ایران، روسیه کشوری بوده که همواره در شکستن تحریمها پیشقدم بوده و روابط استراتژیک خود با ایران مطمئن را به رابطه با آمریکای نامطمئن و رقیب دیرینه ترجیح دهد. اگر زمانی برخی حامیان این گروه که در ستاد مهندس موسوی فعالیت دارند به جای تلاش در تداوم پیشرفتهای هستهای قائل به تعطیلی و توقف همهجانبه فعالیتهای هستهای ایران اسلامی به خاطر فشارهای آمریکا داشتند و در عوض باید فناوری را یکسره و کامل از آنها دریافت کرد، امروزه چگونه این همکاری علمی را زیر سؤال میبرند؟ چگونه است از یکسو دولت نهم را به بیتدبیری در عرصه سیاسی و منزوی کردن ایران متهم میکنند، اما در این سو به خاطر ناآگاهی و تعصب، همکاریهای علمی را محکوم کرده و تدبیر ایران در بیاثر کردن و بیتوجهی به تهدیدهای سران غرب را نادیده میگیرند؟ چه فرقی میان رابطه با روسیه دارای حق وتو و کشوری همچون آلمان، انگلستان و. . . است؟ ـ بیشک حتی داشتن مشکلات داخلی روسیه باعث نمیشود که از فرصتهای پیش رو در رابطه با این کشور دارای حق وتو صرف نظر کنیم. طی مواضع اسفبار و جاهلانه حتی برخی سیاسیون شاهد بودیم که روسیه را یک کشور کافر دانسته و رابطه با آن را مصداق کفر میدانستند اما اینجا جای سؤال است که ملاک اندازهگیری کفر و کافر بودن چیست و در صورت امکان خواهشمندیم میزان کفر آمریکا و سران آن را نیز اندازه بگیرید تا دیگر در انتخاب شریک سیاسی- تجاری خود در عرصه جهانی دچار کفر! نشویم. اینان همان گروهی هستند که در دوران چهار ساله دولت نهم مرتباً دولت را به رابطه با کشورهای فقیر مادی و ضعیف سیاسی متهم میکردند و ارزش و اعتبار را در رابطه با انگلستان و فرانسه میدانستند. از این عزیزان نیز عاجزانه خواهشمند است با ملاکهای خود ارزش و اعتبار روابط بینالملل را اندازه بگیرند و در اختیار افکار عمومی قرار بدهند. عزیزانی که روزی شعار «مرگ بر آمریکا» را مصداق تنشزایی دانسته و در دوران چهار سال اخیر نیز هرگونه موضع علیه آمریکا، اسراییل غاصب و کلیت غرب را مصداق ماجراجویی میدانستند، در مورد شعارهای ضدروسیه خود چه منطق و مبنایی را در نظر دارند تا متهم به ماجراجویی نشده و سایران را در معرض انزوا قرار ندهند؟ چه تضمینی است که با اتخاذ این رویکرد به زودی باید شاهد چالش در روابط ایران با روسیه و چین نباشیم؟ لطفاً بر اساس منطق خود توضیح دهید بر چه اساس شعار «مرگ بر آمریکا» عامل تنشزایی بوده ولی شعار «مرگ بر روسیه» که حدود یک ماه از اختراع آن میگذرد تنشزا نیست؟ اگر واقعاً به فکر مسلمانان جهان بودید و هستید پس چرا قائل به این هستید که ماباید ابتدا به فکر اوضاع داخلی خود باشیم و جدیداً نیز شعار
«نه غزه، نه لبنان» سر میدهید؟ بیشک شعارهای سر داده شده از سوی این گروه سیاسی در روز 13 آبان گرچه به ظاهر ماهیت استکبارستیزانه دارد ولی در واقع امر یادآور دشمنیهای دوران جنگ سرد لیبرال مسلکهای جهان سوم با مارکسیستهای هموطن بود. جایی که متأسفانه دوستان ما در حال تکرار اشتباه مشروطهخواهان در پناه بردن به سفارت بیگانگان است. ماهیت ایدئولوژیک و استقلالطلبانه ایران اسلامی در عرصه مناسبات جهانی برهیچ کسی پوشیده نیست و امروزه ایران اسلامی بدون وابستگی تام به یکی از قدرتهای مادی جهان، با افتخار و برپایه مبانی و آموزههای قرآنی در حال پیگیری و اجرای مبانی سیاست خارجی خود است.