کد خبر: 1078525
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۲:۳۰
سید عباس حسینی

۴۳ سال از سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری بزرگ بیدارگر مسلمانان و قرن، امام خمینی (ره) و به تعبیری دیگر، بیش از ۸۰ سال از آغاز مبارزات اسلامی برای برپایی یک نظام کاملاً اسلامی نه تنها در جمهوری اسلامی ایران، بلکه در سطح منطقه و جهان می‌گذرد. به روشنی مشخص است که این مبارزات و قیام محصور در مرز‌های ایران باقی نماند و راه خود را به سوی کشور‌های همسایه، منطقه و حتی جهان، به خصوص افغانستان باز کرد.
مبارزان مسلمان افغانستان به نوعی در این انقلاب اسلامی و حرکت رهبر این انقلاب، همدم و همساز و به تعبیر بهتر، به گفته زنده‌یاد محمد سرور رجایی، نویسنده و فعال فرهنگی مهاجر افغانستانی در ایران، «خون‌شریک» بوده‌اند. مبارزان مسلمان افغانستانی در کنار برادران خود نه تنها در مسیر به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی که حتی در مراحل بعد، در دوره هشت سال دفاع مقدس، دوره سازندگی پس از جنگ و همچنین در دوره مبارزه علیه گروه تروریستی داعش وابسته به استکبار جهانی، رژیم صهیونیستی و حاکم مرتجع منطقه، خون‌شریکی خود را ثابت کرده‌اند.
درباره تأثیرگذاری حضرت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی به رهبری ایشان در افغانستان، باید آن را به دو مرحله تقسیم کرد؛ یکی قبل از پیروزی این انقلاب که مصادف است با آغاز قیام و جهاد مردم مسلمان این کشور و دوم، پس از آن.
۱ ـ به واقع، امام خمینی (ره) بزرگ‌ترین بیدارگر مسلمان قرن بوده و هست و از شروع مبارزات اسلامی ایشان در دهه ۲۰ هجری شمسی، به دلیل ارتباطی که علمای افغانستانی، به خصوص علمای بزرگ شیعه با حوزه‌های علمیه در ایران و عراق با مراجع بزرگ تقلید و به خصوص امام خمینی (ره) داشتند، زمینه تأثیرگذاری اندیشه‌های امام بر روحانیون افغانستانی فراهم بود و به همین دلیل، این روحانیون آهسته آهسته پیرو خط امام شده، اندیشه‌ها و شخصیت او را به فضای خانه مردم این کشور، نه تنها شیعیان، بلکه اهل سنت افغانستان منتقل کردند. در کنار تأثیرگذاری جامعه‌الازهر بر مبارزان جوان مسلمان اهل سنت در افغانستان، حضرت امام خمینی (ره)، ابتدا بر شخصیت‌های بزرگ شیعه افغانستانی از جمله علامه سیداسماعیل بلخی و سپس عموم مردم از جمله جوانان مبارز و علمای اهل سنت این کشور تأثیرگذاشت. این در حالی است که در شرایط آن زمان، از یک طرف فضای ایران تحت تأثیر تهاجم فرهنگی غرب بود و از طرف دیگر، فضای افغانستان، تحت تأثیر گرایش‌ها به جریان‌های چپ مارکسیستی و کمونیزم. به همین خاطر، فضای بسیار مساعدی برای رشد فعالیت‌های اسلامی حول محور جوانان مبارز علیه جریان‌های لیبرال و سکولار غربی و مارکسیسم و کمونیزم شرقی وجود داشت و در این فضا، امام خمینی (ره) به الگوی بی‌بدیلی برای این مبارزان در هر دو کشور تبدیل شده بود.
۲ ـ همین جوانان افغانستانی بودند که متأثر از مبارزات اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در ایران، و فراتر از آن، تجربه‌ای که از این مبارزات به دست آورده بودند، اگر نگوییم آغازگر، اما به یقین می‌توان گفت که جهت‌دهنده و سازمان‌دهنده حرکت‌ها و قیام‌های مردمی در افغانستان علیه حاکمیت کمونیستی و تجاوز ارتش سرخ شوروی به افغانستان بودند. هنوز انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در بهمن‌ماه ۱۳۵۷ به پیروزی نرسیده بود که افغانستان در ۷ اردیبهشت همان سال، شاهد یک کودتای خونین کمونیستی به دست احزاب و جریان‌های افغانستانی وابسته به اتحاد جماهیر شوروی و از لحاظ فکری به مارکسیسم بود، اما شروع قیام‌های مردمی علیه حاکمیت کمونیستی که عملاً در برابر اندیشه‌های اسلامی قرار داشت، تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به درازا کشید و اولین حرکت خودجوش مردمی در افغانستان، در ۲۴ اسفند ۱۳۵۷، درست یک ماه و دو روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ولایت هرات در همسایگی ایران آغاز شد که گفته می‌شود در طول سه روز، ۲۵ هزار شهید برجای گذاشت. این قیام، متأثر از قیام امام خمینی (ره) و مردم مسلمان ایران، سرآغاز قیام‌های افغانستان علیه حاکمیت کمونیستی و تجاوز ارتش سرخ شوروی به حساب می‌آید. با ادامه قیام‌های مردم افغانستان، به خصوص پس از ۶ دی ۱۳۵۸، تجاوز ارتش سرخ شوروی به این کشور، بیش از پیش شخصیت و اندیشه امام در بین مردم و مجاهدین افغانستانی ریشه دواند، به گونه‌ای که حتی شعار مجاهدین اهل سنت در ولایت قندهار، این بود که «مذهب ما حنفی است، رهبر ما خمینی است». اسناد و شواهدی که سه دهه بعد، در سال ۱۳۸۵ در مورد جنایات و قتل عام‌های حاکمیت کمونیستی افشا و منتشر شد، به خصوص اطلاعاتی در مورد بیش از ۵ هزار شهید، حاکی از آن بود که بسیاری از مردم و مجاهدین افغانستانی به جرم «خمینیست» (طرفدار خمینی) بودن دستگیر و اعدام شده بودند. این محبوبیت تا اندازه‌ای پیش رفت که وقتی حضرت امام خمینی (ره) رحلت کردند، مردم افغانستان از شهر‌ها و روستا‌های مختلف برای عرض تسلیت و عزاداری به سوی کابل و سفارت جمهوری اسلامی ایران هجوم آوردند. در مورد جریان‌های جهادی و اسلامی افغانستان نیز هشت تشکل و حزب بزرگ جهادی و شیعه، عمدتاً حول محور امام خمینی (ره) در جمهوری اسلامی ایران شکل گرفتند که بسیاری از آن‌ها حول محور حزب وحدت گردهم آمدند. در مقابل، هفت تشکل و حزب بزرگ اهل سنت افغانستان در پاکستان شکل گرفت.
نکته بعدی نوع نگاه امام خمینی (ره) به مسئله و تحولات افغانستان و مردم آن است. به جرئت می‌توان گفت که امام خمینی (ره) در بعد بین‌المللی، در کنار مسئله فلسطین، و حتی شاید بیشتر از آن، توجه و نگاه ویژه‌ای به تحولات افغانستان داشت و در این مورد سخن می‌گفت. امام خمینی (ره) از یک‌سو همواره مجاهدین افغانستانی و قیام آن‌ها علیه حاکمیت کمونیستی را ستایش می‌کرد و از سوی دیگر، در حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی، حامی مردم افغانستان در برابر اتحاد جماهیر شوروی بود که نمونه آشکار آن، نامه تاریخی امام خمینی (ره) به گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی و حمایت از مردم افغانستان در برابر بهبود روابط با این اتحاد و به دست آوردن حمایت‌ها و پشتیبانی این اتحاد بود. امام خمینی (ره) از همان ابتدا به رهبران شوروی هشدار داده بود که نمی‌توانند در برابر ملت مسلمان و شجاع افغانستان ایستادگی کنند و در نهایت شکست خواهند خورد. امام خمینی (ره) در دیدارش با سفیر شوروی در تهران همزمان با اشغال افغانستان گفته بود: «آن روزی که سفیر شوروی آمد پیش من، گفت که دولت افغانستان خواسته است که شوروی، نظامی به آنجا بفرستد، به او گفتم که این اشتباهی است که شوروی می‌کند. البته دولت شوروی می‏تواند افغانستان را قبضه کند، ولی نمی‏تواند در آنجا مستقر شود. اگر شما خیال کردید بتوانید افغانستان را بگیرید و آن را آرام کنید، این خیالی باطل است.»
این فرموده حضرت امام خمینی (ره) نه تنها در مورد اتحاد جماهیر شوروی به واقعیت پیوست که نزدیک به سه دهه پس از آن، در قبال تجاوز و اشغال افغانستان توسط ائتلاف به رهبری امریکا نیز محقق شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار