
اگر تا دیروز جنگ نظامی به عنوان یک حربه تبلیغاتی برای ایجاد جنگ روانی به منظور تهدید کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران روی میز آمریکا بود تا براساس آن تحریمهای اقتصادی در عرصه گفتوگوهای جهانی به منظور جلوگیری از انرژی صلحآمیز هستهای ایران را تشدید بخشد، امروز دامن زدن به اغتشاشات و حمایت از گروهها و شخصیتهای سیاسی معارض در دستور کار آمریکا قرار گرفته است، البته آمریکا این شیطان بزرگ - لقب مناسبی که از سوی حضرت امام(ره) نصیبش شد- نیک میداند که جمهوری اسلامی ایران همانطور که در عرصه تهدیدات سخت و نظامی او را زمینگیر کرد و هیچ وقت نتوانست و نخواهد توانست این استراتژی شکننده را درباره ایران پیاده کند، در جنگ نرم هم، تهدیدات او به سنگ خواهد خورد و اینگونه اتخاذ تصمیم و راهبرد برای بیاثر کردن اقدامات صلحآمیز هستهای ایران به اعتبار جهانی او بیشتر ضربه خواهد زد تا موقعیت ایران در منطقه و جهان.
پرواضح است آمریکا در مباحث هستهای که کارشکنی میکند فقط برای جلوگیری از رشد و پیشرفت نظام اسلامی نیست اگرچه یکی از اهدافش میتواند باشد.
بیشک مسأله مهم و راهبردی برای آمریکا، از میان برداشتن نظام جمهوری اسلامی است که منافع او و ایادی آن را در منطقه به خطر انداخته و اجازه دخالت در امور داخلی و تا حدودی منطقهای را از او سلب کرده است به همین منظور هربار با استفاده از فرصتهای به وجود آمده سعی کرده ایران را برای مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی ناتوان کند.
آدم ارلی، سفیر آمریکا در بحرین که پیش از این و در دوران ریاست جمهوری جورج بوش سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بود در جلسهای در منامه تأکید کرده که آمریکا قصد دارد در ماههای آینده حمایت خود را از اصلاحطلبان در ایران رسمی و علنی کند و اشاره کرده که کاخ سفید همزمان با انجام مذاکرات ایران و 1+5 نحوه حمایت از رهبران معارض جدید در ایران را پیگیری میکند.
ارلی سپس به توصیف دقیق گام بعدی آمریکا پرداخته و گفته است: اگر مذاکرات ژنو موفقیتآمیز نباشد و در آن پیشرفتی حاصل نشود آمریکا قصد دارد همزمان با تشدید تحریمها، اعمال فشار سیاسی علیه ایران را با حمایت «رسمی»، «علنی» و «گسترده» از سوی موسوی و خاتمی وسعت بخشد چرا که هیچ فشاری به دولت ایران بدون تقویت جریانهای طرفدار غرب در ایران کارساز نیست.
این موضعگیری علنی فرد آمریکایی و آشکار کردن سیاستهای مداخلهجویانه زمانی مطرح میشود که موسوی در بیانیه 14 خود که به مناسبت 13 آبان صادر کرد آمریکا و اسراییل را به عنوان نماد استکبار و این روز را به عنوان مبارزه ملی با استکبار حذف کرد و این چراغ سبزی برای آمریکا شد.
ارلی در سخنان خود تأکید میکند: مردم ایران میدانند که موسوی و خاتمی به ما نزدیک هستند و اگر این موضوع رسماً اعلام شود آنگاه احساس خواهند کرد راه گریز از تحریمهای آمریکا روی آوردن به آنهاست.
او تصریح میکند که تحت هر شرایطی حمایت از اصلاحطلبان در ایران جزو گزینههای اصلی سیاست اوباما باقی خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت خواهیم کرد.
این اظهارات صریح و بیپرده مقام آمریکایی نشان میدهد حمایت علنی از اصلاحطلبان غربگرا و معارضان نظام اسلامی در دستور کار نظام راهبرد آینده آمریکا درباره جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
با نگاهی گذرا به سیاست پایدار آمریکا مبنی بر شکست دادن جمهوری اسلامی در عرصههای بینالمللی، معلوم میشود که سیاست اوباما درباره ایران همان سیاستی است که دولتمردان پیشین آن کشور از جمله جورج بوش اختیارکرده بودند، با این تفاوت که بوش همواره از طریق تهدید سخت، گزینه نظامی را روی میز خود داشت ولیکن اوباما از طریق تهدید نرم، گزینه حمایت از گروههای مخالف و اصلاحطلبان غربگرا را در دستور کار راهبرد آینده خود قرار داده است.