مذاکرات هستهای میان ایران و ۱+۴ کماکان در وین در جریان است و بعضاً اخبار ضدونقیضی هم از چالشها و موانع پیش روی دو طرف به بیرون درز پیدا میکند، اما در لابهلای اخباری که از مذاکرات منتشر میشود، نباید از شیوههای مختلف روانی- رسانهای توسط ایالات متحده امریکا و اروپاییها برای تحت تأثیر قراردادن تیم ایرانی غافل شد. مذاکرات هستهای میان ایران و ۱+۴ کماکان در وین در جریان است و بعضاً اخبار ضدونقیضی هم از چالشها و موانع پیش روی دو طرف به بیرون درز پیدا میکند، اما در لابهلای اخباری که از مذاکرات منتشر میشود، نباید از شیوههای مختلف روانی- رسانهای توسط ایالات متحده امریکا و اروپاییها برای تحت تأثیر قراردادن تیم ایرانی غافل شد.
از جمله مهمترین تاکتیکهای این روزهای امریکاییها برای تحت فشار قرار دادن تیم مذاکرهکننده ایرانی میتوان به «تعیین ضربالاجلهای مصنوعی» اشاره کرد. امریکا که خود به صورت یکجانبه از برجام خارج شده است، تلاش دارد توپ احیای برجام را در زمین ایران بیندازد و اینگونه القا کند که فرصت داده شده به ایران جهت بازگشت به تعهدات برجامی رو به اتمام است.
همانطور که گفته شد بازی جدید امریکاییها تحت عنوان «فرصت ایران رو به اتمام است!» طی روزهای اخیر گستره بیشتری به خود گرفته است، به طوری که برخی مقامات امریکایی طی ۱۰ روز اخیر و با توجه به احتمال نهایی شدن متن نهایی مذاکرات، پنجرهای را که به سوی ایران باز کردهاند، در حال بسته شدن میدانند، به عنوان نمونه «ند پرایس» سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده در پاسخ به سؤالی در خصوص اظهارات روز سهشنبه سناتور «باب منندز» رئیس کمیته روابط خارجی سنا مبنی بر کاهش زمان گریز هستهای ایران به سه الی چهار هفته و همچنین انتقاد از تلاش دولت «جو بایدن» رئیسجمهور امریکا برای بازگشت به برجام میگوید: «شما همین روزها از یکی از همکاران من در مورد نگرانیهای ما که ایران در زمینه برنامه هستهای خود ایجاد کرده است، شنیدید. اینها پیشرفتهایی است که ایران از زمانی که دولت گذشته تصمیم به خروج از توافق با ایران گرفت، در موقعیت به دست آوردن آن قرار گرفت.»
پرایس در ادامه با اشاره به مذاکراتی که در وین در جریان است، تأکید میکند که پنجره فرصت برای احیای برجام در حال بسته شدن است و میافزاید: «ما خود را در مجموعهای از شرایط ناگوار میبینیم، به این معنی که پنجره بازگشت به برجام بسیار بستهتر میشود و این پنجره بسیار بستهتر شده است، دقیقاً به این دلیل که وقتی ایران به نقطهای برسد که پیشرفتهای هستهایاش مزایای منع اشاعهای را که برجام منتقل میکرد، از بین ببرد، این نقطهای است که دیگر از بُعد منافع امنیت ملی و منافع متحدان و شرکای ما در سراسر جهان، پیگیری برای بازگشت متقابل به پایبندی به برجام معنا و مفهومی ندارد و ما باید مسیر دیگری را دنبال کنیم.»
همه مثل سخنگو نگرانند
نقطهای که پرایس از آن دم میزند و تمام متحدان اروپایی و منطقهای خود را نسبت به آن حساس میداند، همان نقطهای است که باید از آن تعبیر به «نقطه ضعف» کرد و بر اساس آن بسیاری معتقدند طولانی شدن توافق برای غرب چندین برابر جمهوری اسلامی ایران خطرناکتر و غیرقابل تحملتر است.
هفته قبل بود که آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه امریکا در گفتوگویی با تأکید بر اینکه فرصت بازگشت به برجام رو به اتمام است، درباره فعالیت هستهای ایران مدعی شد: «ما در زمینه توان بازگشت به این توافق بسیار به پایان فرصت باقیمانده نزدیکیم، چون ایران در برنامه خود پیشروی داشته است. دو بحث در این باره وجود دارد؛ اول، [ایران]در حال رسیدن به نقطهای است که زمان گریز آن، یعنی مدتی که طول میکشد، مواد شکافتپذیر لازم برای یک بمب را تولید کند، رو به کوتاه شدن و رسیدن به مدتی چند هفتهای است و این به خودی خود، چیزی است که نباید به مرور به طول بینجامد. دوم، [ایران]همچنان به کسب دانش و ایجاد تخصص [در این زمینه]ادامه میدهد، طوری که در نقطهای در آیندهای نزدیک، حتی بازگشتن به تمامی محدودیتهای برجام موجب به دست آوردن دوباره مزایای عدم اشاعهای کافی نخواهد شد، چون تمامی چیزهایی که ایران آموخته است، به آن اجازه میدهد حتی با وجود محدودیتهای برجام، با سرعتی بیشتر [از محدودیتهایش]بگریزد، بنابراین ما در حال نزدیکتر شدن به آن نقطه هستیم.»
دلهره از افزایش قدرت بازدارندگی، روی دیگر ادبیات تهدیدی علیه ایران
روشن است که امریکاییها تلاش میکنند به تیم مذاکرهکننده ایرانی بقبولانند، باید به مذاکراتی که مختصات آن را طرف امریکایی تعیین کرده است، تن دهند که برای دستیابی به چنین هدفی امریکاییها همچنان از زبان تهدید استفاده میکنند، اما اینبار نه زبان تهدید نظامی بلکه به این معنا که ایران برای بهبود اوضاع نابسامان اقتصادی و تعلیق تحریمها فرصت آنچنانی ندارد و باید به گونهای رفتار کند که باب طبع امریکاییهاست.
در خلال سخنان مقامات ارشد دستگاه سیاست خارجی که به دو نمونه از آن اشاره شد، میتوان ترس و دلهره طرف امریکایی را به خوبی لمس کرد. امریکاییها به شدت از ارتقای صنعت هستهای کشورمان و کاهش سطح تعهدات هستهای که به غنیسازی اورانیوم با درصد بالا منجر خواهد شد، هراس دارند. به زعم آنها افزایش سطح غنیسازی اورانیوم و به کارگیری سانتریفیوژهای نسل جدید میتواند قدرت بازدارندگی ایران را به سطح چشمگیری افزایش دهد تا جایی که امکان برخوردهای نظامی و خرابکاری و امثالهم نیز نتواند خللی در مسیر پیشرفت هستهای ایران ایجاد کند. روز گذشته بود که «میچ مککانل»، رهبر جمهوریخواهان در مجلس سنای امریکا ضمن اذعان به اینکه امریکا «بازدارندگی» خود علیه ایران را از دست داده است از سیاستمداران حزب رقیب خود درخواست کرد فشارها را بر تهران افزایش دهند.
«مککانل» در ادامه تصریح میکند: «برای اینکه دموکراتها فشارها را بر ایران افزایش دهند و پاسخ قاطعی به این کشور بدهند، دیر نیست. واکنشنداشتن قاطع به حملات نیروهای تحت حمایت ایران علیه نیروهای امریکایی در منطقه، بازدارندگی ما را از بین برده و خطرات علیه پرسنل امریکایی را به طرز محسوس افزایش داده است.»
به کارگیری الفاظی مانند «پنجره فرصت داده شده به ایران» نیز صرفاً با هدف تحت فشار قرار دادن طرف ایرانی است و در اصل ناشی از ترسی است که امریکاییها روز به روز بیشتر با آن دست و پنجه نرم میکنند و احیانشدن برجام را در شرایط فعلی به معنای «کابوس بیپایان ایران هستهای» میدانند.
ترس از نوع امریکایی آن
اینکه مقامات فعلی امریکا به کرات از اشتباه دونالد ترامپ درباره خروج او از توافقنامه هستهای سخن به میان میآورند، ناشی از همین دیدگاه است که اشتباه ترامپ ایران را در مسیری قرار داده است که نمیتوان فعالیتهای هستهای و نظامی او را کنترل کرد و چنانچه امریکا امروز در برجام باقی مانده بود، میتوانست عملاً فعالیتهای هستهای ایران را به صورت شبانهروزی کنترل کند و موازی با آن با اعمال تحریمهای جدید-البته با عناوین غیرهستهای- مانع از تعلیق واقعی تحریمهای بینالمللی ضدایرانی و عدمبهرهمندی کشورمان از دستاوردهای کمرنگ برجام شود.
به واقع با ماندن امریکا در برجام هم رفتار هستهای ایران کنترل و هم دامنه و گستره تحریمها حفظ میشد و برخلاف آنچه امریکاییها القا میکنند، توسعه فعالیتهای هستهای ایران طی ماههای اخیر، احیای برجام را به عنوان یگانه اولویت این روزهای امریکاییها تبدیل کرده است.