کد خبر: 1080424
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
نیم‌نگاهی به پیامد‌های «اعتماد به نظام سلطه» در عرصه روابط بین‌الملل‌
اعتماد به غرب تکیه بر باد است مغلوب شدن اوکراین در جنگ با روسیه را باید در دو عامل اصلی جست‌وجو کرد؛ نخست، اعتماد مطلق به غرب و به ویژه امریکایی‌ها و دیگری منهدم کردن تسلیحات و ادوات جنگی و نظامی خود طبق معاهده بوداپست در سال ۱۹۹۴. عامل نخست آنگونه که در ادامه خواهد آمد، بستر شکل‌گیری عامل دوم را نیز رقم زده است.
محمد اسماعيلي

مغلوب شدن اوکراین در جنگ با روسیه را باید در دو عامل اصلی جست‌وجو کرد؛ نخست، اعتماد مطلق به غرب و به ویژه امریکایی‌ها و دیگری منهدم کردن تسلیحات و ادوات جنگی و نظامی خود طبق معاهده بوداپست در سال ۱۹۹۴. عامل نخست آنگونه که در ادامه خواهد آمد، بستر شکل‌گیری عامل دوم را نیز رقم زده است.

پدیده‌های سیاسی- نظامی به خصوص در مقیاس بین‌المللی می‌تواند حاوی عبرت‌های فراوانی برای جامعه بشری باشد، کمااینکه جنگ این روز‌های روسیه و اوکراین به رغم تمام خرابی‌ها حاوی درس‌هایی است که می‌تواند از وقوع جنگ‌های مشابه در آینده پیشگیری کند.
«اعتماد مطلق به نظام سلطه» را باید یکی از اساسی‌ترین عوامل ویرانی کشور‌های مستقل و در حال توسعه دانست؛ عاملی که بعضاً منجر به یک جنگ تمام‌عیار نظامی علیه کشور اعتمادکننده شده یا دست‌کم منافع اقتصادی، تجاری و سیاسی آن را یک شبه بر باد داده است.
اساساً در دنیای امروز «اعتماد» آن هم از نوع «مطلق» جایی در عرصه سیاست خارجی ندارد و یک کشور باید موازی با توسعه روابط خود با سایر کشور‌ها در عرصه‌های مختلف تجاری، سیاسی، اقتصادی و امنیتی از تکیه کردن به سایر کشور‌ها به ویژه کشور‌های توسعه‌یافته بپرهیزد، تجربیات تلخ بسیاری از کشور‌ها نیز اثبات می‌کند اعتماد به غرب نه تنها مشکلات آن‌ها را حل و فصل نکرده است بلکه بر گستره و دامنه آن نیز افزوده و مهم‌تر از آن امنیت و استقلال آن‌ها را نیز در کسری از ثانیه با مخاطرات جدی روبه‌رو ساخته است.
ضربات جبران‌ناپذیر غرب به کشور‌های تکیه‌کننده در طول دهه‌های قبل منجر به آن شد تا بسیاری از دولت‌ها با تشکیل سازمان و نهاد‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در پی ایجاد الگو‌های باثبات برای مرتفع کردن مشکلات خود برآیند؛ رویکردی که آنطور که باید و شاید موفق نبوده است و همچنان بسیاری از تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان کشور‌ها اصرار به پیروی از تئوری «توسعه وابسته‌گرایی» دارند که نمونه بارز آن کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس است که سطح وابستگی خود به کشور‌های غربی را در تمام ابعاد به حد اعلی رسانده‌اند و بدون تصمیم امریکا نمی‌توانند کمترین دخل و تصرفی در تعیین حدود و ثغور منافع خود کنند.

مردم اوکراین نتایج تلخ اعتماد به غرب مقامات خود را می‌چشند
حال و روز‌های امروز مردم اوکراین که در اضطراب و التهاب ناشی از جنگ به سر می‌برند، همانقدر که محصول موشک و تانک و بمب‌های روسیه است، به میزان چند برابری محصول تصمیمات هیئت حاکمه این کشور است که به ویژه در طول سال‌های اخیر نتوانستند در عرصه روابط خارجی خود توازن و تعادل ایجاد کنند و همانند برخی دیگر از کشور‌ها در اعتماد به یک یا چند کشور غربی احساسی و هیجانی رفتار کردند.
بعد از حمله روسیه به اوکراین «الکسی گونچارنکو» نخست وزیر اوکراین به فاکس‌نیوز می‌گوید: «اوکراین تنها کشوری در تاریخ بشر است که تسلیحات ‎هسته‌ای خود را با تضمین امریکا، ‎انگلیس و فدراسیون ‎روسیه واگذار کرد، در حالی که سال ١٩٩۴ سومین قدرت هسته‌ای جهان بود. حالا که بمباران و کشته می‌شویم، این تضامین کجا هستند؟»
به راستی با کدام تضمین می‌توان امریکا و اروپا را ملزم به اجرای تعهداتی کرد که در قالب معاهده و مقاوله‌نامه‌های بین‌المللی شکل گرفته است؟ پاسخ روشن است، به اصطلاح عرفی، در عرصه بین‌المللی این قدرت است که حرف اول را می‌زند و چنانچه شما قدرت نظامی، دفاعی و حتی هسته‌ای و موشکی خود را در قالب تعهدات بین‌المللی واگذار کردید، نباید خیلی به حمایت کشور‌های غربی دلگرم باشید چراکه آن‌ها برای کمترین حمایت از شما هزینه- فایده می‌کنند و چنانچه حمایت کمرنگ از شما برای آن‌ها هزینه‌های حداقلی هم داشته باشد، از آن صرف‌نظر می‌کنند و تنها به انتشار بیانیه‌های کلی و مبهم اکتفا خواهند کرد؛ شبیه رویکردی که امروز امریکا- اروپا در برابر سقوط دولت زلنسکی اتخاذ کرده‌اند.

نتیجه تکیه زلنسکی به امریکا و اروپا
کلیدی‌ترین جملات این روز‌های ‏رئیس‌جمهور اوکراین را باید در گفتگو با با سی‌ان‌ان جست‌وجو کرد، آنجا که وی می‌گوید: «‏مقامات غربی در جنگ با روسیه ما را تنها گذاشته‌اند، آن‌ها حتی تماس‌های ما را جواب نمی‌دهند یا اگر پاسخ دهند، تنها به جواب سربالا اکتفا می‌کنند.»
سخنان امروز رئیس‌جمهور اوکراین در حالی است که وی ۱۶ دسامبر سال گذشته در مقر ناتو و در کنار دبیر کل ناتو با لحنی سراسر ذوق‌زدگی از تمایل کشور متبوع خود جهت پیوستن به پیمان نظامی ناتو اظهار آمادگی کرد؛ اظهاراتی که از آسودگی خاطر وی از مقابله جمعی اعضای ناتو با خطرات احتمالی که علیه اوکراین مطرح خواهد شد، حکایت داشت. او همچنین ۴۵۰ میلیون دلار از امریکا کمک تسلیحاتی دریافت کرد و ۲/۵ میلیون دلار نیز به خبرنگاران و روزنامه‌نگاران پرداخت کرد تا به تبلیغ و تعریف «اواکراین قدرتمند به لحاظ نظامی» متمرکز شوند. در واقع آتش جنگ امروز را رئیس‌جمهور اوکراین در همان مقر ناتو و در حضور دبیرکلش روشن کرد و تصور می‌کرد با اعتماد به امریکا و ناتو می‌تواند کشورش را در مقابل هر گونه تجاوز و جنگ و ناامنی بیمه کند و امروز بعد از گذشت یک سال و اندی از آن جلسه، دبیر کل ناتو که سال قبل از ضرورت حمایت همه‌جانبه از اوکراین در برابر تجاوز سخن به میان می‌آورد، امروز تنها به عبارت کلیشه‌ای و دیپلماتیک «حمله نظامی به اوکراین محکوم است» بسنده می‌کند و مطلقاً حرفی از دخالت نظامی ناتو به میان نمی‌آورد!
امروز زلنسکی به جای آنکه به اعضای ناتو و امریکا تکیه کند، در شهر‌های کشورش به مردم کف خیابان با نگاهی ملتمسانه اسلحه امریکایی تحویل می‌دهد تا به جای ناتو و امریکا از سقوط دولتش جلوگیری کنند. سرنوشت این روز‌های زلنسکی را بسیاری تعهدی یا سهوی تلاش داشتند برای ایران رقم بزنند و علاوه بر تحمیل انعقاد توافقنامه‌هایی که منجر به تعدیل یا به صفر رساندن قدرت دفاعی- نظامی ایران شود، اعتماد به غرب را در حد و مرتبه‌ای افزایش دهند که برای تأمین امنیت و حفظ تمامیت ارضی نیز وابسته به امریکا و اروپا شویم.
این در حالی است که از مفاهیم عینی گفتمان انقلاب اسلامی ایران نیز «استقلال از غرب و شرق» بوده است؛ رویکردی که نتایج ملموس فراوانی را در عرصه علمی، نظامی، دفاعی و سیاسی برای کشور به ارمغان آورده است، اما در عین حال از همان بدو تشکیل هسته‌های اولیه انقلاب اسلامی، جماعتی حضرت امام و پس از آن مقام معظم رهبری را از پیامد‌های غیرقابل جبران پشت کردن به غرب و پافشاری بر گزاره «استقلال» برحذر می‌داشتند؛ آن‌ها توسعه برون‌زا را که محوری‌ترین مفهومش اعتماد به غرب است، راه‌حل برون‌رفت از مشکلات عنوان می‌کردند.
تجربه تلخ اوکراین پاسخ روشن به یک طیف سیاسی است که طی سال‌های گذشته و به ویژه طی هشت سال اخیر تلاش هدفمند و گسترده‌ای را انجام داده است که از یک سو کشور را در مسیر تعهدات مالایطاق حقوقی- سیاسی بین‌المللی قرار دهد و از سوی دیگر قدرت دفاعی و نظامی کشور را با توجیه اینکه معیشت و سفره مردم در اولویت است، به ثمن بخس به حراج بگذارند تا کشور را به سرنوشتی مشابه اوکراین دچار کنند.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
رها
|
Switzerland
|
۲۰:۳۲ - ۱۴۰۰/۱۲/۰۹
0
0
نتیجه اعتماد به غرب هست یا اعتماد به روسیه الان غرب حمله کرده یا روسیه الان غرب داره اوکراین رو تحریم میکنه یا روسیه رو الان غرب کل دنیا رو بسیج کرده در حمایت اوکراین یا روسیه چی میزنید بگید ما هم بدونیم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار