این روزها سالگرد شهادت سیدعباس موسوی، دبیر کل فقید حزبالله لبنان و شهادت حاج عماد مغنیه است که سرفصلهای بلندی از پایههای مقاومت منطقهای و ترجمه عملی انقلاب اسلامی را در بین ملتهای منطقه، با حیات و ممات خود، ثبت و پایهگذاری کردهاند. صهیونیستها بارها اعتراف کردهاند با به شهادت رساندن سیدعباس موسوی نه تنها برای رژیم صهیونیستی امنیت و برتری راهبردی تولید نشده است بلکه با به قدرت رسیدن سیدحسن نصرالله و دبیرکلی وی که بیش از ۳۰ سال است جریان دارد، کابوس شکستهای مکرر و چشمانداز و فرجام نابودی خود را شاهد هستند. اگر سیدحسن نصرالله را ادامه تکاملیافته سیدعباس موسوی بدانیم که «ذوب در ولایت» بود، حاج عماد مغنیه، به دلیل هوش، نبوغ، نوآوریاش در روش، ابزارهای مبارزه، مقاومت، گستره نگاه و ارتباطاتش با همه ظرفیتهای مقاومت در جهان، سهم آشکاری در کارنامه سیدحسن نصرالله دارد. سیدحسن نصرالله نیز پدیدهای منحصربهفرد از هوشیاری، اخلاص، اخلاق، دینمداری و ولایتمداری، صداقت، عشق و پایبندی به شهدا و جانبازان و خانوادههای آنان و تمامی مجاهدان و مبارزان وفادار به آرمانهای ملی و اسلامی است که نه تنها از حاج عماد مغنیه، بلکه از تمامی ظرفیتها و توانمندیهای موجود در ساختار حزبالله بهره گرفته و به یک رهبر و فرمانده الگو و بیمانند تبدیل شده است.
دانش و آگاهی سیدحسن در تمامی عرصههای سازمانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی، نه تنها زبانزد دوستان، متخصصان و مردم، بلکه رهبران سیاسی و دشمن صهیونیستی است و او را «دشمن قابل احترام» توصیف کردهاند. آنچه سیدحسن را «سید عزیز» و «عزیز همه ملتها» کرده است، در کنار اخلاق، تواضع، آگاهی و دلسوزی برای همه ملتهای مظلوم از لبنان تا فلسطین، عراق، سوریه، یمن و بحرین دو عنصر برجستهتر در شخصیت، افکار و کارنامه اوست. اگرچه او نمونهای در تراز شهید حاج قاسم سلیمانی در ولایتمداری است و خود را سرباز ولایت و انقلاب اسلامی میداند و پیروی از ولایت را با پشتوانهای عظیم از منطق و آگاهی دینی پذیرفته و با افتخار بیان میکند ولی ایثار او و جانفشانی فرزندش در مبارزه و مقاومت که برای ملتهای مظلوم منطقه و جهان، در ۳۰ سال گذشته عزت، کرامت و پیروزیآفرینی کرده و آرزوهای سرکوبشده ملتهای مسلمان از لبنان تا فلسطین، یمن و بحرین را با قدرت محقق کرده، «سبب عزیز بودن سیدحسن نصرالله است.» سیدحسن و حزبالله لبنان عامل اصلی اقتدار و امنیت ملی برای ایران و تمامی ملتهای منطقه و مقاومت منطقهای است و اگر در ۳۰ سال گذشته، امریکا و صهیونیستها برای حمله به ایران، هزار حسابگری کردهاند، یکی از دلایل آن، اقتدار مقاومت لبنان با رهبری سیدحسن نصرالله است.
محبوبیت سیدحسن و عزت وی محدود و محصور در بین شیعیان یا مسلمانان نیست، بلکه مسیحیان شرق و غرب عالم و همه مظلومان جهان، او را مظهر قدرت و امیدهای خود برای مبارزه و مقاومت میدانند و این خود منشأ دشمنیهای رهبران سیاسی برخی دولتهاست که نان فلسطین را خوردهاند یا آرزوی رهبری جهان عرب و اسلام را داشتهاند و بیشتر آنها، امروز بر درگاه صهیونیسم بوسه میزنند. سیدحسن نصرالله، مالکاشتر رهبری است و زبان گویای انقلاب اسلامی در رهایی و نجات ملتهای مسلمان و نویدبخش پیروزیهای جدید و کابوس صهیونیسم و دیکتاتوریهای فاسد و البته وابسته به امریکاست که مقاومت را از سطح یک گروه مبارز به یک عنصر تعیینکننده در معادلات منطقهای تبدیل کرده است.