کد خبر: 1078405
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۲:۳۰
بهشت اسرائیلی‌ها در ایران قبل از ۵۷
ترجمه‌: مریم ماهرخ زاد

حدود اواخر دهه ۱۹۷۰، یاکوف نمرودی که به عنوان وابسته نظامی در سفارت اسرائیل در تهران خدمت می‌کرد، در منزلش در تهران میزبان چند افسر عالی‌رتبه ارتش ایران بود. فرزند هشت‌ساله او به خاطر می‌آورد که آن روز به اصرار پدرش برای جلب توجه مهمان‌ها پیانو نواخت؛ اجرایی که ژنرال‌های ایرانی آن را خیلی پسندیدند و از صمیم قلب تشویقش کردند. اوفر نمرودی که حالا دهه ششم عمرش را پشت سر گذاشته به یاد می‌آورد که در همان جلسه، ژنرال فریدون جم، رئیس ستاد ارتش ایران او را نزد خودش خواند، ساعت طلایش را درآورد و به او هدیه کرد. نمرودی تاجر برجسته و ناشر سابق روزنامه Maariv، هنوز هم آن ساعت را در کلکسیون خاطراتش نگه می‌دارد.
این دست اتفاق‌ها در روابط دولت اسرائیل و رژیم ایران به وفور تکرار شده که نشان می‌دهد روابط این دو در زمان محمدرضا پهلوی و قبل از خلع او در سال ۱۹۷۹ چقدر نزدیک و خوب بود؛ روابطی که البته در فضای سیاسی کنونی کاملاً غیرقابل‌تصور است. قبل از انقلاب اسلامی، ایران جزو اصلی‌ترین قطب‌های جذب ثروت‌هایی بود که دیپلمات‌ها و بازرگانان اسرائیلی از آن بهره‌مند بودند. در مستندی که دن شادور و باراک هیمن با عنوان «ناگفته‌هایی از بهشت اسرائیل در ایران» روایت می‌کنند، از پرواز‌های روزانه بین تهران و تل‌آویو تا مدرسه اسرائیلی در پایتخت ایران صحبت می‌شود؛ مدرسه‌ای که اسرائیلی‌ها تا آن موقع، فقط یک نمونه شبیه‌اش را در خارج اسرائیل تأسیس کرده بودند.
خوان نعمت ایران برای اسرائیلی‌ها چنان گسترده بود که بعضی‌های‌شان بعد از برگشتن از ایران، طی چند سال پولی دست‌و‌پا می‌کردند که با آن خانه‌های شیک و بزرگ بدون وام در حومه‌های تل‌آویو می‌خریدند. در مستند دن شادور و باراک هیمن نقل شده که اسرائیلی‌ها سال‌های اقامت‌شان در ایران را شاد‌ترین دوران زندگی‌شان تعبیر می‌کنند و از برگزاری جشن‌های پوریم در تهران خاطرات خوشی دارند.
این مستند البته نقل قول‌های دلخراشی هم دارد. از نقض حقوق بشر و شکنجه مخالفان پرده برمی‌دارد، حاکی از روابط مشکوک و نزدیک اسرائیل با رژیم دیکتاتوری است و اشاراتی هم به پول‌سازی و مهمانی در کاخ‌های باشکوه شاه و قرارداد‌های تسلیحاتی گسترده و همچنین همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی بین اسرائیل و ایران شده است. در یک مورد، یاکوف نمردودی به ایرانیان سیستم‌های موشکی پیشرفته و مسلسل‌های یوزی فروخته است.
در یکی از لحظات خیلی جذاب مستند، ناچیک ناووت که از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ رئیس واحد موساد در تهران بوده، توضیح می‌دهد که شاه برنامه هسته‌ای ایران را به عنوان ابزاری برای بازدارندگی مقابل عراق آغاز کرد. روابط دوستی اسرائیل و ایران دوطرفه بود. اورشلیم از ایران نفت وارد می‌کرد و تهران هم از دانش اسرائیل در کشاورزی و تجارت و ارتش سود می‌برد.
روابط آنقدر گرم بود که کشور‌های عربی را نگران کرده بود. در گزارشی در شماره ۱۹۶۱ نشریه Middle East Record مجله‌ای که دانشگاه تل‌آویو آن را هر سال منتشر می‌کند، گلایه‌هایی از این کشور‌ها درباره صادرات نفت ایران به اسرائیل گزارش شده، از جمله اینکه دبیرکل وقت اتحادیه عرب، از نفوذ و روابط دو‌جانبه ایران و اسرائیل نگران بود. شاه، اسرائیل را به‌دلیل موفقیت نظامی تحسین می‌کرد و ژنرال‌های ایرانی و اسرائیلی دیدار‌های دوجانبه‌ای از اسرائیل و ایران داشتند. این روابط دوستانه به قدری عمیق بود که شاهنشاهی ایران، در مارس ۱۹۵۰، رسماً اسرائیل را به رسمیت شناخت و بعد ترکیه، دومین کشور خاورمیانه شد که این کار را کرده است. سه ماه بعد، رضا صفی‌نیا، نماینده تهران در اسرائیل میزبان یک مراسم رسمی در اورشلیم بود، مراسمی که در نوع خودش اولین مراسمی بود که یک دیپلمات خارجی در بیت‌المقدس برگزار کرد. در این مراسم آریه لوین، نفر دوم نمایندگی دیپلماتیک اسرائیل، گفت: «پس از جنگ سوئز، از سال ۱۹۵۶ به بعد، ما در ایران شروع به کار کردیم و در نهایت موفق به خرید نفتی شدیم که اعراب و غرب از ما دریغ کردند.» مقامات اسرائیلی به شخص شاه خیلی نزدیک بودند. یهودا آرتزیله، تاجر اسرائیلی، در خاطرات خود از یک شام مجلل در کاخ سلطنتی، یاد می‌کند. او به خاطر می‌آورد که وقتی در پس زمینه مراسم موسیقی کلاسیک پخش می‌شد، شاه به او گفت که در تالار رقص، خبری از احکام اسلام نیست: «هر چقدر می‌خواهی بنوش و با خیال راحت هر چه می‌خواهی بکن.» او همچنین می‌گوید که من چنین ثروتی را حتی در اروپا هم ندیده بودم.
با همه اینها، حتی همان موقع هم رابطه ایران با اسرائیل تام وتمام نبود. هیچ پرچمی بیرون نمایندگی دیپلماتیک اسرائیل در تهران به اهتزاز درنیامد، نمایندگی که البته هرگز رسماً به عنوان سفارت به رسمیت شناخته نشد. دیوید منشاری که دو سال در آستانه انقلاب اسلامی را به مطالعه میدانی گذراند، یک بار از یکی از مقامات وزارت خارجه ایران پرسیده بود که چرا تهران نمی‌تواند اسرائیل را به رسمیت بشناسد، با توجه به اینکه روابط دوجانبه بسیار صمیمانه است! او به منشاری گفته بود‌: «این مثل روابط عاشقانه بدون عقد ازدواج است.» به گفته او، بهتر است روابط عاشقانه بدون قرارداد داشته باشید تا اینکه قراردادی داشته باشید که معنای زیادی نداشته باشد. منشاری، استاد دانشگاه تل‌آویو، با تمرکز بر تاریخ ایران می‌گوید که حتی پرواز‌های روزانه اسرائیل در داخل و خارج از تهران نیز به طور رسمی در فهرست پرواز‌ها ثبت نمی‌شدند. به گفته منشاری، محمود ریاض، دبیرکل اتحادیه عرب یک بار وارد ایران شد و از دیدن یک هواپیمای اسرائیلی در فرودگاه متعجب شد. ریاض از وزیر امور خارجه ایران پرسیده بود چطور چنین چیزی ممکن است؟ وزیر جواب داده بود: «تا آنجایی که من می‌دانم هیچ پروازی بین تل‌آویو و ایران وجود ندارد، اما با اعلیحضرت شاه بررسی می‌کنم». او بعداً به دبیرکل گفته بود‌: بله، بررسی کردم و هواپیمای «ال آل (El Al)» در ایران فرود نمی‌آید. ولی ریاض مصرانه گفته بود: «اما من آن را با چشمان خودم دیدم.» پاسخ وزیر امور خارجه این بود: «می‌خواهید چشمان شما را باور کنم یا حرف شاه را؟!»
برگرفته از: Times of Israel, November ۲۰,۲۰۱۳

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار