سالگرد شورش در کنگره در ششمین روز سال میلادی جدید آن قدر با واکنش در امریکا همراه بوده که انگار شورشی دیگر در ایالات متحده برپا شده است. بسیاری از چهرههای سیاسی و مقامات نسبت به بروز دوباره شورش هشدار دادهاند و «کامالا هریس» معاون بایدن، شورش در کنگره را به حمله ژاپن به امریکا در جنگ جهانی دوم و حملات ۱۱ سپتامبر تشبیه کرد. در شرایطی که بسیاری از سیاستمداران امریکایی نسبت به حرکت خزنده این کشور به سمت جنگ داخلی هشدار میدهند، این جای پرسش است که پرادعاترین ارتش نظامی جهان تا چه حد توانایی و آمادگی مقابله با درگیری داخلی و فروپاشی از درون را دارد؟
به گزارش «جوان»، اگر کنگره امریکا تا دو سال پیش سال نو میلادی را با جشن و مراسمهای شادی برگزار میکرد، از پارسال رویدادی به نام شورش در کنگره به نخستین جلسات نمایندگان در آغاز سال میلادی افزوده شد و امسال هم اولین جلسات کنگره با یادآوری و سالگرد شورش سال گذشته آغاز شد. شورش در کنگره امریکا برای مقامات و مسئولان این کشور آنقدر تلخ و زننده است که گویی آرزوی امریکایی «شهری بر فراز تپه» دیگر دستیافتنی نیست.
در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، گروهی از حامیان ترامپ برای اعتراض به قانونگذاران به دلیل تأیید نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ وارد ساختمان کنگره امریکا شدند. در این حادثه، یک معترض به ضرب گلوله پلیس کشته شد و تعداد زیادی از نیروهای انتظامی و معترضان زخمی شدند. محاصره ۶ ژانویه بزرگترین حمله به ساختمان کنگره ایالات متحده از زمان سوزاندن این ساختمان به دست ارتش انگلیس در جنگ ۱۸۱۲ بود.
پنج شنبه گذشته نیز در کنگره امریکا مراسم سالگرد شورش ۶ ژانویه با سخنان سناتور دموکرات «پاتریک لیهی»، وارد فضایی پرشور شد و این سناتور گفت امریکاییها در ۶ ژانویه به یک اوباش تبدیل شدند و به قانون اساسی این کشور پشت کردند. «چاک شومر»، رهبر دموکراتها در مجلس سنای امریکا نیز از دیگر سخنرانان سالگرد شورش در کنگره بود که در سخنان خود هشدار داد که تلاشها برای سرنگونی نظام دموکراتیک امریکا از سال گذشته تاکنون همچنان ادامه دارد و مجالس ایالتی تحت کنترل جمهوریخواهان در تلاش برای تصویب تدابیر جدیدی هستند که به آنها قدرت میدهد تا نتایج انتخابات فدرال را در حوزه قضایی خود کنار بگذارند.
رئیسجمهور اسبق امریکا: در لبه پرتگاهیم
همزمان «جیمی کارتر» رئیسجمهور اسبق امریکا هشدار داد، ملت امریکا بر لبه پرتگاه قرار گرفته است. کارتر در یادداشتی به مناسبت سالگرد حمله به ساختمان کنگره نوشت: «در معرض خطر حقیقی درگیری داخلی و از دست دادن دموکراسی با ارزش خود هستیم.»کارتر در این یادداشت که در روزنامه «نیویورکتایمز» منتشر شده است، نوشت: «پس از گذشت یک سال، ترویجدهندگان این دروغ که انتخابات دزدیده شد، یکی از احزاب سیاسی را در دست گرفتهاند و بیاعتمادی به نظام انتخاباتی ما را شعلهور میکنند.»
همچنین «کامالا هریس»، معاون بایدن، شورش در کنگره را به حمله ژاپن به امریکا در جنگ جهانی دوم و حملات ۱۱ سپتامبر تشبیه کرد و گفت: «همه ما در این روز شاهد بودیم اگر نیروهایی که بهدنبال نابودی دموکراسی ما هستند موفق شوند، ملت ما چه شکلی خواهد داشت.»پس از هریس، جو بایدن، رئیسجمهور امریکا نیز در کنگره برخلاف رویه همیشگیاش از رئیسجمهور سابق امریکا انتقادهای تندی کرد، او را دروغگو خواند و نسبت به آینده این کشور بهدلیل رشد گروههای افراطی هشدار داد.
ارتش امریکا در برابر شورش داخلی ناتوان است
رسانههای امریکایی نیز همزمان با سالگرد شورش در کنگره امریکا به وضعیت این کشور پس از این رویداد پرداختند. «فارین پالیسی» در یادداشتی با بیان اینکه شورش در کنگره رویدادی غیرقابل تصور بود، نوشت: رویداد غیرمنتظره شورش در امریکا به واقعیت تبدیل شده است. اوباش به ساختمان کنگره حمله کردند، تانکها در خیابانهای واشنگتن رژه رفتند و در واقع جنگ داخلی شروع شد.
در این یادداشت آمده است که طبق یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۹ از دانشگاه جورج تاون از شهروندان این کشور پرسیده شد که چقدر این کشور در آستانه «جنگ داخلی» است، و ۲۳/۶۷ درصد و تقریباً دو سوم کشورشان در لبه فرورفتن در جنگ داخلی عنوان کردند.
همچنین «استفن مارکه» در مقالهای تحت عنوان «جنگ داخلی بعدی؛ نگاههایی از آینده امریکا» که در سالگرد شورش کنگره منتشر شد، میگوید که فقط یک جرقه لازم است تا یک رویداد بزرگ تروریستی داخلی سرنوشت امریکا را تغییر دهد.
این نویسنده امریکایی در ادامه میگوید: برای دولت فدرال در واشنگتن، گسترش خشونت سیاسی گسترده در داخل مرزهای این کشور لزوماً به یک عملیات نظامی تبدیل خواهد شد. شبهنظامیان مسلح امریکایی آن قدر زیاد خواهند بود که افبیآی یا وزارت امنیت داخلی برای مقابله با آنها کافی نیستند و فقط ارتش میتواند با نیروهای شورشی مقابله کند. اما مشکل اینجاست که ارتش امریکا از نظر فرهنگی و کارکردی برای یک بازیگری در داخل امریکا طراحی نشده است، بلکه نقش آن در زندگی امریکاییها به طور خاص نقشی قهرمانگونه و مانند مادری مهربان است که جرئت خشونتورزی علیه فرزندش را ندارد. در واقع هرگونه واکنش نظامی ارتش به ناآرامیهای داخلی به احتمال زیاد از کنترل خارج میشود و به شورشی گسترده و فراگیر تبدیل میشود که با وجود همه توانمندیهای ارتش ایالات متحده، نتیجه آن کاملاً نامشخص و مبهم خواهد بود.
نویسنده در ادامه آورده است که: «ایالات متحده مانند کشورهای دیگر نیست و این کشور از دل مقاومت در برابر حکومت مرکزی متولد شد. تاریخ آن مملو از مقاومت ایالتی در برابر قدرت فدرال است و در تاریخ گذشته خود بارها مقاومت در برابر اشغال نیروهای خودی را تجربه کرده است. ایالات متحده در حال حاضر دارای طیف متنوعی از جنبشهای ضد دولتی است و بخش قابلتوجهی از مردم امریکا به طور فعال به دنبال تخریب اقتدار سیاسی هستند. افرادی که به کنگره یورش بردند، مردمان فقیر و بیکار نبودند. بسیاری از افراد حرفهای طبقه متوسط بودند که انگیزهشان نظریه توطئه بود که علیه اقتدار دولت دست به شورش زده بودند.»
همچنین کارشناسان دیگری نیز امکان مقابله دولت فدرال با شورش فراگیر در امریکا را زیر سؤال میبرند، از جمله «سرهنگ پیتر منصور»، سرهنگ بازنشسته ارتش امریکا و استاد فعلی تاریخ نظامی در دانشگاه ایالتی اوهایو معتقد است که گستردگی ایالات متحده از نظر جغرافیایی و جمعیتی، یک مشکل نظامی بزرگ ایجاد میکند. این کارشناس نظامی میگوید: «ایالات متحده یک قاره بسیار بزرگ با جمعیت زیادی است. من مطمئن نیستم که بتوانیم این همه نفر را کنترل کنیم، بلکه آنچه در شورش احتمالی خواهیم دید ظهور شبهنظامیان در جای جای این کشور است.»
این سرهنگ بازنشسته ارتش امریکا همچنین معتقد است که کنترل امریکا در شورشها فقط از طریق حکومت نظامی سراسری و سرکوب گسترده امکان خواهد داشت، اما چنین سرکوبی تا کی میتواند ادامه داشته باشد؟
فارینپالیسی در نتیجهگیری گزارش خود آورده که ایالات متحده سابقه کودتا ندارد، اما هم سابقه خشونت سیاسی رادیکال و هم ترور سیاسی و هم جنگ داخلی و شورش تحت اشغال را در تاریخ خود دارد. نتیجه معمول این درگیریها، پیروزی هیچ یک از طرفین نیست، بلکه فرسودگی همه است که اگر برنامهای برای مقابله با تکرار این رویدادها نباشد، مسیر آینده از همیشه نگرانکنندهتر خواهد بود.