معاون بینالملل قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر اخیراً با بیان اینکه در پرونده ترور سردار سلیمانی، ۱۲۵ مظنون و متهم شناسایی شدهاند، تأکید کرده است که پرونده کیفری ترور شهید سردار سلیمانی به زودی تکمیل خواهد شد.
از حدود ۱۲۵ مظنون و متهمی که شناسایی شدند، قاطبه آنها از مقامات دولت امریکا هستند، علاوه بر این برخی کشورهای دیگر هم اقدامات پشتیبانی و لجستیکی انجام دادند، برخی کشورها نیز اتباع و شرکتهایشان درگیر این اقدام جنایتکارانه تروریستی بودند.
به گفته کاظم غریبآبادی، هدف جمهوری اسلامی ایران این است که در همکاری با دولت عراق به عنوان کشور محل وقوع جرم تمامی آمران، عاملان و مسببان این جنایت تروریستی شناسایی و به پیشگاه عدالت آورده شوند؛ البته این بدیهی است که اکثر متهمان و مظنونان از مقامات دولت امریکا هستند.
ناگفته نماند که در پیگیریها و رسیدگیهای قضایی، اقرار رئیسجمهور سابق امریکا یک سند بسیار مهم حقوقی است و البته، چون افراد دیگری در این اقدام دخیل بودند باید اسناد و تحقیقات به صورت کامل انجام شود که هم اکنون در بعد کیفری، پرونده در فرآیند رسیدگی است.
به قتل رساندن یک مقام دولتی و عالی رتبه در زمان غیرمناقشه، آن هم در شرایط صلح و در یک کشور ثالث، بدون شک نقض کنوانسیونهای متعدد بینالمللی نظیر ژنو و کنوانسیون ۱۹۷۳ و قطعنامه ۱۳۶۸ شورای امنیت بوده و مسلماً غیرقانونی و ذیل عناوین تروریسم بینالمللی قابل تفسیر است. همچنین عاملان و آمران به ترور را از این راه میتوان محاکمه و تعقیب کرد. همانگونه که در این مدت بر این وادی بسیار سخن رفته است، اما به اعتقاد نویسنده این سطور از زاویه دیگر نیز میتوان به این واقعه حزین نگریست و ابعاد ویرانگر و مخرب آن را مورد بررسی و تحلیل قرار داد. به راستی ترور ناجوانمردانه سپهبد سلیمانی همانا جنایتی بود در حق بشریت.
شاید عنوان به کار رفته کمی دور از ذهن و مبالغهآمیز و از منظر حقوق و قواعد بینالملل غیرقابل انطباق باشد. شاید ایراد شود که چنین حادثهای با هیچ یک از موارد مندرج در بندهای یازدهگانه ماده هفتم اساسنامه رم قابل تطبیق نیست. طبق آنچه در کتب و مبانی حقوق بینالمللی تعریف میشود، جرم جنایت علیه بشریت، آن هم بر گروه و جامعهای مشخص، با عددی نسبتاً بالا و به صورت مکرر، قابلیت وقوع دارد. حال اینکه به قتل رساندن فرد یا افراد محدود را نمیتوانیم در این مقوله بگنجانیم. حتی برخی شروط صدر ماده هفتم اساسنامه و توضیحات تکمیلی آن، منطبق با ویژگیهای این حادثه نبوده است. بنابراین چنین عنوان مجرمانهای را نمیتوان بر قاتلان شهدای فرودگاه بغداد بار کرد.
درست است که بنا بر صدر ماده ۷ اساسنامه رم شاهد حملهای در چارچوب گسترده بر ضد جمعیت غیرنظامی نیستیم و اساساً شروط احصا شده در این ماده چندان سنخیتی با حادثه ماوقع ندارد، اما اگر پایمان را کمی فراتر از تعاریف مندرج در اساسنامه بگذاریم، دقیقتر به آنچه روی داده بنگریم و صرفاً جنایت علیه بشریت را در لابهلای سطور موجود در این اساسنامه خلاصه نکنیم، منصفانه است که عواقب ترور فرودگاه بغداد را جنایت و خیانتی علیه بشریت بدانیم. به قتل رساندن قهرمان مبارزه با تروریسم و حافظ و پاسدار امنیت ابنای بشر در یک تحلیل منطقی و نگاه عقلانی خود جراحتی کاری بر پیکره انسانیت و خدمت به همان قاتلان و جنایتکاران علیه بشریت است. چگونه میشود افرادی را که حامی و عامل صیانت از جان و مال آدمی هستند، بکشند و به آن جامعه بشری آسیب و گزندی وارد نشود؟ از بین بردن پایههای حفظ و نگهبانی از جامعه جهانی خود سبب بروز خطر و ایجاد آسیب بیشتر بر آن است. این عمل را چه میتوان نام نهاد؟ آیا جنایت علیه آدمی و حقوق حقه او نیست؟
گرچه باید اشاره کرد و متذکر شد، حملهای که شب سوم ژانویه ۲۰۲۰ در فرودگاه بغداد به وقوع پیوست، هم سازمانیافته بود و هم گسترده. به قدری گسترده که میلیونها انسان را داغدار و محزون کرد. همچنین علم به ارتکاب آن توسط عاملان و آمران ترور نیز وجود داشت. این جنایت از منظر گستردگی و در برداشتن مقاصد سیاسی و آثار و عواقب زیانبار و مهم نیز کاملاً مشهود و مسلم است. کماکان پس از گذشت دو سال از آن شب، هنوز هم تحلیلگران بسیاری در خصوص عواقب و آثار ویرانکننده این حادثه شوم برای امنیت منطقه، بحث و تبادلنظر مینمایند که خود حکایت از ابعاد وسیع این ترور ناجوانمردانه دارد.
اگر مجامع بینالمللی و داعیهداران صلح و حافظان حقوق انسان در پی محکوم کردن و برخورد کیفری با عاملان چنین ترور شنیع و ناجوانمردانهای برنیاید، خیانتی دو چندان و بزرگتر در حق عالیترین مفاهیم و ارزشهای انسانی و بشری کردهاند. ژنرال سلیمانی تنها یک مستشار نظامی نبود. او در قامت دیپلماتی کارکشته ولو غیررسمی و رایزنی دلسوز و مدبر در میادین گوناگون و بحرانهای متعدد منطقهای حضور داشت. بسیاری از خصومتهای مذهبی و قومی را حل و فصل میکرد. سردار به برقراری صلح از افغانستان و پاکستان تا سوریه و عراق و به شکلگیری و تحکیم روابط سازنده میان دول خاورمیانه کمک شایانی کرده است. همه آنچه مدعیان صلح جهانی در به سر انجام رساندن آن عاجز و ناتوان بودهاند، توسط ژنرال ایرانی و همراهان شهید مطهرش محقق شده است.
برای پاسداشت چنین ارزشهای ذاتی و متعالی هم که شده، باید در پی تعقیب متجاوزان به حقوق بشر و عاملان ترور رفت. از دست دادن ژنرال حافظ امنیت و حامل صلح و مودت برای میلیونها انسان حزنانگیز و دردآور است. چنین جنایتی هرگز نباید از جانب محافل حقوقی و مجامع بینالمللی بیپاسخ بماند؛ چراکه سکوت در برابر این جنایت، خیانت بر بشریت است.
* حقوقدان