چهار مرد و یک زن که متهم هستند در جریان پروندههای جداگانه مرتکب قتل شدهاند با تلاش تیمصلح و سازش دادسرای امور جنایی پایتخت به احترام اعیاد شعبانیه آزاد شدند.
به گزارش جوان، تلاش تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران به سرپرستی قاضی محمدشهریاری برای نجات پنج محکوم به قصاص نتیجه داد و آنها دو روز قبل به احترام اعیاد شعبانیه از زندان آزاد شدند.
نخستین متهم، مهران نام داشت که ۲۳خردادسال۱۳۸۰ به اتهام قتل تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد. آن روز مأموران پلیس از حادثه درگیری در جنوب تهران با خبر و در محل حاضر شدند. مأموران پلیس در محل حادثه با جسد پسری به نام کامیار روبهرو شدند که با ضربات مشت و لگد به کام مرگ رفتهبود. بررسیهای پلیس نشان داد قاتل پسر ۱۸سالهای به نام مهران است که پس از حادثه از محل گریختهاست. متهم پس از دستگیری با اعتراف به قتل گفت: در حال عبور بودم که متوجه شدم مقتول با دختر جوانی در حال صحبت کردن است. وقتی از کنار آنها رد شدم او به من اعتراض کرد که با هم درگیر شدیم و در آن درگیری من با مشت و لگد او را کتک زدم، اما قصد قتل نداشتم. متهم پس از تکمیل تحقیقات در دادگاه به قصاص محکوم شد. رأی دادگاه، اما با اعتراض متهم در دیوانعالی کشور بررسی شد و قضات دیوان با استناد به ماده۴۷۷ قانون مجازات اسلامی حادثه را شبه عمد تشخیص داده و متهم را به پرداخت دیه محکوم کردند. بدین ترتیب تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران با کمک خیرین دیه متهم را پرداخت کردند و متهم صبح روز شنبه از زندان آزاد شد.
قتل برسر پارس سگ
دومین محکوم، مردی به نام یعقوب بود. وی ۱۴مهرسال۱۳۸۸ در یکی از گاراژهای شهرک ولیعصر راننده تریلی را با ضربات چاقو به قتل رساند. یعقوب پس از دستگیری گفت: من کارگر گاراژ هستم. روز حادثه راننده تریلی همراه برادرش برای بردن باری به گاراژ آمد، اما حالت عادی نداشت. او به واق واق سگهای ما اعتراض کرد بعد به ماهم فحاشی کرد. او با برادرم درگیر شد و با میله آهنی سر برادرم را شکست که به هواخواهی برادرم وارد درگیری شدم.
راننده با همان میله به من حمله کرد و ضربهای به سر من زد و من هم که چاقوی میوهخوری در دست داشتم به طرفش پرتاب کردم که زخمی و خونین نقش بر زمین شد. با کامل شدن تحقیقات قضات دادگاه کیفری یکاستان تهران یعقوب را گناهکار و به قصاص محکوم کردند. در حالی که متهم در یک قدمی چوبهدار قرار داشت هیئت صلح و سازش دادسرای امورجنایی تهران با برگزاری جلساتی موفق شدن رضایت اولیایدم را جلب کنند. بدین ترتیب یعقوب با کمک خیرین و یکی از بازیگران سرشناس دیه مقتول را پرداخت کرد و یعقوب دو روز قبل از زندان آزاد شد.
میانجیگری خونین
سومین مردی که موفق به رهایی از زندان شد حمید نام داشت. او ۱۵فروردین۹۱ برای میانجیگری وارد درگیری شدهبود که به حادثه خونین منجر شد. آن روز مأموران پلیس از درگیری چند مرد در خیابان خاوران با خبر و راهی محل شدند. بررسیها نشان داد در آن درگیری مردی زخمی شده و پس از انتقال به بیمارستان فوت کرده است. تحقیقات نشان داد که عامل حادثه حمید نام دارد که بازداشت شد. او با اعتراف به قتل گفت: در حال عبور بودم که دیدم دو مرد در حال درگیری هستند. برای میانجیگری وارد شدم که مقتول با سر ضربهای به من زد. عصبانی شدم و با چاقو او را زخمی کردم، اما او در بیمارستان فوت کرد. با اعتراف حمید به ارتکاب قتل هیئت قضایی او را به قصاص محکوم کردند. اعتراض متهم به رأی صادر شده از سوی قضات دیوانعالی کشور پذیرفتهنشد تا اینکه بعد از ۹سال حمید با تلاش هیئت صلح و سازش موفق به گرفتن رضایت از اولیایدم شده و روز شنبه از زندان آزاد شد.
رهایی بعد از ۱۸ سال
چهارمین محکوم نجات یافته مرد ۵۵سالهای است که ۱۸سال قبل همسر ۲۹سالهاش را به قتل رساندهبود. شامگاه بیست و نهمآذرسال۸۲ به مأموران پلیس تهران خبر رسید زن جوانی در درگیری با شوهرش به قتل رسیده است.
متهم که علی نام داشت در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: با همسرم اختلاف داشتم، اما هر گز فکر نمیکردم او را به قتل برسانم.
شب حادثه وسایل خریدم و به خانه رفتم که دوباره با همسرم درگیر شدم. او مرا عصبانی کرد که از آشپزخانه چاقویی برداشتم و به او ضربه زدم که منجر به مرگ او شد. در حالی که ۱۸سال از وقوع حادثه گذشته و پرونده با صدور حکم قصاص مراحل قانونیاش را طی کرده بود، علی هم موفق شد با تلاش تیم صلح و سازش دادسرا رضایت اولیایدم را جلب کند و دو روز قبل آزاد شد.
قتل شوهر بعد از جدایی
آخرین متهم نجات یافته زن میانسالی بود که هفتماردیبهشتسال۹۶ در حالی که قصد داشت جسد شوهر قبلیاش را به مکان نامعلومی منتقل کند به دام افتاد. متهم که سودابه نام داشت در بازجوییها گفت: چند سال قبل در حالی که یکدختر بزرگ داشتم از شوهرم جدا شدم. دخترم با پدرش زندگی میکرد که مدتی قبل از من خواست پیش او بروم. من قول دادم هر چند روز یکبار پیش او بروم و کنارش باشم. روز حادثه وقتی به خانه شوهر قبلی ام رفتم دخترم در خانه نبود. دوباره سر همان موضوعات با شوهر سابقم مشاجره کردیم که عصبانی شدم و با قندشکن او را به قتل رساندم. بعد از ارتکاب قتل در حال انتقال جسد بودم که مأموران گشت از راه رسیدند و من بازداشت شدم. سودابه در جریان تحقیقات بیشتر هم ماجرا را شرح داد. او با کامل شدن تحقیقات از سوی قضات رسیدگی کننده به قصاص محکوم شد و در حالی که نامش در لیست محکومان به مرگ ثبت شدهبود، موفق شد با تلاش تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی رضایت اولیایدم را جلب کرده و دو روز قبل از زندان آزاد شود.