با نگاهی گذرا به تاریخچه پیشرفت کشورهای توسعهیافته همچون بریتانیا، امریکا، آلمان، فرانسه، ژاپن و کرهجنوبی میتوان دریافت که تقریباً تمام این کشورها ابتدا با سرمایهگذاری در حوزه علم و فناوری و سپس حمایت از تولید ملی توانستهاند فرآیند صنعتی شدن را طی و به رشد اقتصادی پایدار دست پیدا کنند، البته همه این دولتها پس از قرار گرفتن در موضع برتری، لگد به نردبانی که از آن بالا رفته بودند، زدند و برای سایر کشورها نسخه تجارت آزاد را تجویز کردند تا مانع پیشرفت آنها شوند.
این دولتها با ابزارهای تشویقی از جمله کاهش مالیات و افزایش یارانه برای واحدهای تولیدی و از سویی وضع تعرفههای سنگین برای واردات و همزمان کنترل بانکها و جلوگیری از خلق پول موفق شدند، نقدینگی را به سوی تولید هدایت کنند و با افزایش صادرات و کاهش واردات، کفه عرضه و تقاضا را به نفع خود سنگین کنند و در نتیجه ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی مطلوب و پایدار را رقم بزنند. بریتانیا قبل از سال۱۸۴۰ فقط یک درصد دنیا را در اختیار داشت، اما بعد از انقلاب صنعتی و در سایه قدرت اقتصادی خود با چپاولگری و استعمار ۲۲درصد دنیا را در اختیار گرفت، به نحوی که مدعی بودند خورشید در سرزمین ما هیچ وقت غروب نمیکند!
کشوری که با فروش پشم خام به کشورهای همسایه، نیازهای اساسی خود را تأمین میکرد، در نتیجه سیاستهای اقتصادی تولیدمحور بر پایه علم و تکنولوژی به کشوری قدرتمند در عرصه صنعت تبدیل شد.
امریکا که روزگاری مستعمره انگلستان بود و اجازه تولید با فناوری پیشرفته را نداشت، ابتدا با ابتکار الکساندر همیلتون و سپس با حمایتهای آبراهام لینکلن اقتصاد خود را با کنترل هوشمند واردات و ممنوع کردن صادرات مواد خام و البته تأمین مالی لازم برای تولید بنا گذاشت و در کمتر از ۱۶۰سال با تکیه بر تولید ملی به قدرت اقتصادی اول دنیا تبدیل شد. کرهجنوبی که قبل از ۱۹۶۷ در رتبه اقتصادی همردیف اتیوپی و یمن بود، با جسارت و همت رهبری همچون ژنرال پارک (با راهاندازی نهضت فناوری) و به رغم فشار امریکا برای ادامه وابستگی در قالب چند برنامه پنج ساله توسعه و حمایت و صیانت از صنعت خود در ردیف کشورهای پیشرفته دنیا قرار گرفت. آلمان هم با اینکه به قول خود آلمانیها دو بار با خاک یکسان شده بود، توانست با به کارگیری همه ظرفیتهای علمی مشاوران خارجی حتی با توسل به جاسوسی و سرقت علمی از کشورهای توسعه یافته، در کمتر از ۸۰ سال به قدرت اقتصادی دوم دنیا بدل شود.
ژاپن که تحت سلطه امریکا بوده و است و حتی اجازه وضع تعرفه بالای ۵درصد را به خاطر فشار امریکا نداشت، با وارد کردن مشاوران فنی و تکنولوژیهای پیشرفته خارجی و حمایت از صنعت داخلی توانست روند صنعتی شدن را با سرعت طی کند. جالب این است که مشهورترین کارخانه خودروسازی ژاپن یعنی تویوتا چند بار تا مرز ورشکستگی رفت و مردم به خاطر زشتی و بیکیفیتی خودروهای تولیدی این شرکت حاضر به استفاده از آنها نبودند.... و حالا ایران عزیز هم به برکت انقلاب اسلامی، با علم به این واقعیت که رسیدن به قله پیشرفت صرفاً از مسیر علم و فناوری و تولید امکانپذیر است، با یک طراحی جامع روند صنعتی شدن خود را با آموزش محوری آغاز کرد و بعد از ورود به عرصه پژوهش موفق شد رتبه ۱۶ تولید علم در دنیا را با دارا بودن ۲درصد از تولیدات علمی دنیا و ۳درصد از مقالات پراستناد و ۵ درصد از مقالات داغ از آن خود کند و از سال ۲۰۱۴ وارد مرحله فناوری شود.
طبق برنامه باید در سال ۲۰۱۸ با بهکارگیری فناوریهای نوین و توسعه فعالیتهای تولیدی دانشبنیان به تولید ثروت و اشتغال پایدار دست پیدا میکردیم؛ امری که اگر اعتماد دولتمردان دولت قبل به نسخههای تجویزی غرب (بازار آزاد و لیبرال سرمایهداری) نبود تا به حال محقق شده بود! از این رو رهبری حکیم و دوراندیش انقلاب که به اذعان دوست و دشمن در طول سالیان گذشته بزرگترین پشتیبان حرکت علمی در حوزههای مختلف بودهاند، برای سومین سال پیاپی تولید را محور جهتگیری و فعالیت دستگاههای مسئول قرار دادند و غیورانه پای رشد علمی و پیشرفت اقتصادی کشور ایستادند؛ «در این چند ساله بنده برای شعار سال «تولید» را عمدتاً محور قرار دادم با یک قیدی، با یک خصوصیتی. علت هم این است که تولید، کلید حل مشکلات اقتصادی کشور است. تولید ملی در واقع راه اصلی عبور از سختیها و دشواریهای اقتصادی برای کشور است، یعنی مهمترین مسائل اقتصادی کشور را مسئله تولید، رواج تولید ملی و رونق تولید ملی، حل میکند. طبیعت تولید این است. این است که ما روی تولید تکیه کردیم، یعنی رشد اقتصادی را افزایش میدهد، اشتغال ایجاد میکند، تورم را کاهش میدهد، درآمد سرانه را افزایش میدهد، رفاه عمومی ایجاد میکند. علاوه بر این دارای تأثیرات روانی است، اعتماد به نفس ملی را بالا میبرد، احساس عزتمندی را در ملت به وجود میآورد. تولید، یک چنین اکسیری است.»
* مدیرکل فرهنگی نهاد رهبری در دانشگاهها