پیمان زمانی - تازهترین بیانیه از بیانیههای زنجیرهای- سریالی میرحسین موسوی در آستانه روز سیزده آبان- روز اعتراض مردم ایران به سیاستهای سلطهخواهانه آمریکا- در حالی منتشر شد که در متن آن هیچ نشانهای از محکوم کردن سیاستهای آمریکا و حتی در سطح بسیار پایینتر، انتقاد از رفتارهای مستکبرانه کاخ سفید دیده نمیشود.این در حالی است که آقای موسوی در بیانیه تهی از استکبارستیزیاش، مخالفان و منتقدان خود را به تسلیم و سرسپردگی در برابر بیگانگان متهم کرده است! البته جای خالی انتقاد از آمریکا و به چالش کشیدن سیاستهای نئولیبرالیستی کاخ سفید و نقد هژمونی واشنگتن از آغازین روزهای ورود میرحسین به آوردگاه انتخابات ریاست جمهوری تا به امروز به شدت احساس میشود. افکار عمومی تشنه پاسخ مهندس موسوی به پرسشها در این باره است؛ آیا موسوی، دیدگاه منفی دوران نخستوزیریاش نسبت به کاخ سفید را مثبت کرده است؟ آیا او از مخالفت با سیاستهای واشنگتن به موافقت با این رویکردها رسیده است؟ چرا موسوی موضع خود را در خصوص آمریکا به صورت صریح و شفاف اعلام نمیکند؟ آیا پشت سکوت معنادار موسوی در قبال ایالات متحده، مسأله یا مسائلی نهفته است؟این پرسشهای سرگردان مردم را میرحسین موسوی چارهای جز پاسخگویی ندارد. اما شواهد و اسنادی در دست است که با کنار هم گذاشتن آنها شاید بتوان پازل سکوت موسوی نسبت به کاخ سفید را تا حد زیادی تکمیل کرد.قطعه شماره یک: «دان سنور» و «کریستین ویتون» دو تحلیلگر مشهور آمریکایی پس از ماجرای بعد از انتخابات طی مقالهای در روزنامه «وال استریت ژورنال» با پرداختن به این موضوع که «چگونه کاخ سفید میتواند به اصلاحطلبان ایران کمک کند؟» نوشتند:«اصلاحطلبان باید بدانند که دولت آمریکا آنها را به یاد دارد و تا آنجایی که امکانپذیر باشد آماده کمک و پشتیبانی از آنهاست.»این دو در ادامه تأکید کردند:«اوباما باید به معترضان ایران و خطدهندگان آنها در خارج از کشور بفهماند که آنها باید به کاخ سفید بگویند که به چه چیز نیاز داشته و چه انتظاری از آمریکا دارند.» سنور و ویتون در پایان خاطرنشان کردند:«ممکن است بحث منابع مالی گردهمایی طرفداران اصلاحات، سمینارها یا دیدارهای دیپلماسی در میان باشد اما مهمتر از همه، آن است که خود اصلاحطلبان ابتکار عمل را به دست گرفته و بگویند که تا چه اندازه به کمک واشنگتن نیاز دارند.»قطعه شماره دو: پیش از روی کار آمدن باراک اوباما، جورج بوش بارها حمایت کاخ سفید را از اصلاحطلبان اعلام کرد. رئیس جمهور پیشین آمریکا در آخرین سخنرانی خود در مرکز بروکینگز با صراحت گفت:«ما به اصلاحطلبان و فعالان حقوق بشر در ایران امید زیادی بستهایم. ما از اصلاحطلبان و ناراضیان سیاسی در سراسر منطقه بهویژه ایران حمایت میکنیم و با آنها همراهیم...»جورج بوش در همین سخنرانی تصریح کرد:«ما پیش از آنکه احمدینژاد بر سر کار بیاید، داشتیم به نتایج دلگرمکنندهای درخصوص موضوع هستهای ایران میرسیدیم چون آنها با توقف غنیسازی موافقت کرده بودند. متأسفانه پس از انتخاب احمدینژاد، ایران مسیر برعکسی را برگزید و اعلام کرد بار دیگر به غنیسازی دست میزند.» بهرغم حمایتهای همیشگی بوش از اصلاحطلبان، محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت در مصاحبهای با روزنامه اعتماد ملی مدعی شد که بوش بیشترین مخالفتها را با اصلاحات و اصلاحطلبان داشته است!قطعه شماره سه: گری سیک، عضو سازمان سیا و مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید در دوران دولت سیدمحمد خاتمی به ایران سفر کرد. او پس از بازگشت به آمریکا با ذوقزدگی فراوان طی مصاحبهای گفت:«چگونه خوشحالی خودم را به شما نشان ندهم در حالی که در ایران موج تازهای بر پا شده که مصمم است تومار حکومت اسلامی را در هم بپیچد و حکومتی شبیه حکومت ایران در زمان شاه و عربستان روی کار آورد. من در ایران روشنفکرهایی را دیدم که اشارات ما را دنبال میکنند؛ آنها ششلولی بالا بردهاند تا هر کس و هرچه را که با ما ناسازگار است هدف قرار دهند.»قطعه شماره چهار: باراک اوباما و هیلاری کلینتون رسماً از اعتراضات خیابانی و آشوبهای هواداران آقای موسوی و کروبی حمایت کردند.قطعه شماره پنج:در وبلاگهای هواداران تندرو آقای موسوی- سبزها- مطالب شایسته تأملی درباره اوباما و آمریکا به چشم میخورد. «عمو اوباما! جنبش نذر کرده مرگ بر آمریکا نگه»، یکی از این مطالب است که نویسنده آن از اوباما میخواهد با صراحت از گروه سبز حمایت کند؛ در غیر این صورت، سبزها مجبور میشوند نذر خود را بشکنند و شعار مرگ بر آمریکا سردهند!در سایت رسمی هواداران میرحسین(جرس)، یکی از سبزها در نوشتهای با عنوان «نامهای به آقای اوباما رئیس جمهور آمریکا»، از او و سایر دولتمردان آمریکایی میخواهد دولت ایران را تحت فشارهای شدید اقتصادی و سیاسی قرار دهند تا جمهوری اسلامی ملزم به تن دادن به خواستههای هواداران مهندس موسوی شود. نکته طنز در این نامه آن است که نویسنده از اوباما میخواهد تا دولت ایران را از نهادهای بینالمللی اخراج کند! (احتمالاً اوباما را با بانکیمون دبیرکل سازمان ملل اشتباه گرفته).قطعه شماره شش: باراک اوباما جایزه صلح نوبل خود را با یکی از کشتهشدگان حوادث پس از انتخابات تقسیم کرد و همین، ذوقزدگی وافر سبزها را در پی داشت. آنها اقدام اوباما را سبب تقویت روحیه هواداران آقای موسوی خواندند! البته اوباما از آنجا که در آستانه مذاکره با ایران قرار داشت با ظرافت و زیرکی خاص آمریکاییها این تقسیم غنیمت نوبلی را انجام داد و اسمی از فرد کشته شده نیاورد و کاملاً دوپهلو سخن گفت. اما خود سبزها برای تقویت روحیه(!) براساس گوشه و کنایههای باراک اوباما اسم فرد کشته شده را آشکار کردند.قطعه شماره هفت: مسعود بهنود، روزنامهنگار مخالف نظام و از حامیان موسوی که در خارج از کشور است طی مصاحبهای با روزنامه «ایل مانیفستو» از اینکه اوباما با صراحت و قاطعیت کاری برای سبزها نمیکند، ابراز نگرانی کرد.قطعه شماره هشت: محسن مخملباف، رئیس ستاد مهندس موسوی در خارج از کشور با انتشار نامهای در اینترنت خطاب به اوباما نوشت:« ما ایرانیها نشان دادهایم آنچه را که طی 56 سال به سبب کودتای آمریکاییها بر ما گذشت نتوانستهایم بهراحتی فراموش کنیم اما اکنون پس از تجربهای دردناک و آموزنده به اینجا رسیدهایم که بتوانیم شمار را ببخشیم. از سویی، درک میکنیم که حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری کارمندان آن از سوی جوانان انقلابی ما، شما را عمیقاً رنجانده و فراموش کردن آن برای شما بسیار دشوار است. به سهم خود از شما عذر میخواهیم و امیدواریم ما را ببخشید»!در حالی که روز 13 آبان نماد اعتراض مردم ایران به سیاستهای برتریجویانه آمریکاست، مخملباف به اوباما پیشنهاد میدهد که روز سیزده آبان، «روز دوستی ایران و آمریکا» نامگذاری شود!قطعه شماره نه: صدای آمریکا (VOA) به سبزهایی که قصد ورود به راهپیمایی 13 آبان را دارند پیشنهاد کرد از این شعار استفاده کنند:«اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما.»قطعه شماره ده: میرحسین موسوی در نخستین کنفرانس خبری خود- هفدهم فروردین- گفت:«با ایالات متحده آمریکا وارد گفتوگو خواهم شد.»