
امیر کوشا
شیرینی پیروزی نوجوانان ایرانی مقابل نایب قهرمان اروپا را میتوان با یک پرسش همراه کرد: «نوجوانانی که امروز هم سن و سالان هلندی خود را در جام جهانی شکست میدهند، ده سال بعد وقتی جانشین بزرگسالان امروزی شدند، با همین نوجوانان کنونی و مردان سازنده تیم ملی هلند چه خواهند کرد؟!»
حالا انگار آن خنده و شعف اولیه کم رنگتر میشود و جای خود را به اندیشهای میدهد که سرتا پای مان را فرا گرفته است. امروز هلند را در جام جهانی شکست میدهیم، قهرمان آفریقا را مغلوب هنرنمایی خود میکنیم و اما فردا با همین نوجوانان باید امیدوار باشیم بهتر و کاملتر مقابل قطب بزرگ و قابل احترام فوتبال اروپا باز هم پیروزی را در آغوش خود ببینیم.
بهترین چشمهای دنیا امروز در نیجریه روی سکوها نشستهاند و بازی نوجوانانی را میبینند که آینده فوتبال دنیا را میسازند. فردایی که از میان همین نوجوانان، ستارگانی جانشین برترینهای امروز فوتبال دنیا خواهند شد. هلندیها خیلی زود بهترین چهرهها را به کارخانههای بازیکن سازی آژاکس خواهند برد و ایتالیاییها نیز بر اساس روال قدیمی کاری خود، با مدارس فوتبال فیورنتینا و اینتر میلان برای جذب استعدادها وارد عمل خواهند شد. بازیکنان آفریقایی و آمریکای لاتین به سرعت مورد توجه همین چشمهای تیزبین قرار میگیرند و فضایی برای همین بازیکنان به وجود میآید تا خیلی زود استعداد خود را شکوفا کنند. نمونه بارز این ستارهها را میتوان در بازیکنانی مانند لیونل مسی، یایا توره و یا حتی مایکون دید. بازیکنانی که در سنین بسیار پایین شانس استفاده از بهترین امکانات ممکن را پیدا میکنند و آرام آرام مبدل به بهترینهای جهان فوتبال میشوند.
آیا امکاناتی که از امروز در اختیار پیام صادقیان، کاوه رضایی و. . . قرار میگیرد قابل قیاس با آنچه بازیکنان نوجوان و جوان هلندی، ایتالیایی، برزیلی و حتی غنایی و نیجریهای و. . . در اروپا خواهند داشت هست؟! آیا نهالهای خوش قامت امروز فوتبال ایران در همان فضایی رشد میکنند که ستارگان فردای دنیای فوتبال شانس و اقبال برخورداری از آن را خواهند داشت؟ بازیکنانی که امروز در شرایطی به مراتب غیرحرفهای تر از بازیکنان هلند رشد کرده اند، در سنی که همه چیز به تکنیکهای خود آموخته و کار روحی روانی مربیان خلاصه میشود، هلندی را شکست میدهند که بازیکنانش از روز پا به توپ شدن تا آخرین ثانیهای که در زمین فوتبال حاضر میشوند برای لحظه به لحظه زندگی خود در زمینههای تمرینی، تغذیه، استراحت و. . . برنامه دارند.
این چنین رویداد بزرگی را نمیتوان به حوادث مرتبط کرد. کسانی که امروز چنین افتخاری را یک حادثه و اتفاقی نادر که هرازچندگاهی به دست میآید و نمیتوان به آن اتکا کرد وعرفی میکنند، خود به خوبی میدانند آنچه از این پس برای رشد این ستارهها در اختیارشان قرار خواهند داد، قابل قیاس با مدلهای حرفهای سراسر دنیا نیست!
میتوان دو راه حل را برگزید. یا مانند کشورهای آفریقایی تن به قراردادهایی غیر انسانی بدهیم و حاضر شویم اختیار بازیکنان نوجوان فوتبال کشورمان را در ازای قراردادهایی یک طرفه و ترکمانچای گونه به تیمهای اروپایی بدهیم تا شاید در سایه امکانات و توجه آنها، ستارههای امروزی مان نه به هرز بروند و نه از امکانات فوق حرفهای محروم شوند. چنین معاهدهای عاقبتی دارد مانند از دست رفتن کیفیت و ارزش لیگ. سالها بعد بازیکنانی خواهیم داشت که اگر بسیار خوش اقبال باشیم و آنها را مانند بسیاری از بازیکنان کنونی تیمهای ملی آلمان، پرتغال و فرانسه و. . . که چند ملیتی هستند در اختیار تیمهای اروپایی نبینیم، هرگز از هنر آنها بجز در تیم ملی سود نخواهیم برد.
راه حل دوم اما منطقیتر است. ما هم بسازیم. . . آن چه اروپاییها برای خود میسازند، علمی که به روز میکنند و آن را با ابزار ما برای بالا بردن پرچم شان استفاده میکنند. ما هم امروز برای ساختن نوجوانانی که بتوانند 10 سال دیگر در جام جهانی، بدون ترس قهرمان آفریقا را شکست بدهند، نایب قهرمان اروپا را در تمام بازی مقهور هنر ذاتی شان کنند و البته آقایی را به نام فوتبال ایران بنویسند. از امروز میتوان برنامهای داشت برای نوجوانانی که قرار است فردا متولد شوند و البته نسل پنجم و شاید ششم جامعه ما را بسازند. روزی مقابل هلند ایستادن و کم گل خوردن برای مان آرزو بود. امروز آنها را مغلوب میکنیم.
اتفاق بزرگی در ورزش ایران افتاده است. نوجوانان والیبال ایران قهرمان جهان میشوند. . . جوانان والیبال در جهان آقایی میکنند. بسکتبالیستهای مان حالا مایه مباهات قاره کهن در جهان میشوند و احساس میکنیم که عمر اتکا کردن صرف به ورزش فردی به پایان رسیده است. اما این آرزو که فردا با همین شیربچهها در جهان آقایی خواهیم کرد یا نه نباید تبدیل نافرجام باقی بماند. این نباید، در گرو ساختن است. ساختن فضایی مناسب برای رشد نهالهای ورزش ایران.