کد خبر: 107742
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۸۸ - ۲۳:۰۶
نگاهی به جامعه نخبگان
در شماره نخست این یادداشت با اشاره به اهمیت و جایگاه بصیرت، بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص مردودی برخی از خواص در انتخابات اخیر را متذکر شدیم و اینک در ادامه قصد داریم به چرایی عدم قبولی خواص و نخبگان به عنوان مهم‌ترین سؤال در این ارتباط و علل این نقیصه از منظر رهبر معظم انقلاب اشاره کنیم.
الف) تأثیر بی‌بصیرتی بر رفتارهای غلط
مقام معظم رهبری با تأکید بر اینکه منشأ بعضی از رفتارها و کارهای غلط بی‌بصیرتی است، می‌فرمایند: «باید بصیرت داشت. آنچه که انسان از نخبگان جامعه و جریانات سیاسی و گروه‌های سیاسی انتظار دارد، این است که با این حوادث، با این خطوط دشمن، با بصیرت مواجه بشوند؛ با بصیرت. اگر بصیرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خیلی از رفتارهای ما ممکن است تغییر پیدا بکند، آن وقت وضعیت بهتر خواهد بود. بعضی از کارها از روی بی‌بصیرتی است.» اما چه رفتارهایی از سوی نخبگان و خواص در انتخابات و حوادث پس از آن به جهت ضعف بصیرت سیاسی بروز کرد که از جمله پیامدهای آن حراج اعتماد عمومی و تاراج امنیت و منافع ملی بود؟
مروری بر رفتار نخبگان و خواص در سه مقطع، قبل، حین و بعد از انتخابات پاسخ پرسش فوق را روشن می‌سازد.
1 - عملکرد نخبگان پیش از انتخابات
متأسفانه از نخستین روز پس از انتخابات نهم ریاست‌جمهوری، نخبگان و خواص منتسب به جریانی که مخالف پیروزی آقای احمدی‌نژاد بود، تمامی هم و غم خویش را در راستای تخریب چهره شخص رئیس‌جمهور و دولت وی به کار گرفتند که بارها مورد مخالفت صریح رهبر معظم انقلاب واقع شد. افراط در این مسیر سبب شد تا بارها رهبر معظم انقلاب نسبت به تخریب و نقد غیرمنصفانه دولت نهم هشدار داده و از همان ابتدا خواستار تبدیل رقابت‌ها به رفاقت شدند، اما شدت این روند باعث شد در شرایطی که هنوز کابینه دولت دهم به طور کامل شکل نگرفته بود معظم‌له انتقادات بی‌رویه را مورد تقبیح قرار داده و از تعجب خودشان از کسانی که 10 سال سکوت کرده و اینک برای مسائل کوچکی پا به زمین می‌کوبیدند، سخن به میان آوردند.» ادامه این روند سبب شد تا رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های عید فطر سال گذشته نسبت به رواج اخلاق بی‌انصافی در کشور ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف تبلیغات زود هنگام انتخاباتی شدند که پوششی برای انتقاد غیرمنصفانه و تخریب دولت به حساب می‌آمد.
با این وجود، جریانی که موفقیت‌های دولت را زمینه‌ساز پیروزی بعدی آقای احمدی‌نژاد ارزیابی می‌کرد، منفعت خویش را در پذیرش سکوت نمی‌دانست بنابراین چیزی از هجمه علیه دولت نهم کاسته نشد تا جایی که مقام معظم رهبری در تذکری کم‌سابقه از نقد غیرمنصفانه به عنوان بی‌بندوباری در گفتار یاد فرموده و به چنین کسانی وعده عذاب الهی دادند. استمرار روند تخریب‌ها علیه رئیس‌جمهور و زیر سؤال بردن عملکرد دولت نهم در جریان انتخابات دهم که در قالب پیامک‌سازی، تولید هزاران لوح فشرده و استفاده ابزاری از برخی هنرپیشه‌ها و راه‌اندازی میتینگ‌های تبلیغاتی بر ضد احمدی‌نژاد وارد مرحله جدیدی شد، تأثیر زیادی در بروز حوادث غیر منتظره انتخابات دهم داشت.
2 - رفتار انتخاباتی نخبگان در جریان برگزاری انتخابات دهم
- بسترسازی برای زیر سؤال بردن نتیجه انتخابات از طریق تشکیل کمیته صیانت از آرا با وجود مخالفت صریح مقام معظم رهبری همچنان ادامه یافت. مقام معظم رهبری در واکنش به تشکیل این کمیته عاملان آن را دوستان غیرمنصفی خواندند که بدتر از دشمنان منصف عمل کرده و به سلامت انتخابات خدشه وارد می‌سازند.
- ارتباط‌گیری با عوامل بیگانه که مورد اعتراف تحلیلگر رسمی سفارت انگلیس قرار گرفت.
- دروغگو جلوه دادن رئیس‌جمهور بر اساس اصول جنگ روانی که می‌گوید دروغ هر چه بزرگ‌تر باشد در صورت تکرار مورد قبول افکار عمومی قرار می‌گیرد.
- دو قطبی کردن جامعه با استفاده از علائم رنگی که خود تأثیر بسزایی در ایجاد انقلابات رنگی و فراهم ساختن زمینه آن در کشور داشت.
- سوء استفاده از مقدسات مذهبی از جمله رنگ سیادت، ارزش‌های انقلابی و خط امام(ره) تا جایی که ملعبه برخی از معاندین و هوسرانان گردید.
- بهره‌برداری از شیوه‌های غیراخلاقی در تبلیغات انتخاباتی
- ایجاد درگیری بین ستادهای انتخاباتی که در سایه سوء‌استفاده از اوباش محلات به دستور عناصر مشکوک و مرتبط با عوامل بیگانه صورت می‌پذیرفت.
- زیر سؤال بردن قانون اساسی به عنوان میثاق ملی که در قالب شعارهای انتخاباتی برخی از نامزدها بروز می‌یافت. در این ارتباط یکی از نامزدها در جریان سفر انتخاباتی خود به مشهد مقدس که در اوائل اردیبهشت انجام شد رسماً اعلام کرد که به نظارت استصوابی اعتقادی ندارد. وی همچنین ادعا کرد: می‌توانیم بگوییم از آنجایی که نظارت استصوابی با روح قانون اساسی سازگار نیست بهتر است مردم را آزاد بگذاریم و در این راه کوشش کنیم که در چارچوب قانون اساسی این موضوع را در جامعه راه بیندازیم که نظارت استصوابی هزینه دارد، به نفع کشور نیست و مخالف یک انتخابات رقابتی است.
- سوء‌استفاده از فضای آزاد کشور جهت معرفی خود به عنوان منجی و فرشته نجات که در قالب کافی ندانستن آزادی‌های موجود توسط یکی از نامزدهای اصلاح‌طلبان مطرح می‌گردد. میرحسین موسوی در جمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر این که آزادی شعار نیست که از آن خوف داشته باشیم اعلام کرد انقلاب کردیم تا آزاد باشیم. وی افزود: «اعتقاد دارم این موضوع یک گفتمان اصلی است و در تمام صحنه کشور این قدر قدرت داریم که آزادی را گسترش دهیم و آینده کشور در گرو بسط این آزادی‌ها است.»
- اقلیت خواندن اصولگرایان جهت بزرگ‌نمایی در جریان مخالف آنها که از سوی برخی از شخصیت‌های نظام القا می‌گردید. چنانچه آقای هاشمی‌رفسنجانی در خطبه‌های چهارم اردیبهشت ماه اعلام کرد اگر اکثریت مردم در انتخابات شرکت نکنند این اقلیت خواهد بود که کاندیدای خود را تحمیل خواهد کرد. وی تأکید کرد با محوریت قانون حقیقت را بگویید.3- رفتار انتخاباتی نخبگان پس از انتخابات دهم
با اعلام نتایج انتخابات کم نظیر ملت مسلمان ایران مدعیان قانون‌گرایی با عدم پذیرش نتیجه آرای مردم حلاوت این حماسه شیرین را به کام ملت تلخ کرده و با کمرنگ ساختن دستاوردهای آن در عرصه بین‌المللی مانع بهره‌برداری از ثمرات آن شده و رفتاری از خود بروز دادند که در 30 سال گذشته مسبوق به سابقه نبوده است. پاره‌ای از اقدامات نخبگان پس از انتخابات دهم عبارتند از:
1- عدم پذیرش نتیجه انتخابات به بهانه تقلب و ارتکاب به این جرم بزرگ
2- درخواست بدون استدلال و منطق ابطال کامل انتخابات
3- فراخوان عمومی جهت تجمعات غیر قانونی در شهرهای مختلف کشور به ویژه تهران
4- بسترسازی شرایط جهت سوء‌استفاده اجانب و عناصر ضد انقلاب
5- ایجاد زمینه ناامنی و تشنجات سیاسی و اجتماعی
6- تحریف شعارهای اصیل انقلاب و آرمان‌های حضرت امام(ره) نظیر مرگ بر آمریکا و اسراییل
7- ملکوک ساختن چهره نظام در عرصه بین‌المللی با وارد ساختن اتهامات بی‌اساس
8- عدم تمکین به خواست مردم و زیر سؤال بردن جمهوریت نظام با نامشروع دانستن دولت منتخب مردم
9- سناریوسازی جهت سوء‌استفاده از حوادث پس از انتخابات
10- ساختارشکنی و عبور از خط‌قرمزهای نظام
11- اتهام‌افکنی علیه نهادهای قانونی با انجام اقدامات غیر قانونی
12- بسترسازی جهت اجرای انقلاب رنگی تحت پوشش موج سبز
13- تحمیل هزینه‌های فراوان سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به نظام
14- بسترسازی جهت جنگ روانی علیه نظام از طریق نامه‌پراکنی
15- ایجاد انشقاق و شکاف در صفوف نخبگان و خواص جامعه
16- برگزاری راهپیمایی و تجمع بدون مجوز قانونی و فراهم‌ ساختن زمینه حمله به بیت‌المال و مراکز نظامی
17- عدم هرگونه همکاری با مراجع قانونی جهت کاهش اختلافات
18- سیاسی کردن مسائل حقوقی و عدم پذیرش مسؤولیت اقدامات قانونی خویش
19- اعتمادسوزی و سلب اعتماد عمومی نسبت به نهادهای نظام
20- دعوت به استمرار اغتشاشات خیابانی از طریق نهضت بیانیه نویسی
برخی از عوامل و علائم عدم بصیرت کافی در برخی از نخبگان عبارتند از:
1- به‌کارگیری نیروهای اجتماعی آموزش ندیده در عرصه فعالیت‌های سیاسی به ویژه رقابت‌های انتخاباتی که به شکل گسترده از سوی نخبگان صورت می‌پذیرد.
2- تصمیمات ناآزموده خواص و نخبگان در سطح گسترده که از نتایج آن درگیری و آشوب میان گروه‌های سیاسی است.
3- بزرگنمایی در احتمال پیروزی کاندیدای یک جناح خاص که از طریق پیشگویی‌های بی‌مبنا و نظر سنجی‌های جعلی صورت می‌گیرد.
4- ورود احزاب و گروه‌های سیاسی جدیدالورود به عرصه رقابت‌های سیاسی که به دلیل فقدان تجربه لازم و عدم بلوغ سیاسی به سرعت میدان بازی را به هم ریخته و رقابت سیاسی را به صحنه درگیری سیاسی تبدیل می‌کند.
5- عدم آشنایی احزاب سیاسی با خواست و مطالبات مردم و در نتیجه عدم امکان آن به سیستم سیاسی
6- برخورد عجولانه و احساساتی واکنشی نخبگان بدون در نظر گرفتن عواقب و پیامدهای آن
7- عدم انسجام درونی نخبگان و احزاب سیاسی که تأثیر منفی زیادی بر روند تصمیم‌سازی، انتخاب کاندیدا و هواداران آنها دارد.
8- عدم نگرش به رقابت سیاسی به عنوان یک فن یا علم توسط نخبگان فکری و عملیاتی
9- عدم پایبندی نخبگان سیاسی دو جناح به رعایت الگوهای رقابتی
10- عدم رعایت خطوط قرمز و منافع ملی توسط جناح‌های بازیگر در عرصه رقابت‌های سیاسی
11- عدم سازگاری میان راهبردهای کلان کشور با عملیات سیاسی احزاب و گروه‌ها
12- وجود شکاف میان نخبگان فکری جامعه با نخبگان اجرایی که منجر به دو گانگی رفتاری می‌شود.
13- عدم وجود چارچوب تعریف شده و برنامه‌های مدون جهت رقابت‌های انتخاباتی
14- غفلت بازیگران سیاسی و نخبگان از کلی‌نگری و آینده‌نگری به جهت غلبه مسائل روزمره سیاسی
15- فاصله نخبگان و خواص از واقعیات جامعه که منجر به تحلیل غلط و شناخت نا صحیح آنها از عرصه سیاسی و نهایتاً عدم توان پیش‌بینی مسائل سیاسی می‌شود و ناتوانی در پیش‌بینی صحیح از وقایع انتخاباتی منجر به رویارویی با رخدادهای غیرمترقبه که گاهاً منجر به رفتارهای نامتعارف می‌شود.
16- تقلیدگرایی نخبگان از الگوهای بیگانه که مانع خلاقیت و رشد عقلانیت شد منجر به خدشه‌دار شدن استقلال هویتی میان هواداران احزاب شده و در برخورد با صحنه‌های غیرمنتظره بروز ستیزه جویی و برخوردهای فیزیکی را در پی دارد.
17- قائل نبودن شعور و آگاهی کافی برای مردم توسط نخبگان سیاسی که به دلیل ضعف واقعیات اجتماعی از تحلیل رفتار مردم عاجز مانده‌اند.
18- عدم توجه به اصل لزوم پرورش و تربیت سیاسی نخبگان به عنوان متغیرهای دخیل در وحدت و انشقاق ملی
19- عدم رعایت اصول رفتاری در رقابت‌های سیاسی که آن را به پیکارهای سیاسی بدل می‌سازد.
20- عدم‌التزام عملی به منافع ملی و عدم وجود تصویر ذهنی از آن در احزاب سیاسی.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار