مرد میوهفروش که در حادثهای آتشین برادرش را به کام مرگ کشانده بود، به شش سال زندان محکوم شد.
به گزارش «جوان»، فروردینماه سال ۹۹، مأموران پلیس تهران از حادثه آتشسوزی در یک مغازه میوه فروشی باخبر و راهی محل شدند. بعد از حضور مأموران در محل و مهار آتش دو برادر به نامهای یاشار و آرش که در آن حادثه دچار سوختگی شده بودند، به بیمارستان منتقل شدند، اما یاشار ۴۰ ساله ساعتی بعد به خاطر شدت سوختگی فوت کرد.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز شد و در روند تحقیقات بود که همسر یاشار مدعی شد شوهرش در آخرین لحظات عمرش، برادرش را عامل این حادثه معرفی کرده است: «شاهدان حادثه گفتهاند آرش دو بار روی شوهرم بنزین ریخته و او را آتش زده است. او از قبل شوهرم را نیز تهدید به مرگ کرده بود. شوهرم به قتل رسیده است به همینخاطر از برادر شوهرم شکایت دارم».
به این ترتیب پرونده با شکایت زن جوان و تحقیق از شاهدان حادثه، با موضوع قتل عمد تشکیل شد و در روند تحقیقات نیز مشخص شد دوربین مدار بستهای که در مغازه نصب شده بود، تخریب شده است.
به این ترتیب آرش به اتهام قتل عمد بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. او با اقرار به جرمش گفت: «قصد آتشسوزی نداشتم. فقط میخواستم برادرم را بترسانم. چند سال مغازه میوه فروشی پدرم در اختیار یاشار بود و هر قدر که دلش میخواست به پدرم پول میداد. بعد از آن من مغازه را تا سال ۱۴۰۲ اجاره کردم و ۵۰۰ میلیون تومان رهن و هر ماه ۱۸ میلیون تومان کرایه به پدرم پرداخت میکردم. یاشار دست بردار نبود و میخواست هر طور شده مرا از مغازه بیرون کند. مدتی قبل از حادثه برادرم گفت میخواهد برای کار به مغازه بیاید. حرفی نزدم. روز حادثه وقتی به مغازه رفتم، او را دیدم. همیشه ماشینم را جلوی مغازه پارک میکردم تا بارگیری راحت باشد. کرکره را کمی پایین دادم و به او گفتم اینجا چه کار میکنی؟ گفت آمدهام کاسبی کنم. گفتم اجازه نداری، چون مغازه را از بابا اجاره کرده ام و او مثل یک غریبه با من قرارداد بسته است، به همین دلیل اجازه کاسبی نداری مگر اینکه از روی جنازه من رد شوی. یاشار با گستاخی جواب داد و گفت باشد از روی جنازهات رد میشوم، ولی از اینجا نمیروم.»
متهم ادامه داد: «برادرم بعد از این حرف ظرف بنزین را برداشت و کمی روی خودش ریخت. بعد گفت بیرون میروی یا نه. گفتم بیرون نمیروم. در آن کشمکش ناگهان بنزین از ظرفی که دست یاشار بود روی خودش ریخت و آتش گرفت.»
او درباره اینکه چطور دوربین مداربسته مغازه تخریب شده است؟ گفت: «آتشسوزی خیلی شدت گرفته بود، احتمالاً خرابی دوربین به خاطر همین بوده است.»
با اقرارهای متهم وی راهی زندان شد و پرونده در حال کامل شدن بود که پدر و مادر مقتول با مراجعه به دادسرا اعلام گذشت کردند.
به این ترتیب پرونده برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم روی میز هیئت قضایی شعبه نهم دادگاه قرار گرفت. در آن جلسه متهم بار دیگر ماجرا را شرح داد و گفت ناخواسته مرتکب قتل شده است. او بعد از آخرین دفاع به شش سال حبس محکوم شد، اما این حکم با اعتراض دادستان و همسر مقتول به دیوان عالی کشور فرستاده و با نقض آن، پرونده بار دیگر به همان شعبه ارجاع داده شد. بهاینترتیب متهم برای دومین بار در آن شعبه به ریاست قاضی کشکولی محاکمه شد. متهم بعد از اعلام رسمیت جلسه در آخرین دفاعش گفت: «باور کنید ناخواسته مرتکب قتل شدم. اشتباه کردم و باید از مغازه بیرون میآمدم تا این حادثه اتفاق نیفتد. پشیمانم.»
متهم این بار با حکم هیئت قضایی به شش سال حبس محکوم شد. این حکم بار دیگر به دیوانعالی کشور فرستاده شد که از سوی قضات شعبه چهارم دیوان تأیید شد.