مهاجرت، واژهای که طی سالهای گذشته ذهن ورزش ایران را به خود مشغول کرده وحالا به یکی از دغدغههای مهم تبدیل شده است البته مسائل مختلفی، چون دغدغههای مالی و حرفهای بیشتر در آن دخیل است و نباید همه را با یک چوب زد بهخصوص که از هزاران ورزشکار ایرانی تعداد اندکی تاکنون جلای وطن کردهاند و بیشتر ورزشکاران به رغم محدودیتها، عرق ملی داشته و به هویت ایرانی - اسلامی خود افتخار میکنند. مهاجرت، واژهای که طی سالهای گذشته ذهن ورزش ایران را به خود مشغول کرده وحالا به یکی از دغدغههای مهم تبدیل شده است البته مسائل مختلفی، چون دغدغههای مالی و حرفهای بیشتر در آن دخیل است و نباید همه را با یک چوب زد بهخصوص که از هزاران ورزشکار ایرانی تعداد اندکی تاکنون جلای وطن کردهاند و بیشتر ورزشکاران به رغم محدودیتها، عرق ملی داشته و به هویت ایرانی - اسلامی خود افتخار میکنند.
مهاجرتهای ورزشی غالباً خوشایند نیست، خصوصاً وقتی قرار بر تلاش برای کسب مدال و رفتن روی سکو زیر پرچم کشوری دیگر باشد. اگرچه سالیان سال است که مربیان ورزشی در دنیا به این شکل فعالیت میکنند، اما وقتی پای ورزشکاران به این داستان باز میشود اوضاع اندکی تغییر میکند. البته در کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس سالهاست که ورزشکاران با تغییر تابعیت و برای دریافت مبالغ قابل توجهی به فعالیتهای ورزشی خود در کشورهای عربی ادامه میدهند، اما عموماً ورزشکاران بزرگ حاضر نیستند برای دریافتی بیشتر به این مهم تن در دهند.
در ایران، اما افزایش مهاجرتهای ورزشی طی سالهای اخیر نگرانیهایی را به خصوص برای اذهان عمومی به وجود آورده است. خصوصاً بعد از آنکه ایران بعد از سوریه بیشترین ورزشکار را در تیم پناهندههای المپیک توکیو داشت؛ اتفاقی که عوامل مختلفی، چون دستیابی به شرایط بهتر ورزشی، به خصوص در رشتههای کشتی و تکواندو، انگیزههای مالی باعث آن میشود. اما همانطور که سلطانیفر، وزیر سابق ورزش نیز پیش از این بدان اشاره داشت، مهاجرتهای ورزشی ایران عموماً با انگیزههای شخصی و برای تأمین شرایط ورزشی و زندگی بهتر و کسب درآمد بیشتر است که عوامل اجتماعی، اقتصادی، تحریمها و فشارهای بینالمللی در آن نقش مستقیم دارند.
برای نمونه مربیای که در داخل ماهانه کمتر از ۲ میلیون دریافتی داشت میتوانست در خارج از کشور به ازای مربیگری سالانه یک تا دو میلیون دلار درآمد داشته باشد. در واقع تفاوت درآمدها و تلاش برای یک زندگی بهتر یکی از عوامل مهم مهاجرت است که نباید با عصبانیت اجتماعی مواجه شود. با وجود این، اما آمار ۶۰ نفره مهاجران ورزشی کشور آمار کمی نیست و نیاز به بازنگری اساسی در این زمینه دارد. خصوصاً که بسیاری از این مهاجرتها به حالت قهری در پی بیتوجهیها و عمل نکردن به وعدههای داده شده بوده است. به طوری که برای نمونه میتوان به تصمیم مهاجرت راحله آسمانی، ملیپوش اسبق وزن ۶۲ کیلوگرم تیم ملی تکواندوی ایران و نایبقهرمان بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ گوانگژو اشاره کرد که خلف وعده در دادن پاداش خانه به او باعث شد تا این بانوی تکواندوکار جلای وطن کند؛ چراکه گفته شد خانه تنها به قهرمانان و طلاییهای گوانگژو میرسد، آن هم در شرایطی که متأهل باشند.
در واقع یکی از دلایل مهم افتادن فکر مهاجرت به سر ورزشکاران خلفوعده و بیتوجهی مسئولان است. اگرچه شرایط مالی مناسب، پیشنهادات وسوسهانگیز و همچنین مهیا بودن شرایط برای پیشرفت ورزشی از جمله موارد بسیار مهم است، اما آنچه مسلم است نحوه برخورد مسئولان با ورزشکاران، بیتوجهی به آنها و وعدههایی که عملی نمیشوند نیز نقش بسزایی در مهاجرتهای ورزشی دارد. برای نمونه میتوان به نارضایتی ملیپوشان از غذا در اردوی قایقرانی تیم ملی اشاره کرد که طی آمادهسازی به آنها عدسپلو داده میشد یا تهدیدها و نحوه نادرست برخورد با برخی بازیکنان در شرایطی که در آستانه مسابقات نیاز مبرمی به آرامش ذهنی دارند. یا خواهش ملیپوش قایقرانی برای دریافت سهمیه غذای روزانه وقتی در پایان تمرین با برخوردی نادرست به او گفته میشود زمان سرو غذا تمام شده است یا دادن کلید یک منزل مسکونی به قهرمانی که بعد از خاموش شدن دوربینهای تبلیغاتی به بهانه اهدای منزلی بهتر از او بازپس گرفته میشود تا داغ خانهدار شدن به دلش بماند!
صد البته تحریمها و تحریکها به خصوص در زمینه مالی در بالا و پایین کردن آستانه تحمل ورزشکاران برای جلای وطن نقش مؤثری دارد، اما صادقانه باید گفت که در این بین با نظارت و حمایت میتوان فکر مهاجرت را از سر ورزشکاران زیادی بیرون آورد. خصوصاً که هیچ تردیدی وجود ندارد که تکتک ۶۰ ورزشکاری که طی سالهای اخیر به دلایل مختلف تصمیم به حضور در کشوری دیگر را گرفتهاند، همچنان قلبشان برای بالا بردن پرچم پر افتخار ایران میتپد و حتی اگر به زبان نیاورند آرزوی کسب مدال و ایستادن بر سکوهای قهرمانی برای کشورشان را دارند، اما جبر زمانه آنها را ناچار به اتخاذ تصمیمی کرده که بیتردید اگر آنها را به لحاظ مالی و موقعیتی نیز تطمیع کند، به لحاظ احساسی نمیتواند.
ورزش ایران تا کنون ۶۰ ورزشکار خود را به هر دلیلی از دست داده است. آمار نگرانکنندهای که میتوان با اندکی حمایت و توجه بیشتر مانع از بالا رفتن آن شد. هرچند ایران خاکی قهرمانخیز دارد و ورزشکاران متعصبی که با تمام سختیها همواره برای بالا بردن پرچم سه رنگ و پر افتخار ایران از جان مایه میگذارند، اما نادیده گرفتن نیازهای معیشتی افراد و بیتوجهیها به قولهای داده شده میتواند باعث نابودی انگیزه آنها شود و راه را برای مهاجرتهای هرچه بیشتر باز بگذارد.