تجربه برجام دولت روحانی و متن مسئلهدار توافق شده آن دوران که نه تنها خطوط قرمز نظام را رعایت نکرد بلکه در به دست آوردن مطالبات و حقوق اقتصادی و سیاسی نیز نتوانست پشتوانه قوی باشد، سبب شد جامعه تحلیلی کشور بیش از هر زمانی نسبت به این پرونده مهم در سیاست خارجی، رفتاری موشکافانه و سختگیرانه داشته باشد و گاه بحث درباره بندهای احتمالی هر نوع توافق جدید را نیز به سختی در بوته قضاوت قرار میدهد.
تا اینجای کار، مسئله البته طبیعی بود ولی از چند هفته قبل روند برخی انتقادات عملاً محل چالش شده بود. ماحصل کلی نقدها البته فواید خوبی به همراه دارد و یک ضرورت عاقلانه برای کاهش اشتباه در توافق آتی با غرب است، ولی برخی نقدهای هفتههای گذشته بدون عوارض جانبی نبود و افرادی همانند علی باقری و امیرعبداللهیان در بخشی از بدنه انقلابی کشور به نوعی تخریب و حتی در مواردی بدتر از ظریف و روحانی، تصویرسازی شدند!
به گزارش جهان نیوز، روی سخن این مطلب نیز دقیقاً همین نقطه است که چه مسائلی را برخی نقادان رعایت نکردند که مذاکرهکنندگانی که در ذیل جهت دیپلماسی خوب دولت در حال کار هستند و به تأکید رهبری علاوه بر دلسوزی باید سوءظن و بدبینی نیز به آنها نداشت، به یک باره در بخشی از افکار عمومی و حتی برخی بخشها از جریان ارزشی کشور ضعیفتر و منفیتر از روحانی و ظریف تصور شدند؟! بخشی از جواب این سؤال البته در سخنان اخیر رهبری درباره تیم مذاکرهکننده دولت رئیسی و شرایطی که برای نقد کردن مطرح کردند، نهفته است.
۱: در برخی نقدها عملاً خوشبینی و اعتماد به علی باقری و امیرعبداللهیان در آنها اساساً دیده نمیشد. همچنین برخی نقادان یک موضوع بسیار مهم را فراموش کردهاند که جهت راهبردی دیپلماسی تیم مذاکرهکننده جدید صحیح است و اساساً میان علی باقری و امیرعبداللهیان با روحانی و ظریف فاصله گفتمانی و محاسباتی زیادی وجود دارد و خواهد داشت.
۲: برخی نقدها عملاً با ادبیاتی ابهامآفرین و تحریککننده بیان شد و نقادان به تبعاتی که این نوع ادبیات در تضعیف زودهنگام تیم مذاکرهکننده دولت رئیسی میتواند داشته باشد، عملاً بیتوجه بودند.
۳: بیان هر سطحی از مباحث کارشناسی درباره مذاکرات ولو دقیق، وقتی به گونهای مطرح شود که سبب ناامیدی زودهنگام جامعه و کاهش سرمایه اجتماعی دولت انقلابی شود، نه عاقلانه است و نه دلسوزانه.
۴: به گواه سخنان رهبری، تیم مذاکرهکننده در حال مقاومت در برابر زیادهخواهیهای امریکاییها بوده و عقبنشینی هم نکرده است، ولی برخی نقدها عملاً تسلیم شدن تیم مذاکرهکننده در برابر تیم امریکا را القا کرد.
۵: در ایام مذاکرات یک اصل عقلایی این است که باید تمرکز بیشتر بدنه کارشناسی یا حتی منتقد که به خصوص جلوه رسانهای دارند، باید به سمت تیم مذاکرهکننده امریکایی و زیادهخواهیهای آنها باشد ولی برخی نه تنها تیم حیلهگر دولت بایدن را در این هفتهها رها کرده بودند بلکه بیشتر یقه مذاکرهکنندگان داخلی را چسبیدند.
۶: بخشی از منتقدان با رعایتنکردن برخی اصول مثل لزوم خوشبینی و اعتماد به تیم مذاکرهکننده، ملاحظه ناامید نشدن مردم یا رعایت حال سربازان دیپلماسی در خط مقدم، دچار اشتباه شدند، اما یک واقعیت تلخ نیز این است که بخشی از منتقدان اساساً با پوشش انتقادات کارشناسی در واقع اهداف سیاسی خود را دنبال کردند و نقد کردن فقط بهانهای بود که سرمایه سیاسی خود و دوستانشان را از دست ندهند. از این نوع منتقدان از جناح غربگرا و اصلاحطلب تا برخی افراد داخل جریان انقلابی نیز متأسفانه دیده شد.