کد خبر: 1075669
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۴۰۰ - ۲۲:۳۰

پرونده مردی که اعضای خانواده‌اش را به طرزی دلخراش شکنجه کرده در دادگاه کیفری یک استان تهران در حال بررسی است.
متهم پس از ۲۷‌سال زندگی مشترک، همسرش را با وارد کردن ضربات قمه تا پرتگاه مرگ کشانده است. زن جوان که کارشناس حقوق و کارمند یک نهاد رسمی است در جریان حادثه یک دستش از مچ قطع شده و بینایی یک چشمش را هم از دست داده است. این زن برای شوهرش درخواست قصاص داد و گفت که حاضر به گذشت نیست.
جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران در حال بررسی است. روز گذشته بعد از این که رسمیت جلسه اعلام شد نماینده دادستان توضیح داد: متهم پرونده مردی ۵۶‌ساله به نام سامان است که از دهم آذرماه سال قبل به اتهام توهین به مقدسات، شروع به قتل همسرش و قطع عضو وی بازداشت شده است. متهم با قمه ضربات زیادی به سر و نقاط دیگر بدن وی وارد کرده و با تصور این که همسرش فوت شده وی را رها کرده است. متهم در جریان تحقیقات اعتراف کرده است که برای قتل همسرش اقدام کرده بود و انگیزه‌اش را هم بدگمانی اعلام کرده است. متهم مدعی شده که عکس‌هایی از وی دیده است، اما تحقیقات انجام شده نشان داده است که ادعای متهم درست نیست.
سپس همسر متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت که به شکایت خود باقی است و برای متهم درخواست اشد مجازات دارد. او گفت: زمانی که سامان به خواستگاری‌ام آمد من کارمند بودم و دوران دانشجویی‌ام را سپری می‌کردم. او من را فریب داد و با ادعای این که تلاش می‌کند من را خوشبخت کند گولم زد و با او ازدواج کردم. خیلی زود فهمیدم که حرف‌هایش دروغ بود؛ چرا که خیلی زود اذیت‌هایش شروع شد. بعد از ازدواج خیلی زود باردار شدم و دوران بارداری‌ام را در خانه پدرم سپری کردم. در همان شرایط درخواست طلاق دادم و در حال انجام کار‌های قانونی‌اش بودم که به سراغم آمد و گفت از کاری که کرده پشیمان است و تعهد می‌دهد که دست از اذیت کردنم بردارد. به هر حال به خاطر این که بچه‌های دوقلویم به دنیا آمدند قبول کردم و به خانه برگشتم. دو ماه از تولد دوقلو‌ها گذشته بود که اذیت‌هایش شروع شد و مدعی شد که بچه‌ها مال او نیستند. در این باره با برادرش حرف زدم و خواستم که مشکل او را حل کند. برادرش هم با او حرف زد تا این که تا مدتی در این باره حرف نزد. اما خیلی زود دوباره شروع کرد. برای شکنجه کردن من، بچه‌ها را از پا می‌گرفت و می‌گفت که «باید بگویی بچه‌ها مال من نیستند و الا آن‌ها را می‌کشم.»
شاکی ادامه داد: سامان من را به شدت کتک زد به طوری که دنده‌هایم شکست و در بیمارستان بستری شدم. بعد علیه او شکایت کردم و به خانه مادرم رفتم، اما او خیلی زود با وثیقه از زندان آزاد شد.
زن جوان در شرح حادثه هم گفت: آن روز در خانه مادرم بودم که پیغام فرستاد به خانه برگردم و او از خانه می‌رود. چون دخترم کرونا گرفته بود مجبور شدم به خانه برگردم تا مراقب او باشم. او قبول کرده‌بود که در خانه نباشد. در خانه بودم که متوجه شدم پشت در است. خواستم فرار کنم که اولین قمه را زد که بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم که سه‌ماه در حال کما بوده‌ام و فهمیدم که چه بلایی به سرم آمده است.
الان یک سال است که مرخصی گرفته‌ام و نمی‌توانم با وضع جدیدم کنار بیایم برای همین درخواست قصاص دارم و حاضر نیستم که او را ببخشم. در ادامه دختر و پسر شاکی نیز در جایگاه حاضر شده و جزئیاتی از شکنجه‌های پدرشان را برای دادگاه شرح دادند. سپس ادامه جلسه به روز دیگری موکول شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار