صغیر و کبیر میدانند که امیرالمؤمنین علی (ع) در سحرگاه ۲۱ رمضانسال ۴۰ هجری قمری به دست اشقیالاشقیا_ ابن ملجم مرادی_ فرقش به تیغ شمشیر شکافته شده و به شهادت رسیده است، اما اگر همین مطلب ساده را از یک اهل فن نظیر استاد مطهری بپرسیم، پاسخش به گونه دیگری است که هم مزین به «آری» است و هم آراسته به «خیر!»
شهید مطهری در پاسخ به این پرسش تاریخی معتقدند که اگر با چشم «بصر» بنگری، آری، علی را عبدالرحمن بن ملجم کشت، اما اگر به چشم «بصیرت» بنگری، او را مثلث شوم «زر، زور، تزویر» یا به تعبیر روشنتر «جهل عوام»، «سستعنصری، دنیازدگی خواص» و «اغواگری جریان تحریف» از دم شمشیر گذرانید. علامه مطهری معتقد است مکتب اسلام آنقدر که از «جهل، جمود فکری، سطحینگری، ظاهربینی، سادهلوحی، ضعف قدرت تحلیل سیاسی، بیبصیرتی، خاماندیشی و زودباوری خودیها» ضربه خورده، از دشمنان خارجی ضربه نخورده است.
«اگر بخواهید بفهمید جمود با دنیاى اسلام چه کرده است، همین موضوع را در نظر بگیرید که على بن ابیطالب را چی کشت؟ یک وقت مىگوییم على را کى کشت و یک وقت مىگوییم چی کشت؟ اگر بگوییم على را کى کشت؟ البته عبدالرحمن بن ملجم و اگر بگوییم على را چى کشت، باید بگوییم جمود و خشک مغزى و خشک مقدسى. همینهایى که آمده بودند على را بکشند، از سر شب تا صبح عبادت مىکردند» (مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج۲۱، ص ۹۲).
بنابراین یکی از دشمنان و جریانهای معاندی که حکومت امیرالمؤمنین (ع) را با چالشهای متعددی روبهرو کردند، خودیهای کمبصیرت هستند که تحت عنوان «خوارج» معروف شدند. خوارج انسانهایی مقدسمآب، مقید به ظواهر شرع و قرآن بودند، حتی خیلی از آنها حافظ کل قرآن بودند ولی متأسفانه فاقد هوش و تحلیل سیاسی بودند و با شانتاژهای رسانهای «جریان تحریف» زود اغوا شده و تحت تأثیر سمپراکنیهای دشمن قرار میگرفتند.
باید دانست که جماعت سادهلوحان ظاهربین منحصر و محدود به دوران علی (ع) نبودند، بلکه در عصر حاضر نیز خط آنها تداوم داشته، فاقدان هوش سیاسی فراوانتر شده و انباشت جماعت سادهلوح زودباور، اما به ظاهر دارای تحصیلات عالیه رو به فزونی گذاشته است. نشان به آن نشان که در دوران کنونی نیز عدهای از سبکاندیشان یافت میشوند که چه بسا با قصد قربت و به نیت گرهگشایی از مشکلات کشور، سبد رأی و انتخاب خود را در اختیار تفکر غربباوران قرار دادند و خیال کردند با مصدرنشینی تکنوکراتهای غرباندیش و تسلط لیبرالهای ایرانی بر اریکه قدرت، گره از مشکلات معیشتی آنان باز خواهد شد! اما نه تنها چرخ اقتصاد و زندگی و معیشت ملت نچرخید، بلکه چرخ سانتریفیوژها هم به کندی گرایید و نهایتاً متوقف شد. آنان که تاریخ را نمیخوانند و از آن عبرت نمیگیرند، محکوم به تکرار آن هستند. متأسفانه داستان تلخ شکست جنگ صفین و تنها ماندن علی و تن دادن حضرت به میز مذاکره و فریب خوردن خوارج سادهلوح از جریان نفاق، در انقلاب اسلامی ما نیز بارها تکرار شد. به عنوان نمونه در سالهای اخیر با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب بارها هشدار دادند که «من به مذاکره خوشبین نیستم» و از این نمد کلاهی برای کشور بافته نمیشود، اما شوربختانه حرف ایشان مورد بیاعتنایی خواص بیبصیرت و عوام سادهاندیش واقع شد.
فراتر از این، جریان تحریف دست به کار شد و پس از امضای توافق هستهای به مدد روزنامههای زنجیرهای با تیترهایی همچون «تحریمها به تاریخ پیوست»، «خلاص شدیم، سلام بر ایران بیتحریم»، «صبح بدون تحریم»، «فروپاشی تحریم»، «اینک بدون تحریم»، «تحریم رفت»، «کلید تدبیر، قفل تحریمها را گشود»، «غروب تحریم، ساحل توافق» و «پیروزی، بدون جنگ» به استقبال این توافق رفتند.
مقامات ارشد دولت یازدهم نیز برجام را «فتحالفتوح»، «آفتاب تابان»! «معجزه قرن»! «بزرگترین دستاورد تاریخ ایران»! «نشانه تسلیم همه قدرتهای بزرگ در برابر اراده ملت»! و «پیروزی بزرگتر از فتح خرمشهر» نامیده و تأکید کرده بودند که «در همان روز اول توافق، تمام تحریمهای بانکی، بیمهای، مالی، حمل و نقل، پتروشیمی، فلزات سنگین و تحریمهای اقتصادی به طور کامل لغو خواهند شد و نه تعلیق، حتی تحریمهای تسلیحاتی نیز کنار گذاشته میشود.»
بر اساس آنچه از سوی دولتمردان و رسانههای حامی دولت ادعا شده بود، قرار بود طبق برجام نه تنها تحریمهای قبلی علیه ایران لغو شود بلکه تحریم جدیدی نیز علیه کشورمان تصویب نشود، اما در عرصه عمل همه چیز برعکس از آب درآمده و از قضا سرکنجبین صفرا فزود! نه تنها تحریمهای قبلی سر جای خود باقی مانده بلکه تحریمهای بیسابقه، شدید و جدیدی در عصر پسابرجام علیه ایران تصویب گردید. پیامد رأی دادن به کدخداباوران این شد که هم چوب تحریم را خوردیم و هم صنعت هستهای را متلاشی کردیم. سخن پایانی آنکه خلع سلاح «جریان تحریف و نفاق» به هیچ وجه میسر نیست، الا اینکه با «جهاد تبیین» میزان آگاهی و قدرت تحلیل مردم را ارتقا بخشیم و تعداد خوارج بیبصیرت زمانه را به حداقل برسانیم.
کارشناس مسائل بینالملل:
تبعات جنگ در اوکراین
امریکا را به توافق با ایران وادار میکند
اختـلافات داخلی در واشنگتـن، مـانع دستیـابی به توافـق است و در نهـایت تبعـات جنگ در اوکراین، امریکا را به تـوافـق با ایران وادار مـیکنـد.
سیدمحمد مرندی در گفتگو با ایرنا، با اشاره به عدمتصمیمگیری امریکا برای دستیابی به توافق خوب در مذاکرات وین گفت: به گفته امریکاییها، ایران توانسته است امتیازات قابل توجهی را در وین به دست بیاورد، لذا حین مذاکرات نیز افرادی از هیئت امریکایی استعفا کردند و به عنوان اعتراض از تیم جدا شدند.
وی اضافه کرد: از طرف دیگر، وقتی آقای رابرت مالی به کنگره رفت و از روند مذاکرات گزارش داد، واکنشها منفی بود، یعنی اعضای کنگره معترض بودند و اعتقاد داشتند تیم امریکایی بیش از حد عقبنشینی کرده است. مرندی با بیان اینکه امریکاییها از آخرین روز مذاکرات به تدریج نسبت به توافق نهایی سست شدند، بیان داشت: در روزهای آخر مذاکرات کارها داشت به سرعت پیش میرفت ولی بر سر موضوعات مختلف از جمله راستیآزمایی، لغو تحریمها، تضامین و همچنین بحث سپاه، امریکاییها کار را به یک باره متوقف کردند. این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر اینکه مشکل از داخل امریکاست، اضافه کرد: نرسیدن به توافق به دلیل مشکلات داخلی امریکاست و مشکلات روزافزون جنگ اوکراین برای امریکا، فشاری برای پذیرش ضرورت توافق توسط بایدن است. نه پایتختهای اروپایی مشکلی برای ادامه دارند، نه پایتخت روسیه، نه پایتخت چین و نه تهران، بلکه باید منتظر ماند و دید آقای بایدن چه تصمیمی برای ادامه خواهد داشت.