کد خبر: 1086774
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
مرکز واکنش سریع پلیس پایتخت راه‌اندازی شد فرمانده انتظامی تهران بزرگ از راه‌اندازی مرکز واکنش سریع برای مبارزه با کیف‌قاپان و موبایل‌قاپان خبر داد. به گزارش «جوان»، سردار حسین رحیمی روز گذشته در جریان آخرین مرحله از طرح کاشف که در پلیس آگاهی تهران بزرگ برگزار شد
محبوبه قربانی

فرمانده انتظامی تهران بزرگ از راه‌اندازی مرکز واکنش سریع برای مبارزه با کیف‌قاپان و موبایل‌قاپان خبر داد.
به گزارش «جوان»، سردار حسین رحیمی روز گذشته در جریان آخرین مرحله از طرح کاشف که در پلیس آگاهی تهران بزرگ برگزار شد، گفت: «۱۰۰ تیم عملیاتی برای مبارزه با کیف‌قاپان و موبایل‌قاپان در سراسر پایتخت مستقر شده‌اند.» وی ادامه داد: «این افراد به طور محسوس و نامحسوس فعالیت می‌کنند و ارتباط آنان به شکل آنلاین با مراکز ۱۱۰ برقرار است تا به محض وقوع کیف‌قاپی و اعلام آن به ۱۱۰ این تیم‌ها وارد عمل شوند.» وی در توضیح آخرین مرحله طرح کاشف هم گفت: «در اجرای این طرح ۲۵۸ سارق و مجرم دستگیر و ۶۰ باند که این افراد مشغول فعالیت در آن‌ها بودند، منهدم شد. در جریان این طرح بیش از ۲ هزار فقره سرقت و جرم مختلف از سوی دستگیرشدگان مورد شناسایی قرار گرفت.»

گفتگو با متهمان

عضویت در باند خفاش شب‌های تهران
در حاشیه شانزدهمین مرحله از طرح کاشف، از میان متهمان دستگیر شده، شش مرد جوان اعضای باند سارقان خودرو بودند که با خوراندن داروی بیهوشی مرتکب چند فقره سرقت خودرو شده‌بودند. آن‌ها طی جرم ارتکابی خود دو نفر از رانندگان را به کام مرگ کشانده‌بودند که جسد یکی از آن‌ها کشف شده، اما دیگر جسد همچنان مفقود مانده‌است. یکی از اعضای این باند مرد میانسالی به نام فرهاد بود. او کارش را در عسلویه به خاطر سختی‌های آن رها کرده و به تهران آمده‌بود، اما به طمع پول بیشتر در تله سارقان گرفتار شد.
چند سال داری؟ ۵۱ ساله‌
تحصیلاتت چیست؟ لیسانس مدیریت بازرگانی دارم و به عنوان تکنسین اداره برق وابسته به پالایشگاه نفت در عسلویه بودم.
متأهلی؟ بله یک دختر ۲۱ ساله دارم.
چرا آن شغل را رها کردی و به تهران آمدی؟ شرایط کار در عسلویه خیلی سخت بود. از طرفی دوری از خانواده نیز برایم سخت بود به همین‌خاطر شرایط روحی‌ام به هم ریخت و دیگر نمی‌توانستم کارم را ادامه بدهم. این شد که به تهران آمدم، اما خانواده‌ام در شهر دیگری بودند.
در تهران مشغول چه کاری بودی؟ یک خودروی پراید داشتم و با آن مسافرکشی می‌کردم.
چطور با اعضای این باند آشنا شدی؟ در دروازه غار جنوب تهران در یک خانه اجاره‌ای زندگی می‌کردم. اوایل کرایه زیادی پرداخت نمی‌کردم، اما بعد از چند ماه صاحبخانه از من و دیگر مستأجران ماهی ۵/۱ میلیون تومان اجاره خواست. صاحب آن خانه خلافکار حرفه‌ای بود، به همین‌خاطر وقتی فهمید نمی‌توانیم مبلغ اجاره را پرداخت کنیم، پیشنهاد داد از رانندگان خودرو با خوراندن داروی بیهوشی سرقت کنیم.
درباره شیوه سرقت توضیح می‌دهی؟ از ناصرخسرو یک بسته قرص خواب‌آور به مبلغ ۱۰۰ هزارتومان می‌خریدیم. سپس حوالی بیمارستان‌ها می‌رفتیم و به بهانه اینکه مریض داریم یک خودرو کرایه می‌کردیم. در یک فرصت مناسب با خوراندن یک نوشیدنی خواب آور راننده را از خودرو به بیرون پرتاب و خودرو را سرقت می‌کردیم. گاهی مقابل مغازه‌های آبمیوه‌فروشی می‌رفتیم و چند عدد قرص را در شیر یا نسکافه می‌ریختیم، سپس به بهانه اینکه قرار است از انبار جنس بیاید از راننده درخواست کمک می‌کردیم. آن وقت با خوراندن نوشیدنی مسموم سوار خودرو می‌شدیم و آن را سرقت می‌کردیم.
چطور مرتکب دو فقره قتل شدید؟ باور کنید قصد قتل نداشتیم. فکر نمی‌کردیم نوشیدنی مسموم موجب مرگ شود. چون برای خودم اتفاق افتاده‌بود که به خاطر سرقت قربانی این شیوه از سرقت شده‌بودم، اما وقتی داروی بیهوشی را خوردم زنده ماندم. این در ذهنم مانده‌بود، به همین دلیل فکر نمی‌کردم داروی بیهوشی موجب مرگ کسی بشود. آن لحظه هم متوجه قتل نشدم، بعد از دستگیری بود که فهمیدم دو نفر به قتل رسیده‌اند که جسد یکی از آن‌ها کشف شده‌است، اما جسد دیگری هنوز کشف نشده‌است.
جسد کشف نشده را کجا رها کرده بودید؟ در رباط کریم. وقتی مأموران به آنجا رفتند به جای جسد آن مرد جسد مجهول‌الهویه دیگری را کشف کردند که دفن شده‌بود.
با خودرو‌های سرقتی چه کردید؟ چند ماشین را به شمال بردیم و فروختیم. خودروی مقتول را در اینترنت به مبلغ ۶۵ میلیون تومان فروختیم.
چطور دستگیر شدید؟ قرار بود یکی از خودرو‌ها را در شمال بفروشیم. حین معامله بود که طرف مقابل متوجه پلیس شد. او فرار کرد، اما ما دستگیر شدیم.
چند فقره سرقت خودرو داشتید؟ شش فقره که دو نفر از رانندگان فوت کردند و یکی از آن‌ها به کما رفت، اما زنده ماند.
چرا خفاش شب نام گرفتید؟ همیشه در شب طعمه‌هایمان را به دام می‌انداختیم به همین‌خاطر خفاش شب نام گرفتیم.


سارقان ۲۵ تن شمش مس عمو و برادرزاده بودند
دو نفر از متهمان دستگیر شده در این طرح عمو و برادرزاده بودند. آن‌ها ۲۵ تن شمش مس به ارزش ۷ میلیارد تومان را سرقت کرده‌بودند و می‌خواستند آن را از کشور خارج کنند، اما هشیاری مأموران نقشه آن‌ها را به هم زد و گرفتار پلیس شدند. در حیاط پلیس آگاهی فقط برادرزاده و عموی او در بازداشتگاه بود. سراغ سعید رفتم و به سؤالاتم پاسخ داد.
چرا فکر سرقت به سرت زد؟ طمع پول
سابقه هم داری؟ بله آدم ربایی.
نقشه این سرقت را چه کسی پیشنهاد داد؟ من و عمویم سال‌ها در کرمان ساکن بودیم و با هم کار می‌کردیم. روزی عمویم گفت ۲۵‌تن بار شمش مس به مقصد تهران خورده‌است که می‌توانیم در مسیر با انجام یک نقشه آن‌ها را سرقت کنیم.
از آن نقشه برای‌مان توضیح می‌دهی؟ در مسیر کرمان به تهران با صاحب بار تماس گرفتیم و گفتیم خودرویمان همراه بار سرقت شده‌است. او را سرگرم سرقت کردیم و سپس بعد از ورود به شهر تهران، بار را برای خروج از کشور به یکی از شهر‌های غربی رساندیم.
کجا دستگیر شدید؟ بار را در سوله‌ای که اجاره کرده‌بودیم، گذاشتیم، اما مأموران ما را در همان سوله دستگیر کردند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار