سیستم تفکیک قوا (Separation of powers) در امریکا، یکی از ارکان و مشخصههای نظام سیاسی آن معرفی میشود، اما واقعیتهای عینی از تغییر و افول تفکیک قدرت و انسجام قوای سهگانه از اعمال سلطه و نفوذ گروهها و لابیها (Lobby) در ساختارهای اجرایی، تقنینی و قضایی امریکا حکایت دارد.
در پاسخ به اینکه نفوذ و سلطه لابیها و گروههای نفوذ صهیونیسم بر نظام سیاسی امریکا چگونه و تا چه حدی است؟ پژوهشگران به این جمله مشهور ریچارد نیکسون، رئیسجمهور پیشین امریکا اشاره میکنند که گفته بود: «مشکل امریکا با اسرائیلیها در حل بحران خاورمیانه (در داخل اسرائیل) کمتر از مشکل امریکا با یهودیان (در داخل امریکا) بود.» اخیراً نیز کوهن، وزیر دفاع سابق امریکا به مجله الحیات میگوید: «پایبندی و حمایت ما از اسرائیل، اصولاً بخشی از استراتژی امریکاست.» در واقع پس از سال ۱۹۴۸ و کاهش قدرت سیاسی و اقتصادی انگلیس در عرصه روابط بینالملل، تمایل و توجه صهیونیستها به دولت امریکا بیشتر جلب شد، البته ریشه و تماسهای نخستین خاندانهای صهیونیست با امریکا در سال ۱۷۹۰ دوران جرج واشنگتن برقرار شده بود. روزنامه «ژون افریک» درباره تعداد این سازمانها و گروههای فعال در امریکا نوشته است: «۲۸۱ سازمان یهودی و ۲۵۰ اتحادیه منطقهای در این کشور وجود دارد.» روزنامه «جروزالم پست» در گزارشی از وجود ۹۰۰ جمعیت صهیونیستی در امریکا خبر داده است. کمیته روابط عمومی امریکا- اسرائیل مشهور به اِیپَک (American Israel Public Affairs Committee)، با بیش از ۱۰۰هزار عضو یکی از قدرتمندترین گروههای لابیگری در امریکاست که تحت قانون فدرال امریکا ثبت شده است.
در جامعه امریکا گروههای فشار صهیونیستی، پدیده ویژهای هستند که اعضای آن درباره منافع و اهداف مشترک خاص به توافق میرسند. اینها به دو دسته گروه «منافع اقتصادی» یا «شهروندان»
(Citizens group) و گروه قضایا (cause groups) تقسیم میشوند. از اهداف و برنامههای این جریان میتوان زیر اشاره داشت:
۱. ایجاد پیوندهای مشترک بین منافع امریکا و اسرائیل، جلب حمایت اعضای کنگره از اسرائیل به نحوی که «لقب پادشاه کنگره» را به آیپک دادهاند.
۲. سرمایهگذاری در نفوذ بر سیاستهای دولتی و مقامات اجرایی برای دریافت کمکهای مالی و تسلیحاتی شامل بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار از سال ۱۹۵۱ تا ۲۰۱۳.
۳. نفوذ و تأثیرگذاری بر انتخاباتها برای دادن رأی به نامزدهای طرفدار اسرائیل. طبق گزارش واشنگتنپست حمایت مالی آنها از کاندیداهای جمهوریخواه و دموکرات به ترتیب ۳۵ و ۶۵ درصد بوده است.
۴. مالکیت و کنترل مطبوعات و شبکههای رادیویی و تلویزیونی به نحوی که از چهار روزنامه مشهور امریکا وال استریت ژورنال، واشنگتن پست، نیویورک تایمز و شبکههای ABC، CBS، NBC را در اختیار دارند.
۵. حمایت از سرمایهداران و کمپانیهای تجاری- صنعتی صهیونیسم.
۶. جذب شمار گسترده یهودیان مهاجر.
۷. تأسیس و نفوذ در مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی امریکا با حضور بیش از ۲۰۰ واحد آیپک در دانشگاههای امریکا.
عمق نفوذ و سلطه صهیونیستها بر امریکا را میتوان در این جمله آریل شارون فهمید که گفته بود: «من میخواهم نکته روشنی را یادآور شوم که از فشار امریکا بر اسرائیل هراسی نداشته باشید، زیرا ما یهودیان هستیم که کنترل امریکا را به دست داریم و خود امریکاییها به خوبی این را میدانند.»
همچنین گیلاد آتسمون، نویسنده انگلیسی بر مبنای اسناد جمعآوری کرده درباره قدرت مافیای صهیونیسم در امریکا مینویسد: «آیپک در امریکا، عامل و مسبب شروع جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود. در فرانسه نیز این لابی مشهود سبب شد فرانسه در جنگ لیبی آن اقدامات را صورت بدهد.»
این سلطه به نحوی است که از سال ۱۹۴۸ تاکنون حدود ۹۰ قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل مربوط به اراضی اشغالی توسط امریکا وتو شده و لابی صهیونیستی در عالیترین سطوح توانسته است سیاستها و اقدامات دولت امریکا را مدیریت کند. همچنین پطرس غالی، دبیرکل سابق سازمان ملل در خاطراتش نوشته بود: «سال ۱۹۹۵ زمانی که گزارش تکاندهنده کشتار کودکان قانا توسط هواپیماهای رژیم صهیونیستی را دریافت کردم، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم، اما قبل از انتشار این گزارش، مادلین آلبرایت، نماینده وقت امریکا در سازمان ملل و وزیر خارجه امریکا، مرا تهدید کرد که اگر گزارش بمباران قانا را منتشر کنم، امریکا اجازه نخواهد داد برای بار دوم به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شوم، اما من این گزارش را منتشر کردم» و نتیجه آن شد که پطرس غالی تنها دبیرکلی بود که فقط یک دوره پنج ساله به عنوان دبیرکل سازمان ملل انتخاب شد. هانس استلینگ در گلوبال ریسرچ با اشاره به فساد سیاسی لابی صهیونیسم در امریکا مینویسد: «این فساد سیاسی با حجم گستردهاش نمادهای بزرگی دارد که این قمار جهانی را پیش میبرند، معاملات بینالمللی و بانکداری جهانی را تشکیل میدهند، بدون اینکه مورد موشکافی عموم قرار بگیرد. اولین ژست سیاسی هر نامزد ریاست جمهوری امریکا حضور در برابر لابی قدرتمند طرفداران اسرائیل پیش از انتخابات است. این لابی که اعضای آن انتخاب نمیشوند، فشار سیاسی زیادی را وارد میکنند و میگویند دموکراسی در امریکا چگونه باید پیش برود.»
در سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ حضور طیف گستردهای از یهودیان صهیونیست در مقام مشاوران ترامپ به ویژه دیوید فریدمن سفیر جدید اسرائیل، جرالد کوشنر داماد و مشاور ترامپ و کرینبلانت نماینده ویژه ترامپ در مذاکرات صلح بینالملل، زمینه پیشبرد سریع نقشههای رژیم صهیونیستی به ویژه مذاکرات صلح و عادیسازی روابط کشورها با این رژیم و سپس انتقال سفارت امریکا از تلآویو به قدس را فراهم ساخت. برای رمزگشایی از این هزینهکرد ترامپ، لازم است به میلیاردرهای یهودی از جمله شلدون آدلسون و رونالد لاوده که دهها میلیارد دلار به کمپین انتخاباتی ترامپ کمک کردند، اشاره کرد. این روند موجب شده است ساختار سیاسی امریکا به سمت الیگارشی سوق پیدا کند.
*کارشناس مسائل سیاسی