وزارت امورخارجه امریکا ۲۴ آذرماه ۱۳۵۷ در گزارش محرمانهای تحت عنوان «فساد در ایران» به مسئله شیوع گسترده فساد در زندگی ایرانیان میپردازد. در این گزارش آمده است: «فساد... واقعه همهجاگیری در زندگی ایرانیان بوده است و مقدار بعضی از کلاهبرداریها که در اخبار که اخیراً گزارش شده، با هر استانداردی تکاندهنده است. شاید این امر اجتنابناپذیر بود که پول کلانی که در اکثر پروژههای عظیم در ایران در خلال دهه اخیر [دهه ۱۳۵۰ ش.]به کار افتاده بود، وسوسه سود غیرمشروع را فراهم کند، با وجود این امید به تغییر بنیادی خیلی کم به نظر میآید... این واقعیت تأسفآوری است که کشف وجود رشوهخواری نبود که منجر به عکسالعمل علیه آن گردید، بلکه این احساس بود که میوه رشوهخواری به گونهای منصفانه و عادلانه توزیع نشده است! این امر که سالها دست دولتمردان عالیرتبه و تجار درآمد عمومی بوده (اموال عمومی را به تاراج برده است) موضوع مسلمی بود (اسناد لانه جاسوسی امریکا، ج ۲: ۶۰).
طبق اسناد به دست آمده از سفارت امریکا در تهران، نه تنها رژیم پهلوی با سرشاخههای اصلی فساد و ثروتهای بادآورده مبارزه نمیکرد بلکه فرهنگ تحصیل مال نامشروع در بخشهای مختلف حکومت و جامعه به عنوان یک اقدام «امیدبخش، زیرکانه و ناشی از توانمندی افراد» محسوب میشد.
همچنانکه در یکی از این اسناد آمده است: «.. اکثر ایرانیان که در برابر وسوسه پول سهلالوصول مصونیت ندارند تا مدتها در مورد ثروتهای سؤالبرانگیزی که در اطراف آنها به جیب زده میشد، نگرانی نداشتند. در حقیقت، این پدیده اغلب اوقات به عنوان پدیدهای امیدبخش محسوب میشد و اکثر ایرانیان درباره قدرت همشهریان خود که یک شبه ثروتمند میشدند، دچار نوعی تفاخر میگردیدند» (اسناد لانه جاسوسی امریکا، ج ۲: ۶۱ - ۶۰). طنز تلخ ماجرا این است که در گزارشهای اسناد لانه جاسوسی امریکا اظهار شده است که «زمانی به چنگ آوردن بیزحمت ثروت مشخصی به عنوان دلیلی برای پویایی اقتصاد ایران به حساب میآمد، این داراییها حالا به عنوان دلیلی برای خرابی سیستم به شمار میآید. فعالیتهایی که قبلاً به عنوان رندی تلقی میشد یا از آن با تمجید یاد میشد و اغلب هیئتی نمایان در ثروتمندشدن بود، حالا فساد نامیده میشود» (اسناد لانه جاسوسی امریکا، ج ۲: ۶۱)