گرچه حامیان روحانی به سیاق هشت سال گذشته در پی سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیهای دولت او و تأثیر منفیاش بر عملکرد دولت رئیسی هستند، اما هر بار اخبار جدیدی بیان میشود که گوشهای از آوارهایی را که دولت تدبیر و امید بر سر دولت ابراهیم رئیسی ریخته است نشان میدهد. سرویس سیاسی جوان آنلاین: گرچه حامیان روحانی به سیاق هشت سال گذشته در پی سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیهای دولت او و تأثیر منفیاش بر عملکرد دولت رئیسی هستند، اما هر بار اخبار جدیدی بیان میشود که گوشهای از آوارهایی را که دولت تدبیر و امید بر سر دولت ابراهیم رئیسی ریخته است نشان میدهد.
برای حامیان حسن روحانی و کسانی که دو دوره انتخابات را برای او و دولتش هورا کشیدهاند، این روزها که هر بار خبری از آوارهای دولت روحانی که بر دولت رئیسی ریخته منتشر میشود، روزهای خوشایندی نیست. آنها علاقه ندارند کسی کوچکترین اشارهای به تأثیرات منفی باقی مانده از دولت آنها کند. در روزهای گذشته، روزنامه آرمان حتی تیتر یک خود را به این موضوع اختصاص داد که «گردن قبلیها نندازید، بس است» و گرچه اذعان کرده که «دولت سیزدهم میدانست در چه شرایطی دولت را تحویل میگیرد، میدانست که میراثدار ویرانهای به نام وطن خواهد بود که سالها با دست آشکار و پنهان دولتهای قبلی نابود شده و این موضوع تازهای نیست...»، اما به یکی از نمایندگان مجلس حمله کرده که چرا از شاخصهای اقتصادی «نامناسب» در دولتهای یازدهم و دوازدهم (دو دولت حسن روحانی) گفته است، در حالی که محمدرضا پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس که مورد اعتراض این روزنامه اصلاحطلب قرار گرفته، صرفاً گزارش کمیسیون متبوع خود را بررسی کرده که به موضوع «شاخصهای اقتصادی در دولتهای یازدهم و دوازدهم» پرداخته است و در خلال این بررسی، گفته که «این گزارش یک معیاری میشود برای اینکه دولت در چه شرایطی کشور را تحویل گرفته است. عملکرد هشت ساله دولتهای یازدهم و دوازدهم در خصوص شاخصهای اقتصادی کار را به جایی رساند که در پایان دولت دوازدهم شاخص سالم نداشتیم.»
این گزارشها هر قدر منطقی و منطبق بر آمارهای رسمی و هر قدر مورد اذعان خود اصلاحطلبان باشد، اما باز هم معتقد هستند کسی نباید بگوید مشکل و مسئلهای متوجه دولت روحانی است!
اما در روزهای اخیر دو خبر هم در فضای مجازی و رسانهها منتشر شد که دو رویداد تلخ از شاهکارهای دولت حسن روحانی را بیان میکند. این دو خبر در کنار سایر مواضعی از این دست، گرچه برای حامیان رسانهای روحانی ناخوشایند است، اما واقعبینانه این است که آنها خود را برای شنیدن اخبار بیشتری از این دست آماده کنند. آن زمان که فریاد منتقدان دولت روحانی از نحوه عملکرد دولت او به آسمان بلند بود، همینها را میدیدند و روشن هم بود که تأثیر این تصمیمات و عملکردهای غلط تا سالیان سال روی دوش دولتهای بعدی و بلکه در واقع امر، روی دوش مردم ایران سنگینی خواهد کرد، اما حامیان روحانی نخواستند واقعیت را بپذیرند، آنچنان که اکنون هم از پذیرش واقعیت فرار میکنند.
عموم مردم برخی از این بیکفایتیها نظیر قیمت نجومی مسکن، خودرو، ارزاق و پوشاک را عیناً در زندگی خود لمس میکنند، اما بخشی از خرابکاریها، کمکاریها و قصورها فقط در سطح کلان و مدیران اداره کشور قابل حس است و مردم ممکن است حتی در جریان اخبار مربوط به آن هم قرار نگیرند. گر چه در هر حال، آوار این خرابکاریها هم بر زندگی مردم مؤثر خواهد بود و تاوانش را ملت میدهند.
بنزین تنی ۸۵۰ دلار را ۳۰۰ دلار پیشفروش کردند!
در یکی از این خبرها، جلیل سالاری، معاون وزیر نفت در خصوص پیشفروش ۲میلیارد لیتر بنزین با قیمت ثابت در دولت قبل تصریح کرد: در دولت گذشته ۲میلیارد لیتر سوخت در حالی به قیمت ثابت ۷۴میلیون دلار پیشفروش شد که این سوخت تحویل نشد، اما درآمدش مصرف شد و تعهد تحویلش بر گردن دولت سیزدهم است. بنزین در حالی با نرخ ثابت تنی ۳۰۰ دلار پیشفروش شده که هم اکنون قیمت بنزین تنی ۸۵۰ دلار است.
معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی در نشست خبری با بیان اینکه وزارت نفت دولت قبل شرکت ملی پالایش و پخش را از هر گونه کار توسعهای سلب کرده بود، اظهار داشت: به رغم رشد مصرف انرژی، مخازن و خطوط لوله در دولت گذشته توسعه نیافت.
به گفته وی، دولت سیزدهم در حالی روی کار آمد که ۴هزار نفتکش از ناوگان حمل سوخت کشور به دلیل بیتدبیریها خارج شده بودند و از طرفی ظرفیتی نیز برای افزایش انتقال سوخت از طریق خط لوله ایجاد نشده بود.
۵۳۵هزارمیلیارد تومان بدهی اوراق که روحانی به رئیسی سپرد!
همچنین مسعود میرکاظمی، رئیس سازمان برنامه و بودجه در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: تا سال ۱۴۰۵ دولت باید ۵۳۵هزارمیلیارد تومان اصل و سود اوراق دولت قبل را پرداخت کند، دولت سیزدهم تاکنون بیشتر از آنکه اوراق بفروشد، اوراق تسویه کرده است.
میرکاظمی پیش از این نیز درباره بدهیهای گستردهای که از دولت تدبیر و امید به جای مانده هشدار داده بود. از جمله در جریان جلسه غیرعلنی مجلس مورخ ۱۸ مهرماه گفت: دولت ماهانه باید ۱۲هزارمیلیارد تومان برای سررسید اوراق فروخته شده در دولت قبل پرداخت کند و جمع هزینهای که باید بابت این موضوع تا سال ۱۴۰۴ پرداخت شود، ۵۲۳هزارمیلیارد تومان است.
در مجموع، وضعیت آشفتهای که دولت روحانی برای دولت بعد از خود برجای گذاشته را به صورت یکجا میتوان در کسری بودجه ۱۴۰۰ مشاهده کرد؛ کسری بودجهای که بین ۳۰۰ تا ۵۰۰هزارمیلیارد تومان برآورد میشود، به اعتقاد کارشناسان از ریشههای تورم و نابسامانیهای اقتصادی امروز کشور است.
خرابکاریهای اصلاحطلبان و اعتدالیون البته صرفاً در حوزه قوه مجریه نیست. در موضوع شهرداری و اداره پایتخت هم کمکاریها و قصورات این جریان سیاسی کم نیست. از جمله اخیراً مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران در بخشی از یک مصاحبه پیرامون وضعیت حمل و نقل مترویی تهران گفته است: اکنون در تهران فقط هزار واگن مترو کم داریم که برای افزوده شدن این تعداد واگنها به متروی پایتخت دو سال زمان نیاز است، یعنی به عبارتی اگر اعتبار و پول هم اکنون آماده باشد و آن را بخرند و بخشی را هم در کشور مونتاژ کنند، دو سال طول میکشد وارد ناوگان حمل و نقل عمومی شود.
او میافزاید: متأسفانه هشت سال است که هیچ واگنی به متروی تهران افزوده نشده و تعداد اندکی هم که اعلام کردند به این ناوگان اضافه شده مربوط به دورههای قبل بوده که تهیه و خرید آن صورت گرفته است، اکنون ما در تلاش هستیم با همکاری هیئت دولت و وزیر کشور چرخه حمل و نقل بر مدار مطلوب قرار گیرد، شهردار تهران برنامهریزیها را انجام داده و جلسات آن با دولت در حال انجام است و ما خواهش میکنیم و پیگیر هستیم که این رویه ادامه یابد تا حداقل دو سال دیگر این واگنها به مجموعه مترو افزوده شود.
روشن نیست تا چه زمانی آواربرداری مشکلات بر جای مانده از مدیریت شهری و ملی اصلاحطلبان از دوش ملت ایران طول خواهد کشید، اما آنچه روشن است اینکه تأکید بر انتخابهای درست در انتخاباتهای مختلف به همین دلایل است.