تصمیم جامع هیئت رئیسه فوتبال در نگاه نخست اتفاقی تازه و امیدوارکننده بود؛ یادآور این مهم که هیچ مقامی در صورت تخلف در حاشیه امن قرار ندارد حتی اگر شخص اول فدراسیون فوتبال و در رأس امور باشد. ذوقزدگی اتفاق نوی فوتبال، اما دوام زیادی نداشت و با انتخاب میرشاد ماجدی، به عنوان سرپرست جدید فدراسیون آب سردی بود بر پیکر فوتبال که هر اتفاق تازهای نمیتواند مؤثر باشد. تصمیم جامع هیئت رئیسه فوتبال در نگاه نخست اتفاقی تازه و امیدوارکننده بود؛ یادآور این مهم که هیچ مقامی در صورت تخلف در حاشیه امن قرار ندارد حتی اگر شخص اول فدراسیون فوتبال و در رأس امور باشد. ذوقزدگی اتفاق نوی فوتبال، اما دوام زیادی نداشت و با انتخاب میرشاد ماجدی، به عنوان سرپرست جدید فدراسیون آب سردی بود بر پیکر فوتبال که هر اتفاق تازهای نمیتواند مؤثر باشد.
در واقع خوشحالی حرکتی که هیئت رئیسه بدان اقدام کرده بود نه صرفاً بابت تحت فشار گذاشتن عزیزیخادم یا حتی برکناری او بلکه از این بابت بود که برای نخستین بار شاهد مطالبهگری هیئت رئیسهای بودیم که تا پیش از این تنها بله قربانگوییها و حمایتهای یکطرفه و کورکورانهاش را دیده بودیم و همین خلاف جهت حرکت کردن کافی بود تا بدون هیچ بازنگریای اتفاق رخ داده را میمون تلقی کنیم. اما اکنون بعد از کنار گذاشتن عزیزیخادم این سؤال مهم مطرح میشود که آیا هیئت رئیسه قهرمان است و اقدامی به سود فوتبال انجام داده یا این اتفاق در راستای به هم خوردن توافقات قبل از انتخابات صورت گرفته و نتیجه منفعتطلبیهای شخصی بوده است، نه در راستای منفعت فوتبال!
دهم اسفند سال گذشته و در پی انتخاب عزیزیخادم بسیاری از جمله سعید آذری، مدیرعامل وقت فولاد خوزستان و یکی از اعضای مجمع مدعی شد آنچه در روز برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال رخ داد، نشان از آن داشت که هنوز تلاش زیادی لازم است برای شناسایی مرز تخصص در تمام حوزهها و این شاید کنایه به افرادی بود که نه بر اساس منفعت فوتبال که با توجه به ائتلافهای انجام شده در رستورانها و... دست به رأی شده و برگههای خود را برای انتخاب رئیس فدراسیون سیاه کرده بودند.
در واقع انتخاب رئیسی که سالگرد حضورش در رأس فدراسیون فوتبال را ندید، از همان روز نخست مخالفان بسیاری داشت. خصوصاً که جدا از قدم برداشتن در مسیری که همتایان او پیش از آن طی کرده بودند، داستانهای تازهای را نیز به رشتهتحریر درآورد و حرفهایی را به زبان راند تا سرانجام کارش ضربالمثل زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد شود. اتفاقی که شاید کمتر کسی تصورش را داشت، اما برای نخستین بار در تاریخ فوتبال ایران رخ داد تا شاید درس عبرتی شود برای سایرین!
اما مهمترین مسئله بعد از کنار گذاشتن عزیزیخادم از مسند ریاست فدراسیون فوتبال این بود که چه داستانی زمان ریاست او را تا این اندازه کوتاه کرد. بیشک اشتباهات پر تعداد عزیزیخادم جایی برای دفاع از او نگذاشته بود و به واسطه همین تخلفات بارها و بارها بحق سیبل انتقادات رسانهها نیز شده بود، اما اینکه کدام تخلف کار او را به اینجا کشید و هیئت رئیسه که حالا قیافه قهرمان را به خود گرفته به کدام دلیل او را از ادامه حضور در فدراسیون فوتبال محروم کرده است، سؤالی است که هنوز هیچ پاسخ درستی بدان داده نشده است!
حذف سرخابیهای پایتخت از لیگ قهرمانان آسیا بیشک ضربه مهلکی به بدنه فوتبال ایران وارد کرد، اما این اتفاق بدون هیچ شک و تردیدی نتیجه ریاست چند ماهه عزیزیخادم نبود. پروسهای چندین ساله است که انتهایش به دوران او ختم شد. داستان واگذار نکردن این دو تیم به بخش خصوصی نیز به قصههای هزار و یک شب میماند که در حال تجربه کردن دوران سومین ریاست جمهوری است و داستانش به یکی دو رئیس فدراسیون ختم نمیشود که قرار باشد تقصیراتش را گردن عزیزیخادم انداخت. البته نامه اعمال رئیس برکنار شده چندان هم پاک نیست و از حضور غیرقانونی معاونانش تا گرفتن کاسه گدایی مقابل تک تک اعضای دولت به رغم وعده درآمدزایی گرفته تا تحت فشار گذاشتن مجلس با فریب تعلیق فوتبال و پرحاشیهتر از همه باز کردن پای جادو و جنبل به تیم ملی و فدراسیون داستانهای جالب توجهی است که عزیزیخادم در همین مدت اندک حضورش در رأس فدراسیون که عمری یکساله نیز نداشت، رقم زد و صدای بسیاری را درآورد. تخلفاتی که، اما باید به صورت کتبی از سوی هیئت رئیسه به او گوشزد میشد تا امروز دلیل محکمی برای کنار گذاشتن او باشد؛ اتفاقی که هیئت رئیسه باید پاسخ آن را بدهد که آیا هرگز رخ داده است؟
حاشیههای عزیزیخادم در طول مدت چند ماهه حضورش در فدراسیون فوتبال کم نبوده، اما کنار زدن او به دلیل تخلفاتی که هیئت رئیسه هرگز به طور واضح و شفاف در خصوص آنها توضیحی نداد، ناخودآگاه تخلفات و رسواییهای رؤسای قبلی فدراسیون فوتبال را از لابهلای خاطرات تلخ فوتبالدوستان بیرون میکشد و یاد تخلفات قابل توجه رؤسای قبلی فدراسیون فوتبال میاندازد. تخلفات محرزی مانند عقد قرارداد ننگین با ویلموتس و به جا گذاشتن بدهی هنگفتی که در تاریخ فوتبال ایران نظیر نداشت، گم شدن ۳۱۶ هزار دلار حق پخش تلویزیونی چهار دیدار تیم ملی فوتبال ایران در مقدماتی جامجهانی روسیه که کمیته اخلاق ترابیان و کفاشیان را مقصر آن تشخیص و رأی به محرومیت آنها داد! محرومیتی که هرگز مشخص نشد به چه دلیل تاج، رئیس وقت فدراسیون فوتبال که خود باید به دلیل ذینفع بودن فدراسیون فوتبال در این داستان شاکی میشد، آن را وتو کرد! یا داستان دلارهایی که ماهها بعد از خاتمه یافتن ریاست کفاشیان بر فدراسیون فوتبال دستی به این فدراسیون برگشت داده شد و هرگز نیز مشخص نشد به چه دلیل دست آشنایان آقای خوشخنده و مبلغ واقعی آن چقدر بوده و دهها تخلف محرز دیگری که در لابهلای خندههای کفاشیان و جوابهای بی سر و ته تاج گم شد تا امروز این پرسش ذهن مخاطبان را درگیر کند که چرا هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال پیش از این بابت تخلفات فاحش رؤسای فدراسیون پا پیش نمیگذاشت و با مطالبهگری خواهان برکناری آنها بابت ضایع کردن حق فوتبال، بیتالمال و مردم نمیشد؟
نه آنکه اقدام امروز هیئت رئیسه اشتباه باشد، نه. یک بار برای همیشه باید مشخص شود هیچ کس در حاشیه امن نیست و هر مدیر، مسئول و رئیسی که تخلف کند از سوی بالادستیهای خود بازخواست میشود. اماای کاش این تمام دلیلی باشد که عزیزیخادم را به دلیل اشتباهات و تخلفات مدیریتی کلهپا کرد و هیئت رئیسه که با برداشتن گامی تحسینبرانگیز برای نخستین بار در فوتبال ایران تابوشکنی کرده در ادامه با دفاع درست و اصولی از اقدام خود، نقشی مؤثر در انتخاب رئیس آتی داشته باشد که در غیر این صورت آنچه امروز بسیاری را بابت مطالبهگری هیئت رئیسه ذوقزده و امیدوار کرده است، بیهیچ ثمری در نطفه خفه خواهد شد؛ چراکه ویرانی به تنهایی سودی ندارد اگر نقشهای برای بازسازی در پی نداشته باشد که در آن صورت بنای کلنگی به از مخروبه به جامانده خواهد بود.