مأموران پلیس تهران جسد دختر جوانی را که در خانه مجردیاش به صورت مرموزی به قتل رسیده بود، کشف کردند.
به گزارش «جوان» ساعت ۱۰:۴۵ روز یکشنبه ۱۷ بهمن پسر جوانی در تهران با اداره پلیس تماس گرفت و گفت نامزدش به قتل رسیده است.
با اعلام این خبر تیمی از مأموران کلانتری ۱۲۷ نارمک در محل حادثه که طبقه چهارم ساختمان مسکونی در خیابان مجیدیه جنوبی است، حاضر شدند. مأموران پلیس داخل پذیرایی با جسد دختر ۳۴ سالهای به نام مهراوه روبهرو شدند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود.
همزمان با ادامه تحقیقات درباره این حادثه، مأموران موضوع قتل مهراوه را به قاضی محمدرضا صاحبجمعی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران اطلاع دادند و لحظاتی بعد بازپرس جنایی همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل، تحقیقات خود را آغاز کردند.
نخستین بررسیها نشان داد مقتول چند سال قبل در یکی از دانشگاههای تهران قبول میشود و به تهران میآید و از آن روز به بعد در خانه مجردیاش تنهایی زندگی میکرده است.
همچنین مشخص شد موضوع حادثه را پسر جوانی به نام عرشیا که مدعی است نامزد مقتول بوده به مأموران پلیس خبر داده است.
اظهارات نامزد مقتول
تیم جنایی در نخستین قدم، تحقیقات خود را از عرشیا شروع کردند که وی در ادعایی گفت: من کارمند اداره دولتی هستم و مهراوه هم کارمند اداری یک شرکت خدمات
پزشکی بود.
حدود ۱۵ سال قبل در دانشگاه با مهرآوه آشنا شدم و از آن زمان به بعد با او رفتوآمد داشتم تا اینکه به یکدیگر علاقه پیدا کردیم و به خواستگاریاش رفتم. خانوادهاش قبول کردند که من دامادشان شوم، بنابراین پنج سال قبل ما باهم نامزد شدیم و قرار بود به زودی ازدواج کنیم. مهراوه خانه مجردی داشت و من همراه خانوادهام زندگی میکردم، اما باهم رفتوآمد داشتیم. شامگاه پنجشنبه ۱۴ بهمن مهراوه در حالی که صدایش میلرزید با من تماس گرفت و گفت، احتمال میدهد کسی پشت در خانهاش است و صداهایی میشنود که به او گفتم خیالاتی شدهاست، اما او ترسیده بود. او را راهنمایی کردم و پنجره و حتی در آکاردئونی آپارتمانش را هم قفل کرد و خوابید تا اینکه جمعه به من زنگ زد و گفت داخل آپارتمانش زندانی شده است، چون قفل در آکاردئونی را از داخل نمیتواند باز کند. به سرعت خودم را به خانهاش رساندم و در را به رویش باز کردم و ساعتی هم باهم بودیم که خداحافظی کردم و از هم جدا شدیم.
وی ادامه داد: از آن روز به بعد با نامزدم تلفنی و پیامکی ارتباط داشتم تا اینکه ساعتی قبل مادر مهراوه با من تماس گرفت و گفت نگران دخترش است و از من خواست به خانهاش بروم و از او خبری بگیرم. مادر مهراوه گفت که دخترش شب قبل گفته خودرواش باتری تمام کرده و داخل خیابان مانده است، او گفت: ساعتی بعد با دخترم تماس گرفتم که حالش را بپرسم و ببینم خودروش را تعمیر کرده است یا نه، اما تلفن مرا جواب نداد و بعد هم که تلفن همراهش
خاموش شد.
وقتی حرفهای مادر مهراوه را شنیدم من هم نگران شدم و با تلفن همراه او تماس گرفتم که او جواب نداد، بنابراین به سرعت خودم را به خانهاش رساندم. هر چقدر زنگ خانهاش را زدم، کسی در را باز نکرد که با کلید یدکی که داشتم در را باز کردم که در پذیرایی خانه با جسد خونین نامزدم روبهرو شدم. آنقدر شوکه شده بودم که لحظاتی گیج و منگ بودم، بعد با داد و فریاد از همسایهها درخواست کمک کردم و با اداره پلیس تماس گرفتم.
همزمان با انتقال جسد دختر جوان به پزشکی قانونی برای انجام آزمایشهای لازم، مأموران پلیس در تلاشند با انجام تحقیقات تخصصی عامل یا عاملان قتل دختر تنها را شناسایی و راز قتل وی را برملا کنند.