بازگویی و تبیین دستاوردهای معنوی انقلاب اسلامی در واقع دفاع از فلسفه و دلیل رخداد انقلاب اسلامی است، ضمن اینکه باید اذعان داشت توجه به دستاوردهای معنوی انقلاب اسلامی سبب میشود با نگاهی منصفانهتر و معتدلتر به ارزیابی نواقص کارآمدی و دستاوردهای مادی انقلاب اسلامی بپردازیم. منظور از دستاوردهای معنوی نیز فقط دستاوردهای معطوف به ترویج معنویت نیست بلکه آن دسته دستاوردهایی است که مانند دستاوردهای اقتصادی، ملموس نیست بلکه ماهیت فرهنگی- معرفتی- هویتی دارند، اما قطعاً در ارزیابی کارنامه انقلاب اسلامی تأثیر تعیینکننده دارند. نکته مهم درباره این قبیل دستاوردها آن است که اتفاقاً وجه ممیز انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلابها بیشتر معطوف به همین دستاوردها بوده و اگر هم در حوزههای مادی و علمی دستاورهایی خلق شده، به دلیل موفقیت انقلاب در حصول این قبیل دستاوردها میباشد. مهمترین دستاوردهای بنیادین و معنوی انقلاب اسلامی عبارتند از:
۱. ایجاد نظام ولایی (مردمسالاری دینی): تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اولاً نقشی سیاسی- اجتماعی برای دین قائل نبودند و ثانیاً متأثر از ایدئولوژی لیبرالیسم، لازمه مردمسالار بودن را حذف خداوند و دین از عرصه زندگی و به ویژه حوزه سیاست میدانستند. امام خمینی (ره) نهضت خود را درست در نقطه مقابل این دو تصور رایج شروع کردند، به گونهای که ایشان در اولین بیانیه مبارزاتیشان در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۳ با شروع بیانیه خود با آیه شریفه «قُلْ انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثنى وَ فُرادى» مردم را به قیام برای خدا فراخواندند. قیام برای خدا؛ قیامی که مبتنی بر حضور مردم در صحنه باشد، دو نکته و گزاره اصلی در این آیه شریفه است که دقیقاً در نقطه مقابل آن دو باور رایج قرار دارند و مورد تأکید امام (ره) بودند.
در ۲۲مهر۱۳۵۷ نیز ایشان در پاریس در مصاحبه با فیگارو برای اولین بار در خصوص نوع نظام سیاسی آینده از «جمهوری اسلامی» نام بردند و در توضیح خصوصیات آن فرمودند که «حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام، متکی به آرای ملت» خواهد بود. جمهوریت نماد مردمسالاری و اسلامیت نماد خدامحوری. موفقیت در استقرار این الگو، به معنای رد ادعای معتقدان به جدایی دین از سیاست و اثبات این مسئله مهم است که خدامحور بودن با مردمسالار بودن منافاتی ندارد. خلق این دستاورد در جامعهای که اکثریت آنها واجد باورهای مذهبی هستند و خواهان حاکمیت دین در تعیین مقدورات خود هستند، بسیار حائز اهمیت است. اگر تصور کنیم حکومتی در ایران باشد که ولو بتواند توسعه و رفاه ایجاد کند، اما نسبت به باورهای مذهبی مردم بیتوجه باشد، باز توسط مردم مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت، اهمیت این دستاورد بیشتر روشن میشود. علاوه بر این، این نظام ولایی، پایه استحکام، بالندگی، شکوفایی و اقتدار کشور بوده و ضمن دفع تهدیدات مختلف، در حوزههای مختلف با رهنمودهای ولی فقیه، دستاوردهای مهمی ایجاد کرده است.
۲. حل بحران مشارکت سیاسی: متأثر از ایجاد نظام مردمسالاری دینی با کیفیت و مختصات مذکور، بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، نقشآفرینی مردم در تعیین مقدورات خود از بالاترین سطوح مانند انتخاب رهبری و رئیسجمهور تا سطوح محلی مانند انتخاب شوراهای اسلامی شهر و روستا آغاز شد که پیش از این فاقد سابقه بوده است. رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی نیز بر این نکته تصریح دارند، بنابراین انقلاب بحران مشارکت سیاسی را به راحتی حل کرده است و امروز دیگر مردم مشتی رعیت که باید مطیع چشم و گوش بسته شاهنشاه باشند، نیستند بلکه با رأی و اراده آنهاست که مقدورات کشور تعیین میشود.
۳. از بین بردن ماهیت طبقاتی دولت در ایران: جمهوری اسلامی ماهیت طبقاتی دولت در ایران را از بین برد و به جای اتکا به طبقهای خاص، به عموم مردم تکیه کرد، در واقع جمهوری اسلامی عرصه سیاست و قدرت را به روی همه مردم گشود. در اثر این تحول، هم سیاست خصلت تودهای یافت و هم زمینههای لازم برای تحول در صورتبندی اجتماعی ایران فراهم شد. به این ترتیب که طبقات پایین، طبقه متوسط سنتی و برخی گروههای شأنی و منزلتی مانند روحانیت، نه تنها فرصت بروز و ظهور بیشتری پیدا کردند بلکه در سلسهمراتب سیاسی- اجتماعی کشور در زمره سروران قرار گرفتند. به طور دقیقتر، اینان از یک سو متأثر از شرایط دهه اول انقلاب به ویژه دفاع مقدس و نقش مسلطی که این طبقات و گروهها در دوران جنگ داشتند و از سوی دیگر، به دلیل کنارهگیری و حذف گروههای چپ و ملیگرا، به منزلت هژمونیک رسیدند. دستاورد این مهم، دمیدن روح خودباوری و اعتماد به نفس در مردم، به ویژه در طبقات پایین و مستضعف بود.