مطالبات صنفی معلمان و فرهنگیان طی هفتههای اخیر که مجلس شورای اسلامی در حال بررسی و تصویب لایحه رتبهبندی معلمان بود، بخش عمدهای از توجه افکار عمومی را معطوف خود کرده بود. بیش از ۱۰ سال است که معلمان سراسر کشور چشمانتظار تصویب این لایحه هستند که هشت سال از آن در دوران دولتهای یازدهم و دوازدهم به ریاست حسن روحانی بود، اما بیتوجهی و نداشتن دولت وقت برای اجرای این لایحه موجب معلق ماندن ۱۰ ساله آن شده بود.
نهایتاً آنچه رخ داد این بود که پس از استقرار دولت سیزدهم به ریاست آیتالله سیدابراهیم رئیسی و همراهی آن با مجلس شورای اسلامی، نهایتاً روز چهارشنبه با تصویب این لایحه در مجلس، انتظار ۱۰ ساله معلمان هم به پایان رسید، با این حال برخورد اصلاحطلبان و افراد نزدیک به این طیف در قبال این اتفاق تاریخی و همچنین مواجهه با مطالبات فرهنگیان قابل توجه است، پیش از آنکه به مواضع اصلاحطلبان در قبال مسائل مربوط به معلمان بپردازیم، بهتر است بخشی از یک سخنرانی توسط حسن روحانی را اندکی پس از انتخاب مجدد او در انتخابات سال ۱۳۹۶ مرور کنیم: «برخی کارکنان، اینگونه عنوان میکنند که حقوقشان به نسبت کاری که انجام میدهند، کافی نیست، اگر از کار خود رضایت ندارید، چرا آن را انتخاب کردید و اگر کسی راضی نیست، میتواند برود و این حرف کاملاً غلط است که بگوید، حقوق من نسبت به کاری که انجام میدهم کم است.»
به نوشته فارس این صحبتهای رئیس دولت مورد حمایت اصلاحطلبان در قبال کارکنانی است که از میران حقوق خود نارضایتی دارند؛ صحبتهایی که هیچ واکنشی از سوی اصلاحطلبان به دنبال نداشت، اما حالا که طرح رتبهبندی معلمان توسط مجلس و دولت غیرهمسو با آنها به تصویب رسیده است، بد نیست نگاهی به مواضع برخی از آنها داشته باشیم.
عبدالله ناصری از فعالان سیاسی اصلاحطلب در یادداشتی که درباره مطالبات معلمان منتشر کرده، نوشته است: «طبیعی است که هیچ توصیه حکومت مسموع اکثر معلمان نباشد و این سؤال مهم از صاحب یا صاحبان اصلی حکومت که خود عامل این معیشت فقیرانه ملی هستند، پرسیده شود که چرا خزانه خالی است؟ خزانه خالی است، چون داد و ستدی نیست.»
میرزاسیدی، فردی که در گفتگو با یکی از رسانههای اصلاحطلب خود را عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان معرفی کرده است هم گفته است: «ادعاهای مجلس انقلابی برای حل مشکلات فرهنگیان، شعارهای کلیشهای بیش نیست. این دست ادعاها، تنها بازی دادن فرهنگیان بوده است، کما اینکه در طول ۱۴سال اخیر، بازنشستگان به توپ پاسکاری بین دولت و مجلس بدل شدهاند.»
گفتههای این فرد در حالی است که دولتهای یازدهم و دوازدهم مورد حمایت آنها، خود بزرگترین مانع برای تصویب لایحه رتبهبندی معلمان بودند.
محمد حبیبی هم که خود را در توئیتر سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران معرفی کرده در واکنش به تصویب طرح رتبهبندی معلمان نوشته است: «آنچه در مجلس تصویب شد یک سرهم بندی بود، نه طرح رتبهبندی. این طرح مورد تأیید معلمان و تشکلهای صنفی فرهنگیان نیست و تجمعات سراسری معلمان ادامه خواهد داشت تا رسیدن به مطالبه مطلوب.»
موضعگیریهای اصلاحطلبان و افراد نزدیک به طیف فکری آنها در قبال تصویب طرح رتبهبندی معلمان، سؤالات قابل توجهی را در ذهن ایجاد میکند، بدون تردید این طرح خالی از اشکال نبوده و شاید با نقطه مطلوبی که بتواند حق فرهنگیان و معلمان را ادا کند فاصله داشته باشد، اما همین گامی را که توسط دولتهای سیزدهم و مجلس یازدهم برداشته شد دولت و مجلس مورد حمایت اصلاحطلبان سالها از انجام آن سر باز زدند، این سؤال به صورت جدی ایجاد شده است که اصلاحطلبان و طیف حامی آنها در طول هشت سال گذشته چرا دغدغه مطالبات فرهنگیان را نداشتند؟ چرا حالا که این گام رو به جلو به منظور بهبود معیشت معلمان توسط دولت و مجلس برداشته شده است، در پی کوچک شمردن آن هستند در حالی که دولت مورد حمایت آنها هشت سال و مجلس اکثریت اصلاحطلب نیز چهار سال گام مؤثری برای معلمان برنداشت؟